تبليغاتX
پستو - به یاد قیصر...

پستو

سفر ایستگاه

قطار مى رود
تو مى روى
تمام ايستگاه مى رود
و من چقدر ساده ام
كه سال هاى سال
در انتظار تو
كنار اين قطار رفته ايستاده ام
و همچنان
به نرده هاى ايستگاه رفته
تكيه داده ام!

طرحی برای صلح

شهیدی که بر خاک می خفت

سرانگشت در خون خود می زد و می نوشت

دو سه حرف بر سنگ:

" به امید پیروزی واقعی

نه در جنگ ،

که بر جنگ"

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آبان1386ساعت 15:10  توسط سامان فيروزي  |