تبليغاتX
پستو

پستو

نماينده مديران مسوول نشريات دانشگاهي دانشگاه شيراز در كميته ناظر بر نشريات دانشگاهي اين دانشگاه با انتقاد از روند تدوين دستورالعمل اجرايي جديد نشريات دانشگاهي، اقدام به تصويب و ابلاغ دستورالعمل جديد را نقض صريح ماده 5 ضوابط ناظر دانست، گفت: در ضوابط ناظر بر فعاليت نشريات دانشگاهي، براي اصلاح دستورالعمل اجرايي آن ضوابط، نه در ماده 5 و نه درساير مواد، هيچ‌گونه پيش‌بيني صورت نگرفته است.

سينا بني زماني در گفت‌وگو با خبرنگار صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، گفت: طبق ماده 5 ضوابط ناظر بر فعاليت نشريات دانشگاهي مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي مورخ 26 خرداد سال 83 ، شورايي متشکل از شوراهاي مركزي ناظر وزارتخانه‌هاي علوم و بهداشت و دانشگاه آزاد اسلامي موظف شدند كه دستورالعمل اجرايي نشريات دانشگاهي را مطابق با اين ضوابط در محل دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب رسانده و به دانشگاه‌ها ابلاغ كنند.

وي با اشاره به اينكه جلسه مشترك مورد نظر در 14 ارديبهشت ماه 84 دستورالعمل اجرايي را به تصويب رسانيد، افزود: اين دستورالعمل هفتم شهريور ماه سال 84 از سوي دكتر واشقاني فراهاني، مشاور وقت وزيرعلوم و مديركل دفتر وزارتي وزارت علوم به دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها ابلاغ شد اما در تاريخ 27 شهريور سال 86 دكتر طالبيان مشاور ارشد وزيرعلوم دستورالعمل اجرايي جديدي را با استناد به ماده 5 ضوابط ناظر بر نشريات دانشگاهي ابلاغ كرد.

مدير مسوول نشريه دانشجويي آوا عنوان كرد: ماده 5 ضوابط ناظر بر نشريات دانشگاهي مقرر كرده است كه دستورالعمل اجرايي ضوابط با محتوا و شكل واحد در جلسه مشترك شوراهاي مركزي ناظر بر نشريات دانشگاهي وزارتخانه‌هاي علوم و بهداشت و همين طور دانشگاه آزاد اسلامي در محل دبير خانه ‌شوراي عالي انقلاب فرهنگي و به مدت 2 ماه به تصويب نهايي برسد وپس از ابلاغ از سوي وزير يا رييس دستگاه متبوع لازم الاجراست.

بني زماني اقدام به تصويب و ابلاغ دستورالعمل جديد را نقض صريح ماده 5 ضوابط ناظر دانست و خاطر نشان كرد: در دستورالعمل مصوب چهاردهم ارديبهشت ماه 84 هيچ پيش بيني براي اصلاح آن نه در اين ماده و نه در ساير مواد ضوابط ناظر بر نشريات دانشگاهي صورت نگرفته است.

وي با تاكيد براينكه تنها راه اصلاح دستور العمل اجرايي، تصويب ماده واحده‌اي براي اصلاحيه دستورالعمل اجرايي از سوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي است، گفت: اين در حالي است كه در نامه ابلاغيه دستور العمل اصلاح شده از سوي دكتر طالبيان به همين ماده 5 استناد شده است.

نماينده مديران مسوول نشريات دانشگاهي دانشگاه شيراز در كميته‌ناظر بر نشريات دانشگاهي،عنوان كرد: همچنان که در ماده 5 مشهود است مرجع تصويب دستورالعمل اجرايي، شورايي مركب از شوراهاي مركزي وزارتخانه‌هاي علوم و بهداشت و دانشگاه آزاد است و در دستورالعمل مصوب 14 ارديبهشت 84 نيز اين موضوع رعايت شده و تمام صفحات از سوي آنها امضا شده و در پايان آن نيز 9 نفر از اعضا دستورالعمل را امضا كرده‌اند در حالي كه در زير صفحات دستورالعمل جديد 2 امضاي بي‌نام وجود دارد و البته دستور العمل در سربرگي با آرم وزارتخانه‌ها است كه طي آن نقض صريح ضوابط ناظر مشهود است.

وي مدعي شد: نماينده دانشگاه آزاد اسلامي تصويب اين دستورالعمل را تاييد نكرده است و تنها در ماده آخر آن با استناد به ماده 5 ضوابط ناظر از حضور شوراي مركزي ناظر دانشگاه آزاد در جلسه ياد شده است اما امضا و نشاني از دانشگاه آزاد ديده نمي‌شود. ضمن اينكه محل درج تاريخ تصويب دستورالعمل نيز در صفحات سربرگ خالي است، با اتكاي به اين استدلالات، دستورالعمل اجرايي جديد ضوابط ناظر بر فعاليت نشريات دانشگاهي باطل، بلا اثر و كان لم يكن است.

مهلت تامين محلي مناسب براي توزيع نشريات در دانشگاهها معلوم نيست

بني زماني به تبصره 6 ماده يك دستور العمل جديد نشريات دانشگاه‌ها اشاره كرد و گفت: اين ماده دانشگاه‌ها را موظف به تعيين محل مناسب (ميز) براي توزيع نشريات دانشگاهي كرده است كه اين اقدام خوبي براي ساماندهي توزيع نشريات است و احتمال برخورد‌هاي غير قانوني با توزيع نشريات قانوني كم مي‌شود.

وي درعين حال با بيان اينكه مهلت تامين محلي مناسب براي توزيع نشريات كه به عنوان وظيفه دانشگاهها از آن ياد شده معلوم نيست، گفت: تا زمان تعيين اين مكان ها چگونگي توزيع نشريات مشخص نشده است و زيان‌اصلي اين ايراد هم متوجه نشريات مستقل است، چرا که فروش نشريات اشخاص حقوقي در دفتر آن ها مجاز شمرده شده است.

تعيين زمان تشكيل جلسه ويژه‌اي به صورت فوق‌العاده و فوري سليقه‌ايست

وي به ماده 5 دستور العمل مبني بر برگزاري جلسات كميته ناظر بر نشريات دانشگاهي به صورت ماهيانه يك بار اشاره كرد و افزود: تبصره 3 همين ماده با بياني غير حقوقي مقرر كرده كه "در موارد خاص بنا به نظر رييس كميته، جلسه ويژه‌ مي‌تواند با دعوت شفاهي يا كتبي وي از اعضاي جلسه و بدون در نظر گرفتن ارسال دعوتنامه معقول به صورت فوق‌العاده و فوري (حتي در همان روز ) تشكيل شود."

بني زماني به رويه‌حاكم بر كميته هاي ناظر بر نشريات دانشگاهي و وظايف اين كميته اشاره كرد و گفت: حتي 2 جلسه در ماه نيز كفاف رسيدگي به امور مربوطه را نخواهد داد.

وي با اشاره به تبصره 3 ماده 5 آيين‌نامه جديد تصريح كرد: بر اساس اين ماده، رييس كميته "در موارد خاص" مي‌تواند جلسه ويژه‌اي به صورت فوق‌العاده و فوري (حتي در همان روز) تشكيل دهد اما از آنجا كه هيچ مشخصه‌اي براي اين موارد خاص بيان نشده و تشخيص آن صرفا به عهده سليقه رييس كميته است، او مي‌تواند هر وقت كه لازم ديد جلسات ويژه را تشكيل دهد و هيچ اجبار و الزامي در اين زمينه وجود ندارد همچنان كه دستور العمل هيچ معياري براي تشخيص نياز به تشكيل جلسات ويژه ارايه نداده است.

انتقاد از حدنصاب رسيدن جلسه كميته با حضور 3 تن از 9 عضو

بني زماني با اشاره به اشكال ديگر دستورالعمل جديد، اظهار كرد: بر اساس اين دستورالعمل اگرچه كميته 9 عضو دارد، با اين حال جلسه با حضور تنها 3 نفر رسميت پيدا مي‌كند، در حالي كه پيش از اين اعضا 7 نفر بودند و جلسه با حداقل 5 نفر رسميت داشت.

وي اين حدنصاب براي رسميت جلسه را عجيب دانست و گفت: با ترتيب اتخاذ شده در اين ماده، با راي همسوي 2 عضو از اعضاي 9گانه كميته‌ي ناظر يك مصوبه قابل تصويب است.

اين دانشجوي حقوق دانشگاه شيراز به بند 2 ماده 6 آيين نامه جديد كه "نظارت بر عملكرد نشريات دانشگاهي و تذكر اوليه در صورت لزوم" است نيز اشاره كرد و افزود: اين ماده موارد لزوم تذكر را مشخص نكرده و نيز طريقه دادن تذكر مثلا كتبي باشد يا شفاهي تعيين نشده است، نيز نه در اين ماده نه در ساير مواد، هيچ اثر حقوقي بر اين تذکر مترتب نمي گردد و لذا بيهوده است. تنها برداشتي که از اين تذکر مي توان نمود، تصور آن به عنوان توصيه اي اخلاقي است که البته هنجارهاي اخلاقي، محلي در بين قواعد و مقررات حقوقي ندارند.

بني زماني در مورد تبصره 5 ماده 14 آيين نامه نيز، گفت: تمامي شرايط مدير مسوول براي سردبير الزامي شمرده شده است، در حالي که چون سردبير هيچ مسووليت حقوقي ندارد، قرار دادن هر شرطي براي او بلاوجه است.

به گفته وي تبصره 6 ماده يك، توزيع نشريات در خارج از مكان‌هاي تعيين شده را تخلف محسوب كرده اما در هيچ بخشي از آيين‌نامه هيچ تنبيهي براي اين تخلف تعيين نشده است.

نماينده مديران مسوول نشريات دانشگاهي دانشگاه شيراز در كميته ناظر بر نشريات دانشگاهي در رابطه با ماده 15 دستورالعمل جديد مبني بر لزوم شركت صاحب امتياز، مدير مسوول و سردبير نشريات دانشگاهي در دوره‌هاي آموزشي و دريافت گواهي پايان دوره اظهار كرد: تصويب كنندگان اين آيين نامه بايد بدانند كه پژوهشگاه‌ها، پارك‌هاي علم و فناوري و نهادهاي ديگري نيز مشمول اين مصوبات مي‌شوند و مصوبات بايد مناسب حال آنها نيز باشد اما شرايط مندرج در اين ماده را نمي‌توان از دست اندركاران نشريات علمي پژوهشي انتظار داشت.

وي اظهار عقيده نمود: يكي از مولفه هاي ضروري جهت رشد كيفي نشريات دانشگاهي، ايجاد ثبات در آيين نامه هاي مربوط به آنان است و لازمه وضع اين چنين مقرراتي داشتن نگاهي جامع، معطوف به آينده و مبتني بر اصول حقوقي است.

+ نوشته شده در  جمعه 23 آذر1386ساعت 20:2  توسط پستو  | 

 

بررسي  آفات جنبش دانشجويي

نخبه گرايي يا نخبه كشي

 

نخبه در معني عمومي آن به معني سرآمد است و اصطلاحا به افرادي اتلاق مي گردد كه در زمينه خاصي حايز تخصص و آگاهي باشند و در علوم اجتماعي سياسي  روشنفكران را بعنوان نخبگان مي خوانند.از اين حيث مي توان نخبه گرايي را توجه و تاسي به روشنفكران و نخبگان جامعه تعريف نمود. نخبه گرايي را شايد بتوان پديده اي مبارك و پسنديده بشمار آورد اما در صورت افراط در آن، مانند هر پديده ديگري ، نقيض خود را در خود پرورانده موجبات شكست جنبش هاي اجتماعي و در پي آن نا اميدي توده ها و نخبگان و در آخرين مرحله ظهور و بروز استبداد در جامعه را منجر شود. نمونه هايي از اين دست در طول تاريخ به كرات تكرار شده است ،نمومه اي از آن را مي توان در ناكامي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري 84 جستجو كرد.

به هر روي نخبه گرايي افراطي را مي توان از مهم ترين آفات هر جنبش من جمله جنبش هاي دانشجويي دانست. زمانيكه دانشجويان ، كه قشر فرهيخته جامعه و از مهم ترين اركان طبقه متوسط بشمار مي روند وظيفه اصلي خود يعني ترجمه مفاهيم و انتقال پيام از سطح اول(روشنفكران) به سطح سوم(عموم مردم ) را فراموش نموده بيش از پيش به سطوح نخبه اجتماع نزديك شوند، و مقلدانه همچون كلاغي كه راه رفتن كبك را تقليد ميكند تحت تاثير گفتمان هاي روشنفكري قرار گيرند و دچار غامض گويي و پيچيده نويسي شوند در نتيجه توده ها و عامه مردم از درك  مسايل و مفاهيم مطرح شده توسط ايشان باز مي مانند. بعلاوه توهم "خودنخبه بيني" موجب جدايش دانشجويان از عموم و حتي جدايي دانشجويان از بدنه جنبش دانشجويي مي شود.

بدبن ترتيب هم دانشجويان و جنبش دانشجويي كاركرد خود را از دست مي دهند و هم نخبگان اجتماع در حلقه بسته خود مصور خواهند ماند. زيرا ديگر قشري كه  مترجم آنان باشد از كار افتاده است. لذا در اين حالت پيام نخبگان و روشنفكران  از حد خودشان فراتر نخواهد رفت،انگار كه گويي چنين افرادي اصلا در جامعه وجود خارجي ندارند يا بعبارتي مرده به حساب مي آيند! و اينگونه است كه نخبه گرايي مترادف نخبه كشي خواهد شد.

+ نوشته شده در  جمعه 16 آذر1386ساعت 9:48  توسط سامان فيروزي  | 

استقلال دانشگاه

 

امروزه در بسياري از كشورهاي توسعه يافته دانشگاهها را حايز موقعيت شرايطي و حساسيت هاي خاص قلمداد ميكنند و اين حساسيت ها را  در جامعه مورد توجه قرار داده  به رسميت مي شناسند. در اين كشورها تلاش عموم بر آن است كه ناهنجاري ها و چالش هاي احتمالي پيش رو در محيط دانشگاه و با دستان خود دانشجويان مرتفع گردد، گرچه امور مربوط به دانشجو و دانشگاه اموري فوق قانون تلقي نمي گردد.

در اين جوامع دولت و نهادهاي برون دانشگاهي تنها در حد تامين نيازهاي دانشگاه  و كمك به ارتقاء پايه هاي علمي آن ها در مسايل دانشجويي دخالت مي كنند لذا محيط هاي آموزشي حايز استقلال ويژه بوده  با تفكيكي مشخص هيئت امنا و شوراهاي دانشجويي در اين حوزه صاحب راي و تصميم هستند. آنان از  تجارب گذشته خود دريافته اند كه دخالت هاي خارج دانشگاه نمي تواند آثار مثبتي بر جاي بگذارد.

مسئله تصميم گيري حكومت و جريانات سياسي از بيرون دانشگاه امري است كه در ايران نيز مسبوق به سابقه بوده و آزمون خود را پس داده است. در زمان ديكتاتوري پهلوي  كه از لحاظ  سازماندهي امكانات و اعتبارات توانايي انجام امور اينچنيني را داشت اين قبيل اعمال تجربه تلخي  از خود بر جاي گذاشت و رژيم ظرف چند دهه تلاش بي وقفه كه آخرين مرحله آن  ايجاد شاخه اي تحت عنوان شاخه دانشجويي در حزب حكومتي رستاخيز بود موفق به ايجاد پايگاهي براي خود در دانشگاهها نشد.نتيجه اين اعمال وقوع فاجعه 16 آذر و افزايش گرايش به     مبارزات مسلحانه در ميان قشر دانشجو بود.

لذا با در نظر گرفتن موارد فوق در مي يابيم كه امنيتي كردن فضاي دانشگاهها كه عده اي در پي انجام آن هستند و القائات رعب آور تحت عنوان فريبنده "مصلحت" و نيز سوء استفاده از ارزش ها بعنوان "ابزار" براي كنترل دانشجويان و به خدمت در آوردن عده اي از دانشجويان در راستاي اين اهداف حركتي مذموم و ومحكوم به شكست است.

 اگر خواهان رشد و باروري انديشه  هستيم مي بايست براي نقد اصالت و ارزش قائل باشيم. مسئولين دانشگاه ها بايستي متوجه باشند كه دانشگاه به مثابه وجدان جامعه است.  درصورت سركوب وحدان نفس اماره بر انسان مسلط ميشود. در جامعه نيز چنين است.

+ نوشته شده در  جمعه 16 آذر1386ساعت 9:47  توسط سامان فيروزي  | 

سال گذشته در تنها شماره ای که از نشریه جنبش منتشر شد مطلبی نوشتم تحت عنوان"مصباح در دانشگاه صنعتی شاهرود" و گفتم روند حاکم بر دانشگاههای کشور نشات گرفته از تفکرات مصباح یزدی است !

آن موقع بسیاری از دوستان نسبت به این مقاله انتقاد کردند و موضع منفی گرفتند و گفتند که این حرف نامربوط است !!!

 

حالا بخوانید: 

قول وزیرعلوم به مصباح ‌یزدی برای‌ تحولات گسترده در دانشگاهها

در آستانه 16 آذرماه روز دانشجو، «محمد مهدی زاهدی» وزیر علوم به همراه جمعی از مدیران این وزارتخانه به دیدار «محمدتقی مصباح‌یزدی» رفتند. مصباح‌یزدی كه از محوری‌ترین عناصر دوره اول انقلاب فرهنگی در دهه 60 بوده و از ادامه آن روند بشدت دفاع می‌كند، در این جلسه انتقاداتی را از وضعیت دانشگاهها بیان كرد كه در پاسخ، وزیر علوم وعده داد طبق برنامه‌ای پنج‌ساله فضای دانشگاهها كاملا متحول شود.

در این دیدار مصباح یزدی با قدردانی از عملکرد دو ساله وزارت علوم گفت: از همان آغاز کار ستاد ۶ نفره انقلاب فرهنگی، مقرر شد کتاب‌های معارف برای تدریس در دانشگاه‌ها را خود ستاد تهیه کند و استادش را حوزه تأمین نماید ولی درخصوص تربیت اساتید معارف هیچ تصمیمی گرفته نشد و نتیجه‌اش همین است که ما اکنون با کمبود ۵۰۰۰ استاد معارف در دانشگاه‌ها مواجه هستیم.

رییس موسسه آموزشی ـ پژوهشی امام خمینی با انتقاد از «عدم پیشرفت قابل توجه در خصوص اسلامی شدن دانشگاه‌ها»، گفت: در دوران گذشته در جلسات اسلامی شدن دانشگاه‌ها، حتی نامی هم از اسلام برده نمی‌شد تا جایی که مقام معظم رهبری از وزیر علوم وقت، اسلامی شدن دانشگاه‌ها را خواستار شدند ولی متأسفانه این امر محقق نشد.

وی با اشاره به پشتیبانی همه‌جانبه موسسه آموزشی ـ پژوهشی امام خمینی از اسلامی شدن دانشگاه‌ها گفت: وقتی دولتی بخواهد در خصوص اسلامی شدن دانشگاه‌ها گام بردارد به نظر می‌رسد که راه خیلی روشنی در پیش دارد؛ چنانچه ما در اولین دیدار با رییس جمهور دولت نهم آمادگی خود را در این خصوص به عنوان یک وظیفه شرعی اعلام کردیم و سعی می‌کنیم همه توان خود را در انجام این مهم و همکاری با دولت به کار گیریم.

مصباح یزدی همچنین در پایان به وزیر علوم توصیه کرد بار دیگر دوره‌های تربیت مدرسین دانشگاه‌ها در دانشگاه تربیت مدرس راه اندازی شود. وی در این زمینه اظهار داشت: سعی کنید یکی از کارهایتان انجام امور ماندگار باشد به عنوان مثال راه‌اندازی مجدد دوره‌های تربیت مدرسین دانشگاه‌ها در دانشگاه تربیت مدرس، می‌تواند یکی از این امور باشد.

همچنین در این دیدار زاهدی، وزیر علوم، با ارائه گزارشی از وضعیت فرهنگی در دانشگاه‌ها اظهار داشت: قبل از دولت نهم در دانشگاه‌ها بعضی از جریانات سیاسی فضایی را ایجاد کرده بودند که در آن صحبت از دین و معنویت در کنار تحصیل بسیار مشکل بود. فضای حاکم بر دانشگاهها نسبت به گذشته بسیار فرق کرده. فکر می‌کنم با برنامه‌ریزی‌های انجام گرفته در ۵ سال آینده به جایی برسیم که هنگام ورود به دانشگاه حس کنیم که به یک دانشگاه اسلامی قدم گذاشته‌ایم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 آذر1386ساعت 15:18  توسط سامان فيروزي  |