تبليغاتX
پستو

پستو

 

بررسي  آفات جنبش دانشجويي

نخبه گرايي يا نخبه كشي

 

نخبه در معني عمومي آن به معني سرآمد است و اصطلاحا به افرادي اتلاق مي گردد كه در زمينه خاصي حايز تخصص و آگاهي باشند و در علوم اجتماعي سياسي  روشنفكران را بعنوان نخبگان مي خوانند.از اين حيث مي توان نخبه گرايي را توجه و تاسي به روشنفكران و نخبگان جامعه تعريف نمود. نخبه گرايي را شايد بتوان پديده اي مبارك و پسنديده بشمار آورد اما در صورت افراط در آن، مانند هر پديده ديگري ، نقيض خود را در خود پرورانده موجبات شكست جنبش هاي اجتماعي و در پي آن نا اميدي توده ها و نخبگان و در آخرين مرحله ظهور و بروز استبداد در جامعه را منجر شود. نمونه هايي از اين دست در طول تاريخ به كرات تكرار شده است ،نمومه اي از آن را مي توان در ناكامي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري 84 جستجو كرد.

به هر روي نخبه گرايي افراطي را مي توان از مهم ترين آفات هر جنبش من جمله جنبش هاي دانشجويي دانست. زمانيكه دانشجويان ، كه قشر فرهيخته جامعه و از مهم ترين اركان طبقه متوسط بشمار مي روند وظيفه اصلي خود يعني ترجمه مفاهيم و انتقال پيام از سطح اول(روشنفكران) به سطح سوم(عموم مردم ) را فراموش نموده بيش از پيش به سطوح نخبه اجتماع نزديك شوند، و مقلدانه همچون كلاغي كه راه رفتن كبك را تقليد ميكند تحت تاثير گفتمان هاي روشنفكري قرار گيرند و دچار غامض گويي و پيچيده نويسي شوند در نتيجه توده ها و عامه مردم از درك  مسايل و مفاهيم مطرح شده توسط ايشان باز مي مانند. بعلاوه توهم "خودنخبه بيني" موجب جدايش دانشجويان از عموم و حتي جدايي دانشجويان از بدنه جنبش دانشجويي مي شود.

بدبن ترتيب هم دانشجويان و جنبش دانشجويي كاركرد خود را از دست مي دهند و هم نخبگان اجتماع در حلقه بسته خود مصور خواهند ماند. زيرا ديگر قشري كه  مترجم آنان باشد از كار افتاده است. لذا در اين حالت پيام نخبگان و روشنفكران  از حد خودشان فراتر نخواهد رفت،انگار كه گويي چنين افرادي اصلا در جامعه وجود خارجي ندارند يا بعبارتي مرده به حساب مي آيند! و اينگونه است كه نخبه گرايي مترادف نخبه كشي خواهد شد.

+ نوشته شده در  جمعه 16 آذر1386ساعت 9:48  توسط سامان فيروزي  | 

استقلال دانشگاه

 

امروزه در بسياري از كشورهاي توسعه يافته دانشگاهها را حايز موقعيت شرايطي و حساسيت هاي خاص قلمداد ميكنند و اين حساسيت ها را  در جامعه مورد توجه قرار داده  به رسميت مي شناسند. در اين كشورها تلاش عموم بر آن است كه ناهنجاري ها و چالش هاي احتمالي پيش رو در محيط دانشگاه و با دستان خود دانشجويان مرتفع گردد، گرچه امور مربوط به دانشجو و دانشگاه اموري فوق قانون تلقي نمي گردد.

در اين جوامع دولت و نهادهاي برون دانشگاهي تنها در حد تامين نيازهاي دانشگاه  و كمك به ارتقاء پايه هاي علمي آن ها در مسايل دانشجويي دخالت مي كنند لذا محيط هاي آموزشي حايز استقلال ويژه بوده  با تفكيكي مشخص هيئت امنا و شوراهاي دانشجويي در اين حوزه صاحب راي و تصميم هستند. آنان از  تجارب گذشته خود دريافته اند كه دخالت هاي خارج دانشگاه نمي تواند آثار مثبتي بر جاي بگذارد.

مسئله تصميم گيري حكومت و جريانات سياسي از بيرون دانشگاه امري است كه در ايران نيز مسبوق به سابقه بوده و آزمون خود را پس داده است. در زمان ديكتاتوري پهلوي  كه از لحاظ  سازماندهي امكانات و اعتبارات توانايي انجام امور اينچنيني را داشت اين قبيل اعمال تجربه تلخي  از خود بر جاي گذاشت و رژيم ظرف چند دهه تلاش بي وقفه كه آخرين مرحله آن  ايجاد شاخه اي تحت عنوان شاخه دانشجويي در حزب حكومتي رستاخيز بود موفق به ايجاد پايگاهي براي خود در دانشگاهها نشد.نتيجه اين اعمال وقوع فاجعه 16 آذر و افزايش گرايش به     مبارزات مسلحانه در ميان قشر دانشجو بود.

لذا با در نظر گرفتن موارد فوق در مي يابيم كه امنيتي كردن فضاي دانشگاهها كه عده اي در پي انجام آن هستند و القائات رعب آور تحت عنوان فريبنده "مصلحت" و نيز سوء استفاده از ارزش ها بعنوان "ابزار" براي كنترل دانشجويان و به خدمت در آوردن عده اي از دانشجويان در راستاي اين اهداف حركتي مذموم و ومحكوم به شكست است.

 اگر خواهان رشد و باروري انديشه  هستيم مي بايست براي نقد اصالت و ارزش قائل باشيم. مسئولين دانشگاه ها بايستي متوجه باشند كه دانشگاه به مثابه وجدان جامعه است.  درصورت سركوب وحدان نفس اماره بر انسان مسلط ميشود. در جامعه نيز چنين است.

+ نوشته شده در  جمعه 16 آذر1386ساعت 9:47  توسط سامان فيروزي  | 

سال گذشته در تنها شماره ای که از نشریه جنبش منتشر شد مطلبی نوشتم تحت عنوان"مصباح در دانشگاه صنعتی شاهرود" و گفتم روند حاکم بر دانشگاههای کشور نشات گرفته از تفکرات مصباح یزدی است !

آن موقع بسیاری از دوستان نسبت به این مقاله انتقاد کردند و موضع منفی گرفتند و گفتند که این حرف نامربوط است !!!

 

حالا بخوانید: 

قول وزیرعلوم به مصباح ‌یزدی برای‌ تحولات گسترده در دانشگاهها

در آستانه 16 آذرماه روز دانشجو، «محمد مهدی زاهدی» وزیر علوم به همراه جمعی از مدیران این وزارتخانه به دیدار «محمدتقی مصباح‌یزدی» رفتند. مصباح‌یزدی كه از محوری‌ترین عناصر دوره اول انقلاب فرهنگی در دهه 60 بوده و از ادامه آن روند بشدت دفاع می‌كند، در این جلسه انتقاداتی را از وضعیت دانشگاهها بیان كرد كه در پاسخ، وزیر علوم وعده داد طبق برنامه‌ای پنج‌ساله فضای دانشگاهها كاملا متحول شود.

در این دیدار مصباح یزدی با قدردانی از عملکرد دو ساله وزارت علوم گفت: از همان آغاز کار ستاد ۶ نفره انقلاب فرهنگی، مقرر شد کتاب‌های معارف برای تدریس در دانشگاه‌ها را خود ستاد تهیه کند و استادش را حوزه تأمین نماید ولی درخصوص تربیت اساتید معارف هیچ تصمیمی گرفته نشد و نتیجه‌اش همین است که ما اکنون با کمبود ۵۰۰۰ استاد معارف در دانشگاه‌ها مواجه هستیم.

رییس موسسه آموزشی ـ پژوهشی امام خمینی با انتقاد از «عدم پیشرفت قابل توجه در خصوص اسلامی شدن دانشگاه‌ها»، گفت: در دوران گذشته در جلسات اسلامی شدن دانشگاه‌ها، حتی نامی هم از اسلام برده نمی‌شد تا جایی که مقام معظم رهبری از وزیر علوم وقت، اسلامی شدن دانشگاه‌ها را خواستار شدند ولی متأسفانه این امر محقق نشد.

وی با اشاره به پشتیبانی همه‌جانبه موسسه آموزشی ـ پژوهشی امام خمینی از اسلامی شدن دانشگاه‌ها گفت: وقتی دولتی بخواهد در خصوص اسلامی شدن دانشگاه‌ها گام بردارد به نظر می‌رسد که راه خیلی روشنی در پیش دارد؛ چنانچه ما در اولین دیدار با رییس جمهور دولت نهم آمادگی خود را در این خصوص به عنوان یک وظیفه شرعی اعلام کردیم و سعی می‌کنیم همه توان خود را در انجام این مهم و همکاری با دولت به کار گیریم.

مصباح یزدی همچنین در پایان به وزیر علوم توصیه کرد بار دیگر دوره‌های تربیت مدرسین دانشگاه‌ها در دانشگاه تربیت مدرس راه اندازی شود. وی در این زمینه اظهار داشت: سعی کنید یکی از کارهایتان انجام امور ماندگار باشد به عنوان مثال راه‌اندازی مجدد دوره‌های تربیت مدرسین دانشگاه‌ها در دانشگاه تربیت مدرس، می‌تواند یکی از این امور باشد.

همچنین در این دیدار زاهدی، وزیر علوم، با ارائه گزارشی از وضعیت فرهنگی در دانشگاه‌ها اظهار داشت: قبل از دولت نهم در دانشگاه‌ها بعضی از جریانات سیاسی فضایی را ایجاد کرده بودند که در آن صحبت از دین و معنویت در کنار تحصیل بسیار مشکل بود. فضای حاکم بر دانشگاهها نسبت به گذشته بسیار فرق کرده. فکر می‌کنم با برنامه‌ریزی‌های انجام گرفته در ۵ سال آینده به جایی برسیم که هنگام ورود به دانشگاه حس کنیم که به یک دانشگاه اسلامی قدم گذاشته‌ایم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 آذر1386ساعت 15:18  توسط سامان فيروزي  | 

 

نشریات دانشجویی٬ محدودیت یا آزادی؟

در شرایطی که فضا بر فعالین دانشجویی روز به روز تنگ تر می گردد و مسئولین از هر اهرم فشاری برای ایجاد محدودیت استفاده می کنند،ناباورانه شاهد آن هستیم که عده ای با کتمان حقایق،آشکارا اعمال محدودیت بر نشریات دانشجویی را(که رفع آن از خواسته های متحصنین اول آبان بود) کذب و نادرست می خوانند.

از آنجا که تصمیم گیری در زمینه صدور مجوز برای نشریات دانشجویی بر عهده کمیته ای تحت عنوان "کمیته ناظر بر نشریات دانشگاهی" می باشد،بعنوان عضو دانشجویی این کمیته بیان برخی حقایق تلخ را برای تنویر افکار عمومی جامعه دانشجویی ضروری می دانم. پر واضح است که دانشجویان فهیم، خود به درستی صدق را از کذب و صادق را از مکذب تشخیص می دهند.

آنچه در زیر می آید تنها بخشی از نقض مفاد آیین نامه مربوط به نشریات توسط مسئولینی است که وجود محدودیت های فراقانونی بر نشریات دانشجویی را انکار می کنند:

1-علی رغم تصریح آیین نامه بر صدور مجوز انتشار نشریه ظرف مدت 15روز از درخواست[بند9-ماده2]و به رغم اصرار اعضای دانشجویی، مدت 5ماه است که در دانشگاه صنعتی شاهرود هیچ مجوزی برای متقاضیان انتشار نشریه صادر نگردیده است.

شایان ذکر است که از زمان روی کار آمدن معاونت دانشجویی جدید به عنوان رییس کمیته ناظر، هیچ درخواست مجوزی برای هیچ نشریه ای بررسی نشده است!

2-گرچه طبق آیین نامه هیچ مقام دولتی و غیر دولتی حق ندارد به کنترل محتوای نشریات مبادرت نماید[بند1- ماده3] در دانشگاه ما مدیران مسئول موظفند که نشریات خود را پیش از توزیع به مدیر امور فرهنگی(دبیر کمیته)تحویل دهند که این مساله با بند 11 ماده 2 نیز در تناقض است.

3-با اینکه بر اساس آیین نامه،پردیس های دانشگاهی و خوابگاهها در حکم محدوده دانشگاهی محسوب می شوند[تبصره5از بند1 ماده1] و توزیع نشریات طبق همان ماده در محدوده دانشگاه بلامانع است ، با این حال هر از گاهی مشاهده شده که از توزیع نشریات علی الخصوص در خوابگاه دختران ممانعت به عمل آمده است.

همچنین در روز ثبت نام دانشجویان جدید الورود از توزیع یکی از نشریات مستقل در صحن دانشگاه جلوگیری شده است.

4-در آیین نامه آمده است در صورتیکه صاحب امتیاز ظرف مدت یکسال از زمان صدور مجوز یا از تاریخ آنتشار آخرین شماره نشریه(پس از اخطار کتبی و مهلت یکماهه)اقدام به انتشار نشریه نکند مجوز صادره از اعتبار ساقط است.[بند12 – ماده2]

روند پیش گرفته شده در دانشگاه صنعتی شاهرود در این قبیل موارد،ابطال مجوز نشزیه بدون دادن مهلت یکماهه و عدم ابلاغ اخطار کتبی است که این منوال نقض آشکار آیین نامه است.

5-به رغم آنکه در آیین نامه هیچ بندی درباره لزوم "داشتن سابقه نشریاتی"برای صدور مجوزها لحاظ نگردیده است،و از سوی دیگر طبق همان آیین نامه تعیین و تصویب هرگونه شرایط و مقررات مغایر و محدودکننده علاوه بر مفاد آیین نامه، نظیر صدور مجوزهای مشروط یا موقت،ممنوع است متاسفانه مسئولین در صدد تصویب محدودیت هایی مبنی بر "لزوم داشتن سابقه نشریاتی"در صدور مجوزها بودند که خوشبختانه با هوشیاری نمایندگان دانشجویی کمیته ناظر تا کنون ناکام مانده است.

+ نوشته شده در  جمعه 18 آبان1386ساعت 10:29  توسط سامان فيروزي  | 

سفر ایستگاه

قطار مى رود
تو مى روى
تمام ايستگاه مى رود
و من چقدر ساده ام
كه سال هاى سال
در انتظار تو
كنار اين قطار رفته ايستاده ام
و همچنان
به نرده هاى ايستگاه رفته
تكيه داده ام!

طرحی برای صلح

شهیدی که بر خاک می خفت

سرانگشت در خون خود می زد و می نوشت

دو سه حرف بر سنگ:

" به امید پیروزی واقعی

نه در جنگ ،

که بر جنگ"

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آبان1386ساعت 15:10  توسط سامان فيروزي  | 

به مناسبت  شب قدر :

 

سحرگاهان که در خوابی

تو را من لینک خواهم کرد

به بقال محل هم لینک خواهم داد

به وبلاگ گدایان و سپوران نیز خواهم رفت

سحرگاهان که در خوابید من هم خواب خواهم دید

مرا هک کن

خیالی نیست

دوباره آی دی از نو

و روز از نو

تمام شب به روزم من

و یک وبلاگ پر کامنت خواهم زد

و با فیلتر شکن یک روز

وبلاگ خدا را باز خواهم کرد.

 

 

منبع:وبنوشت(وبلاگ محمدعلی ابطحی)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 23:59  توسط سامان فيروزي  | 

با عنايت به فرموده  وزير ارشاد مبني بر اينکه"بسياري از کشورها آرزوي داشتن احمدي نژاد را دارند" ، خبر هاي رسيده از خاور دور حکايت از فعاليت يک گروه ژاپني براي شبيه سازي ژنتيکي رئيس جمهور ما را دارد!ژاپني ها اعلام کرده اند که از احمدي نژاد شبيه سازي شده براي رياست جمهوري کشورشان جهت رسيدن به ژاپن اسلامي استفاده خواهند کرد.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت 20:26  توسط سامان فيروزي  | 

شماره جدید(شماره شهریور) نشریه طنز و کاریکاتور بچه مشد -اولین نشریه طنز و کاریکاتور در شرق کشور- منتشر شده و از هم اکنون در کلیه دکه های روزنامه فروشی مشهد  قابل تهیه است.

البته این عکس  به طرح جلد شماره قبلی نشریه طنز و کاریکاتور ((بچه مشد))مربوط میشود.

برای مشاهده طرح جلد جدید و  یکی از مطالب کوتاه چاپ شده در آن نشریه اینجا  کلیک کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 0:0  توسط سامان فيروزي  | 

بسياري  از مردم اگزوپری را با" شازده کوچولو" مي شناسند اما شايد همه ندانند كه او خلبان جنگي بود و با نازيها جنگيد وكشته شد . قبل از شروع جنگ جهاني دوم اگزوپري در اسپانيا با ديكتاتوري فرانكو مي جنگيد .   او  تجربه هاي حيرت آور  خود را در مجموعه ا ي به نام لبخند گرد آوري كرده است.وی در يكي از خاطراتش مي نويسد كه او را اسير كردند و به زندان انداختند او كه از روي رفتارهاي خشونت آميز نگهبانها حدس زده بود كه روز بعد   اعدامش خواهند كرد مينويسد :

  مطمئن بودم كه مرا اعدام خواهند كرد به همين دليل بشدت نگران بودم . جيبهايم را گشتم تا شايد سيگاري پيدا كنم كه از زير دست آنها كه حسابي لباسهايم را گشته بودند  در رفته باشد يكي پيدا كردم وبا دست هاي لرزان آن را به لبهايم گذاشتم ولي كبريت نداشتم . از ميان نرده ها به زندانبانم نگاه كردم . او حتي نگاهي هم به من نينداخت درست مانند يك مجسمه آنجا  ايستاده بود .   فرياد زدم "هي رفيق  كبريت داري؟ "  به من نگاه كرد شانه هايش را بالا انداخت وبه طرفم آمد .   نزديك تر كه آمد  و كبريتش را روشن كرد  بي اختيار نگاهش به نگاه من دوخته شد .لبخند زدم ونمي دانم چرا؟ شايد از شدت اضطراب،   شايد به خاطر اين كه خيلي به او نزديك بودم و نمي توانستم  لبخند نزنم . در هر حال لبخند زدم وانگار نوري فاصله بين دلهاي ما را پر كرد ميدانستم كه او به هيچ وجه چنين چيزي را نميخواهد ....ولي گرماي لبخند من از ميله ها گذشت وبه او رسيد و روي لبهاي او هم لبخند شكفت . سيگارم را روشن كرد ولي نرفت و همانجا ايستاد   مستقيم در چشمهايم نگاه كرد و لبخند زد  من حالا با علم به اينكه او نه يك    نگهبان زندان كه يك انسان است به او لبخند زدم نگاه او حال و هواي ديگري پيدا كرده بود. پرسيد: " بچه داري؟ " با دستهاي لرزان كيف پولم را بيرون آوردم وعكس اعضاي خانواده ام را   به او نشان دادم وگفتم :" اره ايناهاش " او هم عكس بچه هايش را به من نشان داد ودرباره نقشه ها و آرزوهايي كه براي آنها داشت برايم صحبت كرد. اشك به چشمهايم هجوم آورد . گفتم كه مي ترسم ديگر هرگز خانواده ام را نبينم.. ديگر نبينم كه بچه هايم چطور بزرگ مي شوند . چشم هاي او هم پر از اشك شدند. ناگهان بي آنكه كه حرفي بزند . قفل در سلول مرا باز كرد ومرا بيرون برد. بعد هم مرا بيرون زندان و جاده پشتي آن كه به شهر منتهي مي شد   هدايت كرد نزديك شهر كه رسيديم تنهايم گذاشت و برگشت بي آنكه كلمه اي حرف بزند.

یک لبخند زندگی مرا نجات داد.          

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 شهریور1386ساعت 21:37  توسط سامان فيروزي  | 

به خدا من شروع نکردم ! اول خانم ولیان و  حالا هم سید مهدی شروع کرده ! من سربه سر کسی نگذاشتم! ولی خب از خودم دفاع می کنم ! در ابتدا هم از این دو بزرگوار طلب بخشش میکنم ! لطفا حلال کنید مارا ! (مخصوصا خانم ولیان که باهاشون بیرون وبلاگ ارتباط ندارم مجبورم اینجا طلب حلالیت کنم !)

ببخشید ! مباحث شخصی به کنار ! و اما....

سید جان

 

1- عبارت نازیبای "سر و صدا کردن و کوبیدن فعالیت های انجمن اسلامی از بیرون"  نشان میدهد که شما هم مثل بعضی های دیگر بحث "خودی" و "غیر خودی" را مطرح میکنید و  افراد منتقد را به عنوان افراد "بیرون" انجمن قلمداد می کنید ! در صورتی که بنده شخصا بارها بر "نقد درون گفتمانی" تاکید کرده ام.و بر خلاف شما سایر افراد منتقد عملکرد انجمن را "انجمنی" می دانم.

از این سخن ها بوی ناخوشایند "انحصارطلبی" به مشام میرسد. گویا برخی خودرا میراث داران انجمن می دانند و ملک اختصاصی خود...

دغدغه شخص من برای انجمن از شما بیشتر نباشد کمتر نیست... 

2- زمان تصویب بیانیه بنده  حضور نداشتم( به گمانم شاید بعنوان علی البدل هنوز عضو شورای مرکزی نشده بودم)اما بلافاصله پس از دیدن بیانیه از آن انتقاد کردم! و نه نزدیک انتخابات و آنگونه که شما میگویید یا بهتر بگویم سمپاشی میفرمایید! (به بقیه کار ندارم)

3 شکل ایده آل حکومت را جمهوری میدانم اما بعنوان یک اتوپیای دست نیافتنی در ایران.در انتخابات ریاست جمهوری بر اساس واقعیت موجود(و نه ایده آل ذهنی) تصمیم گرفتم. و تناقضی بین این دو نمی بینم.

 شخصا قایل به وجود مردمسالاری(دینی) در حکومت فعلی نیستم بلکه آن را نوعی مردمداری دینی می دانم.

گویا فراموش کرده اید که از لحاظ حقوقی فیلتری بنام شورای نگهبان (از منتصبین با واسطه و بی واسطه رهبری) بر انتخابات خبرگان نظارت میکند تا حدی که شخص با سابقه ای مثل مجید انصاری را ردصلاحیت میکند!(و خودشان هم کاندیدا هستند و هم تایید کننده ! و سیستم دوری شورای نگهبان-خبرگان-رهبری والخ) آنوقت ساده لوحانه سخن از عزل رهبر میزنید! توقع دارید یوسفی اشکوری خلع لباس شده وارد خبرگان شود یا کدیور یا منتظری یا... !؟!

بگذارید برخلاف ادبیات خودم از ادبیات نازیبای خودتان استفاده کنم :"باید عرض کنم که شما و عده ای دیگر از دوستان یا در عالم هپروت به سر می برید و از قانون اساسی و ساختار واقعی قدرت در این کشور خبر ندارید "

بله ! طبق همان قانون اساسی مرجع تفسیر شورای نگهبان است ! و ریش و قیچی دست آنان و تفیسرهای ناصواب استصوابیشان !

پس خبرگان(نمیتواند) !

4- متاسفانه شما هم مثل برخی دوستان دچار توهم توطئه شده اید که می گویید :

-چی شد همه ی این انتقادات یک دفعه نزدیک انتخابات شورای مرکزی یادشان آمد؟!!!

 از این انتقادات قصد دیگری دارید.

5-متاسفانه با یک انتقاد از جا در می رویم ! ادعای دموکراسی هم داریم !!!

در پایان بگویم که اگر از شما انتقادی کردم در قالب مطلب طنز فعالیتها پس از انحلال بود و صرفا یک کامنت !(و یکبار مباحثه مستقیم)و انتظار نداشتم که اینچنین مرا درو کنید !!! قصد نداشتم چیزی بنویسم اما بعلت نواختن مستقیم شخص خودم در مطلبتان مجبور به پاسخگویی شدم. 

 

ومن الله التوفیق

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 23:58  توسط سامان فيروزي  | 

با عنایت به مطالب سرشار ار امید !! آقایان نظری فرد ٬هادیانپور و چاوشیان و کامنت های امیدوارکننده!!! خانم بختیاری زاده در باره آن مطالب !!

فاتحه مع الصلوات

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 0:34  توسط سامان فيروزي  | 

1-صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران روز گذشته در برنامه ای تکاندهنده از فعالیتهای براندازانه علیه  نظام پرده برداشت.

در این برنامه، آقا کلاغه -کلاغ خونه مادربزرگه-که در مدت اقامتش در زندان تبدیل به  آغا کلاغه شده بود اعتراف کرد که توسط مخمل اغفال شده است. وی ادامه داد که این گربه مزدور اجنبی پرست جیره خوار قصد راه اندازی یک انقلاب به نام خودش  در ایران را داشته است.

 

این کلاغ در بخش دیگر اعترافاتش اعلام کرد که رابط ساروس و مخمل، سردسته انقلابیون مخملی بوده است و برای بیگانگان خبرچینی میکرده است .

همچنین روزنامه ارزشی کیهان از رابطه نامشروع مخمل با مادربزرگه، هاله اسفندیاری و رامین جهانبگلو  پرده برداشته است!همچنین از خانه مادربزرگه مقدار زیادی مواد مخدر٫ مشروبات الکلی٫سلاحهای سرد و گرم و تعداد زیادی سی دی های غیر اخلاقی به دست آمده است.

 

۲-سعید مرتضوی از پیدا شدن دو عدد کرم در دفتر یکی از روزنامه های نفتی- زنجیره ای خبر داد.

وی با اعلام واگذاری این کرمها به قاضی حداد برای اعترافگیری گفت: «همانطور که میدانید کرمها موجوداتی خزنده هستند و در راستای منافع استکبار قصد انجام کودتای خزنده  مطبوعاتی در کشور را داشته اند.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 18:34  توسط سامان فيروزي  | 

برنامه گفتگوی ویژه خبری را دیدید؟

فهمیدید که آمارهای احمدی نژادی چگونه تولید میشوند !؟ گرفتید که چرا این آمارها با آمارهای کارشناسان متفاوت است ؟

اگر متوجه نشدید این دو جمله رییس جمهور محبوب را کنار هم قرار داده نتیجه گیری کنید:

۱-با سهميه‌بندي فعلي 85 درصد مردم مشكلي ندارند و نيازشان تامين مي‌شود.

۲-حداكثر كساني كه در موضوع بنزين مشكل دارند 5 درصد هستند

شبیه همون سوتی بود که مرحوم  پروین داده بود(۸۰درصد آماده ایم !۳۰ درصد دیگه هم کار میکنیم!) ! من هم به همین مناسبت مثل مقایسه علی  دایی و هاشمی رفسنجانی(نوشته ممد قوچونی) اعلام میکنم که  پروین=احمدی نژاد !(بابا جون ! مگه خودتون ناموس ندارین !؟ من به پروین احمدی نژاد چیکار دارم آخه؟ علی پروین رو میگم !) 

+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد1386ساعت 14:13  توسط سامان فيروزي  | 

پیرو گفته سرکار خانم ولیان در باره نشریه دگرباش٬برای شفاف کردن ذهن دوستانی که همانند ایشان به نشریه کمک مالی نمودنده اند ذکر برخی مسایل را ضروری میدانم :

۱-در سال جاری ۳ شماره از نشریه دگرباش به طبع رسید که اولین نوبت آن صرفا برای جلوگیری از لغو مجوز نشریه  و سایر دفعات تنها در راستای منافع انجمن اسلامی٬انتشار مواضع و دیدگاههای آن تشکل بوده در حقیقت به عنوان تریبون غیررسمی انجمن عمل کرده است.

۲- همه کسانیکه در امر انتشار نشریه مستقل دست دارند از مصایب و دشواریهای آن آگاهند. مسئله مالی یکی از همین مسایل است. از آنجا که نشریه دگرباش در هیچ شماره اقدام به درج آگهی نکرده بود تامین مخارج انتشار آن از عهده مدیر مسئول خارج بوده است(درج آگهی در یک صفحه آ۳ معقول به نظر نمیرسد) به همین خاطر  دوستان فعال به درخواست من بخش اعظم هزینه انتشار  را بر عهده گرفتند. /دو شماره از نشریه در  داخل دانشگاه چاپ شد./به علاوه اینجانب حتی از مخالفین انجمن هم کمک مالی دریافت کرده ام!!!(چه برسد به شما!)

جمع آوری کمک مالی بلاعوض یرای انتشار نشریه مستقل امری کاملا رایج است تا آنجا که نشریات منتقد انجمن اسلامی هم برای هزینه انتشار خود اینگونه عمل میکنند.

توضیح: البته زمانیکه برای انتشار دگرباش کمک مالی جمع آوری گردید قرار شد آقای مدنی بخش عمده آنرا بر عهده گیرد و پول عزیزان را پس دهد و من نیز تاکید کردم که حساب دوستان با آقای مدنی !

۳- در پایان از کلیه دوستانی که بدون هیچگونه چشم داشتی به انتشار نشریه به صورت مالی کمک کردند تشکر میکنم:

سرکار خانم ولیان٬آقای قلی زاده٬آقای چاوشیان٬آقای مدنی٬سرکارخانم بختیاری٬آقای شاکری،آقای رنجبر٬آقای حاجیلو٬اقای قربانی نژاد٬آقای علی اکبری بیدختی

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 12:49  توسط سامان فيروزي  | 

با عنایت به انحلال انجمن ‌‌٬ همانگونه که پیش بینی می شد  فعالین این تشکل و نیز سایر فعالین دانشجویی٬ نه تنها دست از فعالیت نکشیدند٬ بلکه فعالیتشان صد چندان شده است !  گزارشها حاکی است که مانند دورانهای مختلف رکود سیاسی٬ این فعالان به سوی کارهای تئوریک٬  صوفیگری و شاعری ٬و سایر فعالیتهای فرهنگی کشیده شده اند :

۱) کتاب خاطرات سیاسی اشکان مدنی : سید اشکان مدنی در این کتاب به بیان مسایل پشت پرده دوران دبیری خود در انجمن اسلامی پرداخته است . این کتاب  در ۲۰۰صفحه به طبع رسیده است و ۱۹۹ صفحه آن به زندگی دکتر مصدق اختصاص دارد.

۲) رساله سید مهدی چاوشیان : این فعال دانشجویی در دفاع از یکی از بیانیه های واحد سیاسی انجمن٬ رساله ای در باب ((نقش خبرگان در تحکیم دموکراسی)) نوشته و در پایان آن چنین نتیجه گیری کرده که  ((ولایت فقیه  همان دموکراسی است و دموکراسی همان ولایت فقیه)) !

۳)دیوان اشعار محمد امین شاکری به همراه نوار : همچنین دیوان اشعار این شاعر  ناسخنور  در ۴۰۰ صفحه به چاپ رسید . هر ۴۰۰ صفحه این کتاب کاملا سفید است !   همراه این کتاب یک نوار خام (حاوی صدای ایشان) هم اکنون در سراسر جهان قابل دسترسی است !

۴)قسمت دوم فیلم ۳۰۰ به کارگردانی الیاس علیپور : در این فیلم تخیلی ٬ الیاس پس از ادعای اینکه میتواند در یک تحصن٬ ۳۰۰ نفر را جمع کند(در شب معارفه کاندیداها!)  این کار را انجام میدهد و سپاه ملیونی و یکدست آبی پوش دشمن را شکست میدهد!

۵)میزگرد محسن هادیانپور : وی تنها در یک مصاحبه شرکت کرد و با ضزص قاطع اعلام نمود که:(( من انجمنی...نیستم.....هستم....نیستم....هستم..... !؟!؟)) 

۷)علی قلی زاده : صدور ۷۰مین بیانیه خطاب به آزادگان جهان  از زندان اوین و مصاحبه با صدای امریکا از داخل همان زندان.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 18:19  توسط سامان فيروزي  |