تبليغاتX
پستو -

پستو

استقلال دانشگاه

 

امروزه در بسياري از كشورهاي توسعه يافته دانشگاهها را حايز موقعيت شرايطي و حساسيت هاي خاص قلمداد ميكنند و اين حساسيت ها را  در جامعه مورد توجه قرار داده  به رسميت مي شناسند. در اين كشورها تلاش عموم بر آن است كه ناهنجاري ها و چالش هاي احتمالي پيش رو در محيط دانشگاه و با دستان خود دانشجويان مرتفع گردد، گرچه امور مربوط به دانشجو و دانشگاه اموري فوق قانون تلقي نمي گردد.

در اين جوامع دولت و نهادهاي برون دانشگاهي تنها در حد تامين نيازهاي دانشگاه  و كمك به ارتقاء پايه هاي علمي آن ها در مسايل دانشجويي دخالت مي كنند لذا محيط هاي آموزشي حايز استقلال ويژه بوده  با تفكيكي مشخص هيئت امنا و شوراهاي دانشجويي در اين حوزه صاحب راي و تصميم هستند. آنان از  تجارب گذشته خود دريافته اند كه دخالت هاي خارج دانشگاه نمي تواند آثار مثبتي بر جاي بگذارد.

مسئله تصميم گيري حكومت و جريانات سياسي از بيرون دانشگاه امري است كه در ايران نيز مسبوق به سابقه بوده و آزمون خود را پس داده است. در زمان ديكتاتوري پهلوي  كه از لحاظ  سازماندهي امكانات و اعتبارات توانايي انجام امور اينچنيني را داشت اين قبيل اعمال تجربه تلخي  از خود بر جاي گذاشت و رژيم ظرف چند دهه تلاش بي وقفه كه آخرين مرحله آن  ايجاد شاخه اي تحت عنوان شاخه دانشجويي در حزب حكومتي رستاخيز بود موفق به ايجاد پايگاهي براي خود در دانشگاهها نشد.نتيجه اين اعمال وقوع فاجعه 16 آذر و افزايش گرايش به     مبارزات مسلحانه در ميان قشر دانشجو بود.

لذا با در نظر گرفتن موارد فوق در مي يابيم كه امنيتي كردن فضاي دانشگاهها كه عده اي در پي انجام آن هستند و القائات رعب آور تحت عنوان فريبنده "مصلحت" و نيز سوء استفاده از ارزش ها بعنوان "ابزار" براي كنترل دانشجويان و به خدمت در آوردن عده اي از دانشجويان در راستاي اين اهداف حركتي مذموم و ومحكوم به شكست است.

 اگر خواهان رشد و باروري انديشه  هستيم مي بايست براي نقد اصالت و ارزش قائل باشيم. مسئولين دانشگاه ها بايستي متوجه باشند كه دانشگاه به مثابه وجدان جامعه است.  درصورت سركوب وحدان نفس اماره بر انسان مسلط ميشود. در جامعه نيز چنين است.

+ نوشته شده در  جمعه 16 آذر1386ساعت 9:47  توسط سامان فيروزي  |