تبليغاتX
پستو -

پستو

 

بررسي  آفات جنبش دانشجويي

نخبه گرايي يا نخبه كشي

 

نخبه در معني عمومي آن به معني سرآمد است و اصطلاحا به افرادي اتلاق مي گردد كه در زمينه خاصي حايز تخصص و آگاهي باشند و در علوم اجتماعي سياسي  روشنفكران را بعنوان نخبگان مي خوانند.از اين حيث مي توان نخبه گرايي را توجه و تاسي به روشنفكران و نخبگان جامعه تعريف نمود. نخبه گرايي را شايد بتوان پديده اي مبارك و پسنديده بشمار آورد اما در صورت افراط در آن، مانند هر پديده ديگري ، نقيض خود را در خود پرورانده موجبات شكست جنبش هاي اجتماعي و در پي آن نا اميدي توده ها و نخبگان و در آخرين مرحله ظهور و بروز استبداد در جامعه را منجر شود. نمونه هايي از اين دست در طول تاريخ به كرات تكرار شده است ،نمومه اي از آن را مي توان در ناكامي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري 84 جستجو كرد.

به هر روي نخبه گرايي افراطي را مي توان از مهم ترين آفات هر جنبش من جمله جنبش هاي دانشجويي دانست. زمانيكه دانشجويان ، كه قشر فرهيخته جامعه و از مهم ترين اركان طبقه متوسط بشمار مي روند وظيفه اصلي خود يعني ترجمه مفاهيم و انتقال پيام از سطح اول(روشنفكران) به سطح سوم(عموم مردم ) را فراموش نموده بيش از پيش به سطوح نخبه اجتماع نزديك شوند، و مقلدانه همچون كلاغي كه راه رفتن كبك را تقليد ميكند تحت تاثير گفتمان هاي روشنفكري قرار گيرند و دچار غامض گويي و پيچيده نويسي شوند در نتيجه توده ها و عامه مردم از درك  مسايل و مفاهيم مطرح شده توسط ايشان باز مي مانند. بعلاوه توهم "خودنخبه بيني" موجب جدايش دانشجويان از عموم و حتي جدايي دانشجويان از بدنه جنبش دانشجويي مي شود.

بدبن ترتيب هم دانشجويان و جنبش دانشجويي كاركرد خود را از دست مي دهند و هم نخبگان اجتماع در حلقه بسته خود مصور خواهند ماند. زيرا ديگر قشري كه  مترجم آنان باشد از كار افتاده است. لذا در اين حالت پيام نخبگان و روشنفكران  از حد خودشان فراتر نخواهد رفت،انگار كه گويي چنين افرادي اصلا در جامعه وجود خارجي ندارند يا بعبارتي مرده به حساب مي آيند! و اينگونه است كه نخبه گرايي مترادف نخبه كشي خواهد شد.

+ نوشته شده در  جمعه 16 آذر1386ساعت 9:48  توسط سامان فيروزي  |