اینم یه زنگ تفریح دیگه (فکر نکنید من علاقه ای به نوشتن داشتم نه!!از طرف تعداد کثیری از خوانندگان پستو با اصرار زیاد!!از من خواسته شد دوباره بنویسم ومنم به خاطر اینکه دلشون نشکنه دوباره می نویسم هر چند این آقای هادیان پور دست به کپی پیستش خوبه ولی زهی خیال باطل آخه هر گردی که گردو نیست)
ولی این زنگ تفریح مجبوریم تکالیف عقب مونده رو انجام بدیم.اولا نمی دونم این سونامی از کجا اومد که خدا باعث و بانیشو به زمین گرم بزنه ولی بهتره که فراموشش کنیم چون هزار تا کار عقب افتاده داریم(مگه شما کار دیگه ندارین که بند کردین به این موضوع بی اهمیت)
آقای فیروزی حالا من عصبانیم ولی دلیلی نداره که شما مشهدی بازی در بیارینو سوغاتی ندین.
اقای چاووشیان تا تنور داغه نونو بچسبون چرا در مورد مجلس خبرگان چیزی نمی نویسید
آقای مدنی انجمن که از صدقه سر بعضیا لنگ در هواست ولی واقعا انجمن واسه سال آینده اصلا برنامه ای داره؟تابستون تموم شد شما که دبیر انجمنید واسه استقبال از ورودیا برنامه ای دارید تا با استفادده از فضای ماه رمضون مخشونو نزنن
اقای قلی زاده سفرهای مارکوپولویی تون تموم شد یا هنوز ادامه داره از مشهد به شاهرود از شاهرود به تهران خدا میدونه الان کجایین
آقای نظری فرد شما که اول تابستون گفتید خانه ی نشریات امسال میترکونه ایا هنوز هم سر حرفتون هستین یا
اقای بجنوردی شما که مکه بودینو به ملت سلام میرسوندین میشه بگین الان کجا میشه پیداتون کرد
خانم بختیاری زاده فکر کردی با جدا شدن یه نفر چی میشه؟(هیچی عزیزمن آب از آب تکون نمی خوره هر چند مهمه اون آدمه کی باشه تو باشی یا...)ولی به هر حال انجمن باید به کارش ادامه بده چون هدفش مقدسه و ما همگی بهش ایمان داریم
آقای غلامی دیدین زنگ تفریح 2 رو نوشتم ولی منتظر بعدیاش نباشین چون همچین پروژه ی عظیمی!!کلی انرژی از آدم می گیره
آقای علی پور به جرات می گم مددکار اجتماعی خوبی میشین
اقای هادیان پور خدا رو شکر که آخرین مطلبتونو نوشتین تا از شر وبلاگتون خلاص شیم
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 21:17  توسط فرخنده بختياري زاده
|
شاید تو این وبلاگ جاش نباشه ولی تا حالا فکر کردین بچه های انجمنی که باهاشون کار می کنین در موردتون چطوری فکر می کنن؟(شاید اصلا واستون مهم نباشه که به خودتون ربط داره!)ولی بعضی از رفتارای ما باعث به وجود اومدن سوء تفاهم می شه پس سعی کنیم با هم صادقتر باشیم.من اینجا نظرمو در مورد دوستانمون تو انجمن نوشتم که البته چاشنی طنز داره.(به ترتیب ورودی)
علی قلی زاده:من همیشه ازش می ترسیدم (نه بابا لولوخرخره که نیست!!)خیلی وقتا می خوام یه چیزی بهش بگم ولی یه نموره ازش می ترسیدم آخه می دونین خیلی ابهت داره٬از بس تو انجمن حرص می خوره لاغر وضعیف شده باید یه برنامه بذاریم که یه ذره تقویت بشه!!راستی به کاری که می کنه اعتقاد داره.
حاج احسان بجنوردی:خیلی با سیاسته هر وقت باهاش حرف می زنم می گم خدا می دونه چه فکری تو سرشه!!خیلی فعاله امسال واحد فرهنگی رو متحول کرد(هر چند نائب بود)این حاجی هم مثل آقای قلی زاده به شدت نحیفه!!اآهان نکته ی اصلی دست به نشریه دادنش توپه در عرض 3 سوت 30 تا نشریه می ده بیرون
سید اشکان مدنی:مثل آدمای اتو کشیدس از اونایی که تو عمرشون یه حرف بد هم نزدن٬آروم و قابل اعتماده ولی به قول خودش وقتی بحث کیان انجمن در میون باشه از یه زلزله ی 8 ریشتری هم بدتر می شه٬متهم به محافظه کاری٬یه نکته در موردش که مطمئنم شما نمی دونستید!!دکتر مصدقو خیلی دوست داره.
سید مهدی چاووشیان:سید واقعی خدا!!چون هیچ وقت از زدن حرف حق باکی نداره٬استاد در اجرا کردن نقش فردین(شب معارفه رو حتما یادتون هست)خیلی باهوشه تا الان همه ی درسای عمومیشو20 گرفته(یاد بگیرین نصف شماست البته مطمئن باشید منظورم از نظر وزنی نیست)تایپیست قابلی هم هست
حاج سامان فیروزی:استاد فیلم کردن بقیه٬همیشه در حال گرفتن سوتی!حتی وقتی جدی حرف می زنه فکر می کنم داره دستت می اندازه٬به موقعش هم استاد در افشاگری
مسعود قربانی نژاد:کاری به جز کتاب خوندن و فیلم نگاه کردن نداره.از بس کتاب فلسفی خونده زندگی عادی یادش رفته!!حامی سر سخت حقوق زنان!!میگی نه یه سری به وبلاگش بزن
شهاب شیرزادی:بی خیال٬از 7 روز هفته 6 روزش مشهده!
محمد مهدی بامدادیان:آروم ومودب٬هر وقت که انجمن به کمکش نیاز داشته٬ بوده
الیاس علی پور:فعال و کاری البته یه مدتی بود نمی دونم چرا ولی دل و دماغ کار کردن نداشت دبیر شورای صنفی که بود الحق والانصاف خوب کار کرد.از دست بعضی از بچه های انجمن ناراحته٬بعضی وقتا هم یه منتقد صرف
محسن هادیان پور:24 ساعت شبانه روز در حال اینترنت گردیه٬دست به فحش دادنش هم خوبه می تونید به وبلاگش یه سر بزنید
مسعود نظری فرد:کوچولوی ریز نقش٬از این که بهش انگ نیروی... زدن به شدت دلخوره.خوب نکنین این کارا رو!!همین کارا رو می کنید بچه های مردم سیگاری میشن!!
محمد غلامی :فقط دوست داره بقیه(مخصوصا دخترا)رو ضایع کنه.هر چند هیچی تو دلش نیست و انجمنو دوست داره ولی شاید از این فضا ناراضی باشه
محمد امین شاکری:خیلی کم حرف می زنه ولی وقتی میزنه همه ناک اوت میشن٬بازوی اجرایی انجمن یه تنه هر هفته پستو رو می داد بیرون(البته به کم و کیفیش کاری ندارم
تفکیک جنسیتی انجام دادم
طاهره فدوی:یه مدتیه کم پیداست ولی همیشه هست٬هیچی در موردش نمی گم چون دوست جون جونیمه
زینب ولیان:خانوم٬کم حرف٬پرکار(وبلاگو حتما دیدین)
ساناز شیبانی:با مزه و پر کار(می تونید از آقایان بجنوردی و شاکری بپرسین که تمام مطالبشونو میدن ساناز تایپ کنه
فهیمه میر لوحی:یادم نمیاد آخرین بار کی دیدمش٬خیلی کم حرفه
یادبود مصطفی ملا:همیشه فکر می کردم مثل بقالاچرتکش دستش داره حساب کتاب می کنه!!اگه از معدن به جایی نرسید اقتصاددان خوبی میشه.البته اگه مثل کرباسچی بعدا معلوم نشه از بودجه ی میلیاردی!!انجمن اختلاس کرده
+ نوشته شده در دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 21:2  توسط فرخنده بختياري زاده
|
یکسال دیگر هم گذشت سالی که برای انجمن اسلامی پر از فرازونشیب بود بعد از شمارش شدن آرا در خرداد ۸۵و پس از تلاشهای بسیار( استفاده از تریبون نشریات دانشجویی مختلف) انتخابات در آبان ۸۵برگزار شد و سیر تحولات امسال از آن روز رقم خورد انجمن تمام تلاشش را کرد تا رکود و رخوتی که سراسر دانشگاه را فراگرفته بود بشکند تمام تلاشهای انجمن در برگزاری چندین سخنرانی ، برگزاری نمایشگاه کتاب ، دیدار با احزاب و شخصیت های سیاسی ، برگزاری جشن شب یلدا و چندین نشریه از جمله پستو که هرهفته منتشر می شد خلاصه شد هر چند که بسیاری دیگر از برنامه هایش هم مجوز داده نشده در این میان برخوردهای متفاوتی را با انجمن شاهد بودیم بسیاری از دوستان انجمن آن را به محافظه کاری متهم می کردند و انجمن اسلامی شاهرود را زنگ تفریحی می دانستند که فقط وجودش را مهم می داند و هرگز نمی خواهد دست به عملی قاطعانه بزند و اعلام مواضع انجمن را در برخی مواقع با مواضع رقیبش یکی می دانستند از سوی دیگر انجمن را رادیکال و شورای مرکزی اش را به مارکسیست بودن متهم می کنند انجمن اسلامی با ناملایمات بسیاری روبه رو بود دوستانی که در نیمه راه تنهایش گذاشتند و دشمنانی که وجودش را تحمل نمی کردند حتماً می گویند باز هم سناریوی دشمن سازی !!! ولی آیا به راستی چنین چیزی صحت ندارد ؟ آنهایی که انجمن را رها کردند و آن را ارث عده ای خاص می دانند باید آگاه با شند هر کدام ازما یک روز وارد دانشگاه می شویم و یک روز هم می رویم ولی انجمن همیشه می ماند و هر کس به راستی توانایی اش را در خود احساس می کند بیاید و فضا را تغییر دهد چرا همیشه شعار دموکراسی می دهیم ولی کسی به آن پایبند نیست چرا وقتی نظرمان رأی نمی آورد به انجمن پشت می کنیم همگان باید بدانند که انجمن خانه ی دانشجو است و صاحبان اصلی اش هرگز در اصل وجودی اش تردید نخواهند کرد هر چند ممکن است ما در مواردی خاص با هم اتفاق نظر نداشته باشیم که موضوعی بدیهی است همچنان که دربسیاری از نهادها دیگر همین گونه است و تفاوت آرا نشان دهندۀ زنده بودن و پویایی است ولی در مورد کیان انجمن همه با هم اتفاق نظر داشته و برای حفظش تا آخرین توان ایستاده ایم ما انتخابات را اردیبهشت 86 با پایبندی به اصول و قوانین انجام دادیم و آنها که حضور انجمن را خاری در چشمانشان احساس می کردند با ساختن معترضان ، این انتخابات را به چالش کشاندند و بازی را شروع کردند و پایان خوبی را به دنبال نخواهد داشت عده ای خاص که برخورد شان با انجمن از سر غرض ورزی است و رسیدگی به پروندۀ انجمن را با نیات سیاسی شان مختلط کرده اند باید بدانند بازی که برنده اش معلوم نیست ، ما با حسن نیت درتمام برنامه ها با دانشگاه همراهی داشته ایم ولی اگر قرار باشد یکی از طرفین این تعامل را بهم بزنند آن دیگری هم ساکت نخواهد ماند آنها که کیان انجمن را زیر سوال برده اند مطمئن باشند فضا این گونه نخواهد ماند هر تصمیمی تبعاتی دارد شاید سال آینده انجمن که حتی یک تحصن برگزار نکرد وبه خاطر آن متهم شد تحصن هایی برگزار کند که آرامش را از فضای دانشگاه بگیرد و دوستان باید بدانند که این آرامش قبل از طوفان است . ما حاضریم برای رسیدن به خواسته هایمان هزینه اش را هم بپردازیم ولی این هزینۀ دو جانبه خواهد بود آیا دانشگاه و مسئولانش هم علاقه ای به پرداخت هزینه دارند. حال باید ماند و نتیجۀ جلسۀ روز شنبه و تبعات این تصمیم را دید .
+ نوشته شده در پنجشنبه 21 تیر1386ساعت 23:5  توسط فرخنده بختياري زاده
|