تبليغاتX
پستو

پستو

بعد از پیروزی به اصطلاح آبادگران(!) در شورای شهر باید پیروزی آن ها در مجلس هفتم و سپس              ریاست جمهوری پیش بینی می شد.(چیزی که خیلی ها دوست نداشتند پیش بینی شود.)

در هر صورت با فراهم شدن  فرصتی استثنایی یعنی یک دست شدن همه ی ارگان های اجرایی و...  آبادگران و مهر ورزان و رایحه خوش خدمت و...!!! ؟؟؟) تصمیم به عملی ساختن رویاهای محیر العقول در جامعه گرفته شد. یعنی جامعه تبدیل  شد به آزمایشگاه و محیط به دست آوردن تجربه های نو برای کسانی که برای اولین بار در چنین وضعیت یک رنگی (!) به مسئولیت رسیده بودند. در حالی که در برخی مواقع طرح های امتحان پس داده هم با شکست روبه رو می شوند، دست به امتحان و آزمایشات بدیع وبعضاً دور از عقل در سطوح مختلف زدند. یک روز ساعت مملکت را عقب و جلو می کشند، روز دیگر ساعت کار بانک ها را بالا و پایین می کنند. ناگهان نرخ سود و تسهیلات را جا به جا می کنند. یک بار در مجلس به عنوان هدیه ی نوروزی به مردم طرح تثبیت قیمت ها و تثبیت قیمت بنزین را تصویب می کنند ( قبل از انتخابات ریاست جمهوری) و بار دیگرطرح افزایش قیمت و  سهمیه بندی را لازم الاجرا  می دانند  (بعد از انتخابات ریاست جمهوری) و دولت نیز که خود را ملزم به اجرای قوانین منتخبین مردم و احترام به دموکراسی می داند( البته نه در همه موارد در بعضی موارد دیگر آدم از شنیدن نام دموکراسی تهوع می گیرد.) خود را موظف به اجرای این  طرح کرده است. در جدیدترین آزمایشات سازمان برنامه و بودجه با 60 سال قدمت را منحل اعلام کرده و امور مربوط به بودجه مستقیما به نهاد ریاست جمهوری واگذار میشود.

در هر صورت تمامی این موارد و موارد دیگر از این دست اصلا به ما ربطی ندارد چون ما دانشجوییم و باید فقط درس هایمان را بخوانیم (رجوع شود به اطلاعیه ی هیات نظارت در شروع امتحانات). اما مگر می شود فقط درس خواند، دامنه ی آزمایشات جدید به دانشگاه ها هم کشیده شده است.                                            می توانیم تمامی مواردی را که از سال گذشته بارها  تکرارشده مرور کنیم، طرح کلی برای تغییر ساختار انجمن های اسلامی وتشکل های منتقد دولت در سال گذشته  با باطل کردن انتخابات، تعلیق و با ورود افراد معلوم الحال به انتخابات در سراسر دانشگاه ها به اجرا گذاشته شد. در بدیع ترین شکل آزمایش دانشجویان با عنولن ستاره دارها  از حق ادامه ی تحصیل محروم شدند. برخی از اساتیدهم بازنشانده شدند (نمیدونم فعلش درسته یا نه) یا ممنوع التدریس که شاخص ترین آنها دکتر محسن کدیور، روحانی روشن فکر است.         استقبال با شکوه و بی سابقه ی دانشجویان پلی تکنیک ا ز رییس  جمهور هم نه تنها از شدت آزمایشات نکاست بلکه به آن شدت بیشتری داد. نشریات دانشجویی در مقیاسی وسیع توقیف شدند و فعالان دانشگاهی به طورگسترده به کمیته های انضباطی احضار شدند. اما گویا این آزمایش ها هنوز جوابگو نبود که صورت جدیدی ازآن با ماجرای دستگیری دانشجویان مازندران آغاز شد وسپس دستگیری دانشجویان امیر کبیردر پی انتشار مطالب توهین آمیز در نشریات که قویاً از جانب مدیران مسئول تکذیب شد.

 اصولاً رسم بر این بود که قبل از هر انتخاباتی تا اندازه ای فضای سیاسی و مدنی جامعه باز تر می شد تا به اصطلاح شاهد حضور چشمگیر  مردم در صندوق های رای برای تعیین سرنوشت خودشان (!)باشیم. اما این بار هم درجدید ترین آزمایشات قبل از انتخابات مجلس هشتم فضای بسته ترآزمایش می شود. که از مهمترین نشانه های آن محدود کردن مطبوعات به عنوان یکی از ارکان دموکراسی ( این از آن مواردی است که گفتم شنیدن نام دموکراسی تهوع آور می شود.) است که نخستین قدم آن توقیف روزنامه هم میهن ( که کم کم به پر خواننده ترین روزنامه اصلاح طلبان تبدیل می شد) بود. از دیگر مصادیق های آن برخورد شدید با فعالان دانشجویی نظیردست گیری  دانشجویان امیرکبیر یا دستگیری اعضای دفتر تحکیم وحدت  در هفته های اخیر است. ادامه طرح خاموش کردن صدای منتقد درون دانشگاه ها با ایجاد اختلال در کار انجمن های اسلامی و سایر تشکل های دانشجویی هم شدت بیشتری یافته است. درآخر باید به دو سوال جواب داد:

1- آیا دانشگا ه ها اصولاً مکان مناسبی برای انجام آزمایشات جدید و دور از ذهن هستند یا ذاتاً محیط خطرناکی برای انجام آزمایشند؟ (از آزمایش کردن در مجاورت مواد قابل اشتعال باید پرهیز کرد.)

2- جای انجمن ما در این آزمایشات کجاست؟

در پایان توصیه می کنم  اون شعری را که دوست خوبم مهدی چاوشیان گفته بود هر روز صبح                  تکرار کنید،یادتان نرود، اگر هم وقت کردید شب ها هنگام خواب این جمله را نیز با خود زمزمه کنید:    { آن قدر باد می کارند تا طوفان درو کنند. }

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 تیر1386ساعت 14:37  توسط مهدی بامدادیان  |