با اينكه بيش از هفتاد روز از برگزاري انتخابات انجمن اسلامي مي گذرد اما هنوز نتيجه آن مشخص نشده است و هيئت نظارت هم نظر نهايي را اعلام نمي كند. از شواهد امر كاملا مشخص است كه سرنوشت انتخابات به يكسري اعمال و موضع گيري هاي شوراي مركزي قبلي گره خورده است. البته از مدت ها قبل خبر مي رسيد كه فشارهاي خارج دانشگاه براي برخورد با انجمن افزايش يافته و مسئولان دانشگاه مثل خيلي ديگر از دانشگاه هاي ديگر تحت فشار هستند. حالا شما به اين فشارها و فضاي بسته ي سياسي كنوني جامعه تحركات يكي از نهادهاي داخل دانشگاه را هم اضافه كنيد تا متوجه شويد انجمن اسلامي چه مسير سختي را در پيش رو دارد. با توجه به مسائل پيش آمده پيرامون انجمن اسلامي لازم مي دانم نكاتي را خدمت دوستان عرض كنم:
1-اينكه ما بخواهيم اين دولت با جنبش دانشجويي و جريان منتقد آن برخورد نكند انتظار بسيار بيجايي است. وقتي قدرتمند ترين وزير دولت نهم جنبش دانشجويي را برانداز نرم مي داند و در راس وزارت علوم فردي مثل زاهدي قرار دارد ، برخورد با فعالان دانشجويي كه هميشه صداي منتقدشان را حفظ مي كنند ، اصلا دور از انتظار نخواهد بود. در واقع ما از روز اول روي كار آمدن احمدي نژاد و يك لشكر پشت سرش بايد خودمان را براي مواجهه با اين برخوردها آماده مي كرديم.
2- مشكلات اخير به ما ثابت كرد كه اتكا به آيين نامه تشكل ها براي دفاع از كيان انجمن اسلامي هم اشتباه محض است. در حالي كه ما هيچ گاه خلاف اساسنامه انجمن و آيين نامه تشكل ها عمل نكرده ايم اما اين اسناد آنقدر مبهم و تفسيرپذير هستند كه راه را براي هرگونه سواستفاده اي باز مي گذارند. در واقع آيين نامه تشكل هاي اسلامي به گونه اي تنظيم شده است كه راه هاي فراوان و متعدد را براي برخورد با تشكل ها را باز گذاشته است. واقعا دست تنظيم كنندگان اين آيين نامه بويژه آقاي معين درد نكند!
3- يك مشكلي كه اكنون انجمن هاي اسلامي با آن دست به گريبان هستند ، نفهم بودن طرف مقابلشان است. در واقع اين طرف مقابل يا واقعا كمبود ضريب هوشي دارد يا خودش را به آن راه مي زند. محدود دانستن انجام اسلامي به يك دفتر و يك بودجه كه آن هم بايد به تاييد وزارت علوم برسد ، اشتباه محض و كج فهمي خطرناكي است. انجمن اسلامي در بدو تاسيس از حكومت وقت اجازه نگرفت و در دانشگاه هم دفتر و بودجه نداشت ولي يكي از مهمترين اركان انقلاب بود. بانيان انجمن اسلامي براي راه اندازي اين نهاد مقدس فقط پشتوانه مردمي و دانشجويي اين تشكل را مدنظر داشتند و ا زكسي هم درخواست مجوز نكردند كه حالا عده اي ديگر بخواهند اين مجوز را لغو كنند. اعتبار انجمن اسلامي به خون شهيدان دانشجو و نام مهندس بازرگان و آيت ا... طالقاني است و نه به تاييد حكومت. افرادي كه فكر مي كنند هر تحركي از دانشجويان بايد با اجازه آنان باشد بهتر است امضايشان را براي تشكل هاي متملق حكومت در دانشگاه نگه دارند. زيرا انجمن اسلامي يك تشكل بي ريشه نيست كه نياز به دستور يا اجازه ديگران و فرماندهان داشته باشد. انجمن اسلامي صرفا وامدار دانشجو و آرمان هاي جنبش دانشجويي است و در مسير آزادي خواهي و نقد حكومت هم از دادن هيچ هزينه اي ابا ندارد زيرا ماهيت وجودي ما همين اهداف است؛ اهدافي بس مقدس و شايسته ي پرداختن هزينه.
متاسفانه هنوز اين تفكر وجود دارد كه با نابود كردن دفتر انجمن و غيرقانوني اعلام كردن آن مي توانند صداي دانشجويان منتقد را خاموش كنند ؛ در حاليكه دانشگاه پلي تكنيك مثال بسيار خوبي براي رد اين مدعاست.پس از آنكه انجمن اسلامي پلي تكنيك توسط رئيس معلوم الحال و فاشيست آن غيرقانوني اعلام شد و نيروهاي امنيتي ساختمان انجمن اسلامي را خراب كردند نه تنها نام انجمن اسلامي در پلي تكنيك فراموش نشد بلكه بچه هاي پلي تكنيك پوياتر شدند و مسببان ويراني دفترشان را به روز سياه نشاندند. در واقع پلي تكنيكي ها ثابت كردند كه انجمن اسلامي محدود به يك چهارديواري و اجازه ديگران نيست.در آخر كار به جايي رسيد كه براي خاموش كردن دانشجويان پلي تكنيك دست به دامان نيروهاي امنيتي شدند و بسياري از دانشجويان آزادي خواه را بازداشت كردند اما هنوز هم صداي جنبش دانشجويي مثل گذشته از دانشگاه پلي تكنيك به گوش مي رسد. واي به روزي عقلانيت را از انسان بگيرند آن موقع است كه انسان از اشتباهات خودش هم درس نمي گيرد.(البته در اين مورد فكر نمي كنم از اول هم عقلانيتي موجود بوده باشد)
4-از دوستان عزيز مي خواهم كه با اين فشارها سرخورده نشوند و از هيچ تلاشي براي دفاع از كيان انجام فروگذار نكنند. در بدترين حالت برمي گرديم به سال گذشته! پارسال امكان داشت بسيجي ها از طريق انتخابات انجمن را تصرف كنند ولي حالا هيچ گاه فكر اين كار را هم نمي كنند. در ضمن من فكر مي كنم اين برخوردها خيلي هم به نفع ماست و اين باعث پويايي ما مي شود و ما را مجبور خواهدكه كار تشكيلاتي بكنيم و دانشجويان بيشتري را جذب انجمن اسلامي و تفكر آن كنيم. اين كار حداقل از شركت در جلسات صد تا يك غاز كه توي آن فرم تصويب مي كنند ، براي جنبش دانشجويي مفيدتر خواهد بود. شايد اگر انجمن را منحل كنند ، ما به جاي اعتراض آرام به كاري مثل تابلوهاي پوشش در شوراي فرهنگي همان روز اول تابلو را از بيخ كنديم.(گفتم شاید!) اين مدني بيچاره هم مجبور نيست به خاطر يك اعتراض ساده توي شوراي فرهنگي هزار جور حرف بي مورد بشنود.
تازه آن موقع ما به اصل مان برمي گرديم؛ يك جريان دانشجويي كاملا مستقل بدون هيچ نيازي براي سر و كله زدن با غير دانشجو؛ در حالي كه هويت مان را هم حفظ خواهيم كرد.فكر كن!!!
تازه فكر كنيد بخواهند مثل بعضي از دانشگاه ها انجمن به اصطلاح مستقل هم براي ما بتراشند كه آن زمان اوج دوران خوشبختي ماست. چون جريان خودفروخته دانشگاه خودش را رو خواهد كرد ، بعد ما پوست آنها رو مي كنيم.ايول! از بيخ هم مي كنيم!
حالا ديديد چه انجمن منحل بشود چه نشود به نفع ماست. پس پيش به سوي سال تحصيلي آينده!
اين بيت شعر را هم از من داشته باشيد و آن را هر روز صبح با خودتان دكلمه كنيد:
در مملكت چو غرش شيران گذشت و رفت اين عوعوي سگان شما نيز بگذرد