تبليغاتX
پستو -

پستو

سامان صفرزایی- نسریه دانشجویی دگرباش

 

سقوط آزاد

 

در فراخوانی که برای تجمع اول آبان ماه در دانشگاه صنعتی شاهرود ابلاغ شد،دانشجويان معترض مطالبات خود را به چهار دسته تقسيم كردند كه نخستين  خواسته ي آن فهرست به لغو حكم صادره عليه علي قلي زاده -مبني بر يكسال از محروميت ازتحصيل- اشاره داشت.. از آنجا كه اصلي ترين دليل نگارنده ي براي حضور در آن تحصن همين بند از فراخوان بود ليك در اين نوشته بر آن خواهم بود كه ابعاد و نتايج چنين حكمي را برشمارم.

چنين حكم اسف باري از چند زاويه قابل نقد است و در پس اين نقد دلايل محكمي خواهيم يافت براي اينكه براي لغو آن بخش زيادي از نيروي خود را به كار گيريم و از مسئولان دانشگاه بخواهيم كه اين حكم را مورد تجديد نظر جدي قرار دهند.

 در نگاه اول شايد بسياري از ما با خويش بگوييم كه تعليق حكمي است منحصر به يك دانشجو و او هزينه ي فعاليت هايي را مي پردازد كه خويش از نتايج آن اگاه بوده است پس حال كه خطري متوجه ما نيست او را بگذاريم و بگذريم. اما به باور من قضيه بدين سادگي نخواهد بود. تلاش براي لغو حكم علي در درجه ي اول به خاطر خطري است كه با اجرايي شدن آن امنيت تحصيلي ديگر دانشجويان به صورتی هولناک تهديد خواهد شد. در حقيقت فتح بابي خواهد بود براي آنكه دانشجويايي كه از آنان رفتار مطلوب و مورد طبع سياس هاي دانشگاه سر نمي زند تيغ برنده ي تعليق و محروميت از تحصيل را با تمام وجود در بالای سر احساس كنند و زين پس تنها كرداري را در پيش گيرند كه مسئولان به آن امر مي كنند. در واقع چنين رويكردي در بلند مدت اثرات بسيار مخربي بر جاي خواهد گذاشت. تجربه نشان داده است كه از قضا مسئولان در شرايطي كه احساس كنند دانشجويان مضطرب از تنبيه هاي احتمالي مي باشند و مراقب رفتار خود هستند تصميم مي گيرند تا با استفاده از اين اهرم فشار روز به روز دامنه ي محدوديت هاي خود را گسترش دهند. شعاع خطوط قرمز زياد و زياد تر خواهد شد و ترس و واهمه ي دانشجويان سرعت غريبي به خود خواهد گرفت. شك نكنيد كه اگر امروز حكم تعليق نتيجه ي انتقاد از سياست هاي بنيادين دانشگاه است فردا روز چنين تنبيهي متوجه كنش هاي بسيار ساده تري خواهد شد. سيري پله اي طي خواهد شد. فردا روز دانشجويان به دليل فعاليت هاي صنفي از تحصيل باز خواهند ماند. در پي آن روابط فردي مورد تفتيش قرار خواهد گرفت و آنان كه دلي در گروي كسي داشته باشند به امر بنيادگرايان محروم از تحصيل مي شوند و معلق در زمين و هوا. روندي كه شايد منجر به آن شود كه در روزگاري نه چندان دور حتي پسران و دختران به خاطر پوشش خود در دام اين مجازات اسف بار بيفتند و آِينده ي تحصيل خود را در خطر ببنيد. حكمي به غايت شوم كه اگر امروز در برابر آن سر خم كنيم دير يا زود به دلايلي بسيار پيش پا افتاده گريبان گير بخشي از دانشجويان خواهد شد كه به هر طريقي به خواسته هاي دانشگاه دهن كجي مي كنند. حال اين دهن كجي ممكن است مقاله اي سياسي باشد، اعتراضي صنفي و خودماني باشد و يا آنكه بر تن كردن لباسي مغاير با خواسته هاي سياه پوشان باشد.

در واقع حكايت ما اگر از كنار اين حكم به سادگي بگذاريم حكايت دل نشيني نخواهد بود. براي توجيه خويش مي گوييم كه پيكان چنين حكمي متوجه فردي و مردي ديگر است پس مااز براي چه  امروز شادي و آرامش خود را به خاطر ديگري به خطر اندازيم. ما كه راه خود را مي رويم و اين راه سبز و بي فراز و نشيب است. تصوري كه تصور مي كنم خام است و سرشار از اشتباه.چنين ديدگاهي در صورت دل انگيز اما در سيرت بسيار خطرناك است. اگر چنين تفكري در مكاني چون دانشگاه جا بيفتد عواقب بسيار اسف باري به بار خواهد آورد. نگاهي كه تعبير عيني كابوس سقوط زاد است. چنين تفكري مصداق انساني است كه از برجي در حال سقوط است اما در هنگام سقوط براي دلگرم نمودن خويش مدام زمزمه مي كند : " تا اينجا كه بد نبوده است." او حق دارد .  همه چيز مطابق ميل است و اوضاع به كام. تراژدي زماني رخ خواهد داد كه او مست از آرامش سقوط ناگاه به زمين برخورد خواهد كرد. برخوردي با شدتی باور ناکردنی كه بي شك هشياري را به بار خواهد آورد. لكن در پس آن هشياري استخوان ها همه خرد و فشرده شده اند و ديگر رمقي براي برخواستن باقي نخواهد ماند. ما نيز مي توانيم مدهوش كيف و كوك سقوط شويم. مي توانيم به روي خود نياوريم كه در حال سقوط هستيم. اما شما را بخدا، شما را به خدا از ياد مبريد كه لحظه ي نقش بر زمين شدن نيز در كار است. لحظه اي كه به خود مي آييم و در مي ياببيم همه چيز از دست رفته است. آنجا كه براي كوچكترين تخطي از دستورات والا مقامان و عاليجنبان پايمان به كميته هاي انضباطي باز خواهد شد. آنجا كه معلق شدن از تحصيل حكمي خواهد شد عمومي براي همه ي آناني كه دستي از پا خطا كرده اند.

هم كلاسي هاي عزيز قرار است پيش از اين سقوط آزاد دست خود را از جايي بگيريم. گرفتن دستان آنان كه مشمول حكم تعليق شده اند اولين قدم براي قرار نگرفتن در اين سراشيبي تند و تيز خواهد بود. بد نيست او را تنها نگذاريم چرا كه هم انسانيت را پاس داشته ايم و حكمي غيرمتعارف را ملغي كرده ايم و هم كاري كرده ايم كه به مثابه ي مقاومت در برابر باز شدن دروازه اي شوم است كه در صورت گشوده شدن تمام ما را به درون قلعه اي پر التهاب هدايت خواهد نمود. قلعه اي زندان گونه كه فرار از آن به سادگي ممكن نخواهد بود.

این یادداشت را با شعری از آن مرد اهل "نور" به پایان می برم:

"آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید

یک نفر در آب دارد می سپارد جان

یک نفر دارد که دست و پای دایم می زند

روی این دریای تند و تیز و سنگین که می دانید"

آیا برای نجات او تنی به آب خواهیم زد و یا در زیر آفتاب گرم و آرام ساحل  مسخ می شویم و غرق شدنش را به تماشا خواهیم نشست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آبان1386ساعت 16:24  توسط پستو  |