تبليغاتX
پستو

پستو

گروه سياسي؛ روز دوشنبه هيات نظارت مرکزي وزارت علوم، طي نامه يي به دانشگاه صنعتي شاهرود لغو مجوز انجمن اسلامي اين دانشگاه را تاييد کرد و اعتراض اين انجمن را وارد ندانست.

انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود که در اوايل سال جاري و پس از فراز و نشيب هاي بسيار توانست نظر هيات نظارت دانشگاه را جلب و دور جديد فعاليت خود را آغاز کند اما به دليل حضور در نشست اسفندماه دفتر تحکيم وحدت، با حکم انحلال از سوي وزارت علوم مواجه شد. پس از اعتراض اين انجمن به حکم مذکور بود که هيات نظارت با استناد به بند «2» ماده (18) دستورالعمل اجرايي آيين نامه تشکل ها، راي صادره از سوي هيات نظارت اين دانشگاه مبني بر وقوع تخلف از اساسنامه و لغو مجوز اين انجمن را صحيح دانسته و اعتراض شاکيان را وارد ندانست.به گزارش ايسنا در نمابري که از سوي روابط عمومي دانشگاه شاهرود ارسال شده، تاکيد شده است؛ خروج تشکل از يک اتحاديه و پيوستن آن به اتحاديه ديگر مصداق تغيير خط مشي تشکل محسوب مي شود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت 20:35  توسط پستو  | 

با عنايت به فرموده  وزير ارشاد مبني بر اينکه"بسياري از کشورها آرزوي داشتن احمدي نژاد را دارند" ، خبر هاي رسيده از خاور دور حکايت از فعاليت يک گروه ژاپني براي شبيه سازي ژنتيکي رئيس جمهور ما را دارد!ژاپني ها اعلام کرده اند که از احمدي نژاد شبيه سازي شده براي رياست جمهوري کشورشان جهت رسيدن به ژاپن اسلامي استفاده خواهند کرد.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت 20:26  توسط سامان فيروزي  | 

انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شاهرود، به خاطر حضور  در نشست اسفند ماه دفتر تحكيم وحدت با حكم انحلال از سوي وزارت علوم روبرو گشت.

اين انجمن در حالي محكوم به تخلف از اساسنامه خود و حكم لغو مجوز شد كه طبق ماده ۴ اساسنامه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي ، اين انجمن عضو تشكيلات دفتر تحكيم  وحدت بوده و موظف است  با واحد هاي اين تشكيلات ارتباط  مستمر داشته باشد. و طبق اساسنامه همين  يكي از وظايف انجمن ، تلاش جهت تقويت تشكيلات  دفتر تحكيم وحدت مي باشد. و باز طبق بند ب و ج ماده ۲۴ اساسنامه ، مرجع تفسير اساسنامه شوراي نظارت انجمن اسلامي است كه در اين مورد رفتار شوراي مركزي را مطابق با اساسنامه طلق كرده و از اين حضور دفاع كرده است. در حالي انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود  از طرف  حكم هيئت نظارت مركزي مستقر در وزارت علوم محكوم به جدا شدن از يك اتحاديه و پيوستن به اتحاديه ديگر شده است كه انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود عضو اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان سراسر كشور ( دفتر تحكيم وحدت ) بوده و در سالهاي اخير فقط يك مجموعه با اين عنوان فعاليت مي كند كه نشست ان در اسفند ماه سال گذشته برگزار گشت.

در این زمینه اشکان مدنی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود افزود:

سید اشکان مدنی در این رابطه گفت  روز یکشنبه دبیر هیئت نظارت دانشگاه بطور شفاهی از تایید حکم انحلال انجمن توسط وزارت علوم خبر داد در حالیکه هیئت نظارت موظف است که حکم را بصورت کتبی به مسئول تشکل ابلاغ کند که این اقدام صورت نگرفت. وی اظهار داشت متاسفانه قبل از آنکه حکم ابلاغ ِِ کتبی شود مسئولین دانشگاه از ادامه ی مراسم استقبال انجمن از ورودی های جدید دانشگاه ممانعت بعمل آوردن که این عمل غیر قانونی بوده است .

 اشکان مدنی در ادامه افزود حکم انحلال انجمن اسلامی با انگیزه های سیاسی بوده و مسلما عاملان آن بدنبال حذف منتقدین از دانشگاه می باشند وی با اشاره به برخوردهای صورت گرفته با انجمن های اسلامی، این اتفاقات را هزینه ی پافشاری دانشگاه برای نقد شفاف از عملکرد جریان حاکم دانست به اعتقاد این فعال دانشجویی برخوردهای صورت گرفته در سال جاری با دانشگاهها بی سابقه بوده است  و بنظر می رسد که جریان افراطی سهیم در قدرت پی گیر سیاست مواجهه و سرکوب دانشگاهیان است.

وی در پایان خاطر نشان کرد انجمن اسلامی در طول یکسال گذشته فعالیتی کاملا قانونی داشته است و در تمامی فعالیت های خود اساسنامه و آیین نامه تشکل ها را مد نظر داشته بنابراین منحل کردن انجمن متکی بر هیچ ادله حقوقی و قانونی نیست از اینرو انجمن اسلامی ضمن اعتراض به این حکم درصدد است موضوع را از طریق دیوان عدالت اداری پی گیری کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت 9:55  توسط پستو  | 

انجمن های اسلامی را می توان از پر سابقه ترین و ریشه دار ترین نهادها در کشور دانست. 60 سال تجربه و مبارزه با ظلم و بی عدالتی و دفاع از حقوق مردم و دانشجویان به منظور ایجاد یک جامعه مدنی از این نهاد مجموعه ای قابل اعتماد و خوش سابقه بر جای گذاشته است.

تاریخ یقیناً مهمترین دارایی انسان در حرکتش به سوی آینده است چرا که اصلی ترین منبع معرفتی برای او محسوب می شود. بدین معنا که از یک سو ابزاری است برای شناخت ریشه و هویت بسیاری از اعتقادات و از سوی دیگر شکل دهنده شکل دهنده فکر بشر است و جهان را از پس تجربه گذشتگان به او نشان می دهد. اما اهمیت تاریخ تنها در بعد معرفتی آن نیست و از جنبه دیگر، می توان تاریخ و مرور زمان را محلی دانست که در آن جریانات و جنبشهای گوناگون اصلاح و تثبیت می شوند و در این بین جریانی که نتواند خود را با زمان تطبیق دهد و اصلاح ناپذیر باشد، نابود می گردد. بنابرین دوام در برهه های گوناگون زمانی، دلیل بسیار مهمی برای اصلاح پذیری و پویایی یک جنبش می باشد. در این بین سابقه 60 ساله انجمن های اسلامی دانشجویان در کشوری که دانشگاه هایش عمری بیش از 70 سال ندارند، این پویایی و اصلاح پذیری را نمایان می کنند. این سابقه تاریخی نشان دهنده ماهیت مستقل انجمن های اسلامی و ساختار آزاد آنها است که توانسته اند همیشه متناسب زمان خود عمل کنند و در برهه هایی که کاملاً شرایط سیاسی و اجتماعی متفاوتی داشتند، نقش آفرین و تاثیر گذار باشند.


انجمن اسلامی دانشجویان که نخستین تشکل اسلامی رسمی و علنی در تاریخ دانشگاه های ایران معاصر است ،در واکنش به جو غالب ضد دینی و در جهت مبارزه با تبلیغات طرفداران فرهنگ اروپایی ،اعم از کمونیست ها و غیر کمونیست ها، بهائیان و شوونیست ها و در دفاع از هویت دینی،در سال 1321 توسط دانشجویان دانشگاه تهران در دانشکده پزشکی تاسیس شد. تاسیس انجمن اسلامی دانشجویان، با استقبال وسیع دانشجویان روبرو شد و پس از مدت کوتاهی در تمام دانشکده های دانشگاه تهران وسپس در دیگر دانشگاه ها و مدارس عالی،انجمن اسلامی تاسیس گردید.
همزمان در آمریکا و پاره ای از کشورهای اروپا نیز شعبه و دامنه پیدا کرد.


سال 1332 انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران توسط مهندس مهدی بازرگان که فردی تحصیل کرده و دارای اعتقاد عمیق مذهبی بود تاسیس شد. در آن زمان مهندس بازرگان سعی داشت باورهای مذهبی را در دانشکده فنی جا بیاندازد و بتواند در دانشگاه، پایگاهی برای دین بوجود آورد تا با اندیشه های چپ رایج در دانشگاه ها مبارزه کند.


بخش عمده ای از شکل گیری اندیشه دفاع از هویت دینی در دانشگاه متاثر از فعالیت های متفکرین روحانی و استادان و معلمین اسلام گرا نظیر آیت ا.. طالقانی ، استاد محمد تقی شریعتی،حسینعلی راشد، محمد تقی فلسفی،دکتر محمود شهابی،دکتر عطا ا..شهاب پور ،مهندس مهدی بازرگان،دکتر یدا..سحابی و دیگران بود.
اما گروهی از دانشجویان به این نتیجه رسیدند که این فعالیت های خارج از دانشگاه و پراکنده کافی نیست و فعالیت های سازمان یافته در میان دانشجویان و در دانشگاه ضروری به نظر میرسد.
در دانشگاه که کانون برخورد افکار مختلف بود، تفکر دفاع از اسلام وهویت به تدریج رشد کرد.هدف این حرکت مذهبی پیراستن اسلام از باورهای غلط و معرفی اسلام به عنوان دینی که با علم،عدالت اجتماعی،برابری و آزادی سازگاری دارد و با جهل ظلم و نابرابری و استبداد و استثمار در تعارض است.


پس از آنکه دانشجویان عضو انجمن فارغ التحصیل شدند و پزشک و معلم و مهندس گردیدند،انجمن های اسلامی مهندسین،پزشکان،معلمین وغیره را تاسیس نمودند،به طوری که در سال های بعد یعنی در دوران ملی شدن صنعت نفت ودر سال های پس از کودتا ،تا انقلاب ،این شبکه بزرگ،به صورت یک نیروی ملی_مذهبی درآمد و در مبارزات ضداستبدادی و ضد استعماری نقش بزرگی را ایفا کرد.


در مقدمه ی اساسنامه ی انجمن اسلامی دانشجویان ،چگونگی پیدایش و هدف از تشکیل آن چنین بیان شده است

پیدایش و تشکیل این انجمن،هنگامی وقوع یافت که مربیان و پرچمداران و زمامداران امور از خود سلب مسئولیت نموده و وظایفی را که از لحاظ اجرای مقررات اسلامی و تربیت اجتماع به عهده داشتند انجام نداده واز طرف دیگر گروهی بر خلاف حق و عدالت مقامات را اشغال کردند که شایسته ی آن نیستند و ظلم و تعدی خود را بر دیگران تحمیل میکنند و در نتیجه روش مسلمین و افراد جامعه ایرانی از جاده ی اصلی منحرف و مفاسد اخلاقی به حدی رو به ازدیاد نهاد که حالت رقت و تاثر عجیبی در قلوب طبقه ی بیدار و روشنفکر و عده ای از دانشجویان مسلمان با ایمان پدیدار گشت و راه علاج را تنها آن دانستند که با داشتن بار سنگین تحصیل ،انجمن تشکیل داده و افراد و مردم ،به خصوص دانشجویان را به حقوق و موازین اسلام به وسیله برنامه ها و جلسات مرتب دینی آشنا سازند و عموم طبقات را به وظایف و تکالیف فردی و اجتماعی واقف کنند و نگذارند گروهی خودخواه ونادان خرافات را در نظر ایشان اساس دین جلوهداده و از طرف دیگر هوسرانان شهوت پرست این دسته را به رخ مردم ساده کشیده و آنان را از دین و ایمان بیزار سازند


در این اساسنامه مرام انجمن در چهار ماده به شرح زیر اعلام شده است:
۱-اصلاح جامعه بر طبق دستورات دینی
۲-کوشش در ایجاد دوستی و اتحاد بین افراد مسلمان،بالاخص جوانان روشنفکر
۳-انتشار حقایق اسلامی،ایجاد موسسات نبلیغاتی و نشر مطبوعات
۴-مبارزه با خرافات، یکی از مسائلی که در آن زمان در اذهان و شئون کشور و مردم طنین انداخته بود ومحافل سیاسی ،اجتماعی و دینی را به خود مشغول داشته بود ،افکار ماتریالیستی و کمونیستی بود.


تنها راه ممکن مبارزه در زمینه فکری وفلسفی بود که دانشجویان مسلمان انتخاب کردند. انجمن های اسلامی در طول فعالیت های خود،در ایران و کشورهای اروپا و آمریکا،خدمات ارزنده ای در بیداری افکار دانشجویان و جوانان به عمل آوردند و در زمان مبارزات ضداستبدادی پس از کودتای مرداد تا انقلاب سال 1357 نقش ارزنده ای را ایفا کردند.

 

 این مطلبتcopy_pasteاست.منبع هم ذکر نمی کنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت 2:6  توسط محمد غلامی  | 

قابل توجه حامیان حقوق بشر:

در راستای دفاع از کرامت انسانی و همراهی با مبارزه علیه نژاد پرستی و همزمان با ورود دانشجویان جدید، رنگ بلوک های سیمانی دانشگاه از سفید و سبز به سفید و سیاه تغییر داده شده و بر روی هر یک از آنها این شعار بشر دوستانه حک شده است:

ای سفیدا ای سیاها                   زندگی مال شماها

من تو این دنیا غریبم                  خوش به حال آشناها

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 شهریور1386ساعت 0:32  توسط پوپك  | 

صبح امروز در حالی که اعضای انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شاهرود قصد استقبال از ورودی های جدید در حین ثبت نام را داشتند با ممانعت مسئولین دانشگاه مواجه شدند.

مسئولین دانشگاه با بیان اینکه حکم قطعی انحلال انجمن از سوی هیئت نظارت مرکزی صادر شده است  مانع فعالیت انجمن اسلامی این دانشگاه شدند. این در حالی است که تا این لحظه حکم قطعی انحلال هنوز به دبیر انجمن ابلاغ نشده است.

همچنین بعد از ظهر امروز مسئولین دانشگاه(علیرغم تاکید آیین نامه نشریات دانشجویی مبنی بر اینکه هیچ شخص یا نهادی حق ممانعت از انتشار نشریه در دانشگاه را ندارد)  از توزیع نشریه مستقل "روزگار ما" در سطح دانشگاه جلوگیری کردند.

برخی شنیده ها حاکیست که تصمیم فوق را نهادهای خارج از دانشگاه گرفته اند 

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 15:36  توسط پستو  | 

یکم-اصلا قصد ندارم در مورد اصل حكم اعدام و اينكه درسته يا غلط صحبت كنم؛ در حال حاضر مشكل اصلي اعدام در ملا عام و عادي شدن كشتن براي جامعه است.متاسفانه به نظر می رسد که به تدريج به اين فاجعه هم «عادت می کنیم». مگر براي ديدن سنگسار جعفر -كه همين دو ماه پيش بود- يك عده با فلاسك چاي نرفته بودند تا مراسم را تماشا كنند؟ خاک بر سرمان! آنقدر توي اين جامعه برای مردم «کشتن» عادی شده که بعضی از آنها به خاطر دیدن صحنه ی اعدام و سنگسار لذت هم می برند و برای دیدن دست و پا زدن «یکی از خودشان» ، سر و دست هم مي شكنند. اما حواس شان نيست كه شايد روزي نوبت خود آنها برسد. حالا فرقي هم نداره طناب دور گردنشان باشد و يا طناب را دور گردن «هم وطنشان» و شاید فرزندشان بیاندازند.

گویا اعدام کردن و اعدام شدن بچه های این سرزمین هم کمتر تعجب و افسوس به بار می آورد. صفحه ی حوادث رو بخوونید: پدری دو دختر خردسالش را حلق آویز کرد. دو هفته پيش هم يك پدر ديگه پسر شش ساله اش(دقت كنيد فقط شش سال) رو حلق آويز كرده بود.همه جور جنایتی توی این صفحه نکبت بار روزنامه دیده بودم ، غير از اين. به اندازه كافي احساساتي شدين يا باز هم يادآوري كنيم؟! اون پدر پير رو يادتون هست كه دخترش رو زنده به گور كرده بود؟ اين همه نمايش مرگ خوب بايد يك باز خوردي داشته باشد ديگه؛ بله طناب دار به خانه هاي ما آمده است.نه تنها كشتن عزيزان كافي نيست بلکه اين کار باید به بدترين شكل ممكن انجام شود.

ايراني ها چه مرگتون شده؟ به كدوم گوري مي روي اي وطن؟!

دوم-متاسفانه تقريبا هيچ كس واكنش مناسبي به اين موضوع نشان نداده و خيلي ها از كنار اين نمايش مرگ به مردم ، به راحتي گذشته اند. البته عمادالدين باقي به اين سكوت اعترض كرد و با ارسال يك نامه به سران احزاب كشور از آنها خواست كه به موج اعدام ها واكنش نشان دهند. اما من مطمئن هستم كه از هيچ كدام آنها صدايي بلند نخواهد شد. به يك دليل خيلي ساده ؛ بدبخت ها مي ترسند به دفاع از اراذل و اوباش و متجاوزان به نواميس مردم متهم شوند.

اما من نمي خوام بگم كه چرا اعدام مي كنيد.از طلا بودن پشيمان شديم، مرحت بفرماييد و مارا مس كنيد! لطفا اين كارهاتون رو ببريد داخل زندان انجام بدين. ميدونم كسي از من نظر نخواست! اينو به خودم و شما گفتم كه ممكنه بعدها دستتون به جايي بند بشود! البته احتمال اينكه در اين شرايط  كارمان به جايي برسد تقريبا صفر است اما من همه ي اينها رو گفتم تا به اينجا برسم:

نلسون ماندلا بعد از پيروزي به كساني كه در زندان شكنجه اش مي كردند، گفت:« ما هیچ وقت نمی توانیم اعمال شما را از یاد ببریم اما می توانیم شما را ببخشیم» و توی همون جلسات که برگزاری آنها فقط از کسی مثل ماندلا برمی آمد ، اقوام بسیاری از كشته شدگان قاتل عزیزانشان را «بخشيدند».آن مردم مرگ و خشم و انتقام را از دلشان بیرون کرده بودند و به اعمال حکومت هم کاری نداشتند. بیایید یاد بگیریم و به آیندگان یاد بدهیم که جان و کرامت افراد ارزشمند است. بیایید یاد بگیریم و به آیندگان یاد بدهیم که «کاردهایشان را جز از برای قسمت کردن بیرون نیاورند».

جامعه ما به سرعت به سمت انحطاط و نابودی حرکت می کند بدبختانه انسانیت و خوبی كم كم از ميان ما مي رود. ما بايد از خودمان و اطرافيانمان شروع كنيم تا بتوانيم تلنگري به روح بيمار اين جامعه بزنيم.برای این کار دستمان هم زیاد خالی نیست و می توان امیدوار بود. «هراس من باری، همه از مردن در سرزميني است، كه مزد گور كن از آزادي آدمي افزون باشد.»

 متوجه شدید که این حرف رو برای چه موقعی گفتم؟ (خودتون ماشاا... باهوش هستید!) من برای وقتی گفتم که ممکنه اون موقع نه من باشم و نه شما. اما:

ایمان دارم که «آن روز» خواهد رسید.

+ نوشته شده در  شنبه 24 شهریور1386ساعت 7:26  توسط سید مهدی چاووشیان  | 

 

                          جنبش دانشجویی                                     

" یک جامعه اصلاح نمی شود مگر آن که افراد آن جامعه دست به اصلاح آن بزنند." این جمله حاصل تکامل بشر برای رسیدن به جامعه ی نیک در جنگ ها و صلح ها و نا آرامی ها و آرامش ها و فرود و فرازها می باشد و نیز بیان قرآن که می گوید :" سرنوشت هر قومی به دست خود آن قوم است و این سنت تغییر ناپذیر الهی است " و سند این جمله را می توان در تاریخ یافت که مثلا هر جا که خواست و اراده ی عمومی جامعه در جهت بر چیدن حکومتی برای رسیدن به هدفی خاص بوده است، خونخوارترین حاکم ها و مستبد ترین حکومت ها درنهایت یا فرو ریخته اند و یا سر به تعظیم فرود آورده اند و بالعکس؛ و به همین خاطر است که امروزه حکومت ها به طرق مختلفی مثلا از طریق کنترل رسانه ها و کتاب ها و سیستم های آموزشی و پرورشی سعی دارند تا این اراده ی عمومی را در جهت احیای خویشتن و نیل به اهدافشان در دست بگیرند. و وظیفه ی یک انسان آگاه و اخلاق مدار در این زمان تحقیق وسپس روشنگری است. پس با توجه به نقش مهم جامعه در ساخت سرنوشت افراد درون خویش جا دارد تا جامعه را با فاکتور های خودش بررسی کنیم . یکی ازاین فاکتور ها میزان آگاهی است که بر اساس آن جامعه را به سه سطح مختلف می توان تقسیم کرد. سطح نخست که به لحاظ تعداد در اقلیت قرار دارند . این افراد داده های خام را از دیگرسطوح جامعه جمع آوری می کنند، سپس طرح مسئله می کنند و پس از تجزیه و تحلیل این مسائل و رسیدن به نتیجه با اعلام این نتایج سعی در عملی کردن نتایج برای حل مشکلات جامعه می نمایند که البته به عمد یا به سهو ممکن است اجرای این نتایج به سود جامعه نباشد که در این صورت باید از راه مباحثه و یا انتقاد از این افراد خواهان حل مشکلات شویم. این گروه روشنفکران هستند و مجریان برنامه های آنان دولت ها و نهاد های مدنی هستند. سطح دوم را که به لحاظ تعداد وسیع تر هستند را به تفصیل تشریح خواهیم کرد و اما سطح سوم که همان توده و اکثریت جامعه می باشند. این افراد در روزمرگی خویش به سر می برند و مسائل و مشکلات را از نزدیک درک می کنند . این افراد نه با خود برنامه ها که با نتایج برنامه ها سر وکار دارند . از سطح مطالعه ی پایین تری برخوردارند چون اصلا کارشان چرخاندن چرخ های اقتصادی کشور است و نه برنامه ریزی در سطوح کلان و اساسا کاری هم به ریشه ها ندارند و مهم برای آن ها حل مشکلاتشان می باشد . خواسته ها و وضعیت اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی همین افراد است که به صورت داده ها در اختیار روشنفکران و برنامه ریزان قرار می گیرد.و از آن جا که این افراد توده ی جامعه را تشکیل می دهند پس خواست و اراده ی آن ها در سرنوشت آن جامعه بسیار موثر است . و اما در مورد سطح دوم آگاهی باید گفت که این افراد همان منتقل کننده ی داده ها از سطح پایین(به لحاظ آگاهی) جامعه  به سطح بالای جامعه می باشند و در واقع حلقه ی ارتباط بین این دو سطح می باشند. در ضروری بودن جایگاه آنها در جامعه همین بس که در صورت عدم وجود این سطح و یا بی تفاوتی آن ها به مسائل اجتماع آن گاه داده ها به درستی به روشنفکران منتقل نمی شود ، برنامه ها ناقص یا اشتباه از آب در می آیند ، مردم ناراضی می شوند و هرج و مرج و نارضایتی در سطوح بالا و پایین جامعه ایجاد می گردد . سطح میانی در واقع صدای  سطوح پایین برای سطوح بالا و پیام سطوح بالا برای سطوح پایین هستند. کار دیگر سطح میانه جمع آوری و تحلیل مقدماتی داده ها و نیزنقد و عملی نمودن اولیه ی نتایج و در صورت درستی انتشار و عمومی کردن برنامه ها می باشد . در جوامع توسعه یافته این وظایف بر عهده ی دانشجویان، سندیکا ها و NGO ها میباشد .اما در کشور های در حای توسعه ای مانند ایران که هنوز سندیکا ها و NGO ها و نهاد های مدنی جایگاه خود را پیدا نکرده اند و حتی از حد تئوری ها نیز فراتر نرفته اندو نیز دچار دچار سنگ اندازی های زیادی می شوند، آن گاه این وظیفه ی مهم بر عهده ی دانشگاه ها و صاحبان اصلی آن یعنی دانشجویان می باشد. یکی از مهم ترین وظایفی که در این راستا از دانشجویان به نظر می رسد واکاوی جامعه ، کشف مشکلات، وانتقاد آن از طریق نقد به دولتمردان و روشنفکران است و در صورتی که این نقد ها کار ساز واقع نگشت، آن گاه دانشجو بابد روشنگری داشته باشد یعنی وضعیت موجود را به روشنی برای توده ی جامعه به تصویر بکشد تا در این صورت مردم در مورد سرنوشت خویش، بهترین تصمیم را اتخاذ نمایند که مردم خود بهترین قاضی بر اوضاع جامعه ی خویش هستند. اما برای انجام چنین وظیفه ی بزرگی آن چه بدیهی به نظر می رسد این است که یک فرد در قالب تشکیلاتی منسجم و فعالیت گروهی و جمعی ، بهتر می تواند آرمان های خود را که همانا آزادی،  عدالت، توسعه ی افتصادی، علمی، فرهنگی و سیاسی، وضع و اجرای حقوق شهروندی می باشد مطرح کند و آن ها را مطالبه نماید. پس بر دانشجویان لازم است نقشی را که بر عهده دارند بپذیرند و از خود سلب مسوولیت ننمایند چرا که هنگامی که در یک جامعه زندگی می کنیم امنیت، آزادی و رفاه ما در گرو فرهنگ و روند کلی جامعه ی ما می باشد و این اجتناب ناپذیر است. با پذیرش این مطلب دانشجویان باید به دنبال نشکل هایی بگردند که در عین استقلال و عدم وابستگی به ساختار قدرت (دولت) توانایی لازم را جهت بیان انتقاد های بی طرفانه و مطالبه ی  آرمان ها و حقوق شهروندی شان داشته باشد. بدیهی است که بیان مسائل و مشکلات به صورت آزاد و بدون مانع در تشکل های مستقل دانشجویی که ساختار دموکراتیک دارند قابل طرح و پی گیری است؛ خواه این مسائل در حیطه ی دین،  فرهنگ و هنر، اقتصاد، سیاست و جامعه باشد و خواه در حیطه ی مسائل صنفی ــ دانشجویی باشدباید ساختار تشکیلاتی یک تشکل مستقل منتقد مبتنی بر دموکراسی باشد، زیرا در این صورت می توانیم فرهنگ دموکراسی و نهاد های مدنی را با تجربه ی حضور در یکی از این نهاد ها در جامعه نهادینه نماییم. از ساختار های دموکراتیکی که به بررسی مشکلات جامعه می پردازد می توان به انجمن های اسلامی و شوراهای صنفی دانشجویان اشاره نمود. این دو نهاد همواده نقش خود را نسبت به جامعه و دانشگاه با تحلیل و بررسی شرایط موجود ایفا نموده اند. شوراهای صنفی دانشجویان به پیگیری و مسائل صنف دانشجویان می پردازد و انجمن های اسلامی نیز پیگیر مسائل سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و صنفی دانشجویان و در سطح کلان تر، جامعه می پردازد. بر دانشجویان است تا با حمایت و پشتیبانی از تشکل های مستقل دموکراتیکی همچون انجمن های اسلامی و شوراهای صنفی از طریق حضور و مشارکت در تصمیم گیری ها و فعالیت های این تشکل ها و نیز در صورت عدم وجود چنین تشکل هایی با راه اندازی چنین نهادهایی، دین خود را نسبت به جامعه و خویشتن ادا نماید. و آن چه که مهم به نظر می رسد این است که در صورت تضاد منافع ملی با منافع دولتی دانشجو باید حافظ منافع ملت باشد و نه منافع دولت. در مورد انجمن های اسلامی باید گفت که این تشکل در سال 1332 با هسته ی اولیه ی فکری روشنفکری ملی_ دینی توسط مهندس بازرگان ناسیس گردید

                                                             16 آذر 32

و تا سال 57 به عنوان تشکلی مستقل که از سوی رژیم پهلوی رسمیتی نداشت توانست یکی از موثر ترین جنبش های تحول خواه و اصلاح طلب و آزادی خواه در دوران خویش باشد . این تشکل پس از انقلاب 57 تحت عنوان دفتر تحکیم وحدت رسمیت یافت و به فعالیت های خویش ادامه داد که طی 29 سال اخیر دچار فراز و نشیب های زیادی گشت. اوایل انقلاب نقش مجری اوامر حکومت را داشت و سپس طی یک چرخش فکری_سیاسی به بدنه ی احزاب متصل گشت و پس از حوادث 18 تیر78(کوی دانشگاه تهران) به کلی از بدنه ی حاکمیت جدا شده و به نقد عملکرد نظام در چارچوب قانون اساسی، قرائت رحمانی ازقوانین الهی و حقوق بشرمی پردازد.

                                                          18 تیر 87

 که این همه تغییر و تحول به لطف ساختار دموکراتیک این تشکل صورت گرفته است. هر چند این تشکل در دوران سختی به سر می برد اما با واکاوی جامعه و پی ریزی  یک ایدئولوژی پویا و منطبق با شرایط جامعه و با یک نقد عمیق از درون می تواند دوباره به جریانی مقتدر همان گونه که در سال های قبل از انقلاب بود و همان گونه که در خرداد 76 ظاهر شد مبدل گردد

خاتمی

، کما اینکه در حال حاضر نیز انجمن های اسلامی به عنوان یکی از بزرگترین منتقدین حاکمیت و به عنوان بلند ترین صدای دانشجویی در کنار شورا های صنفی شناخته گشته اند و این همه تغییر و تحول ها می تواند به راحتی ما را متوجه جایگاه ویژه ی این تشکل دموکراتیک نماید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت 19:18  توسط مسعود قربانی نژاد  | 

دانشجو چند سالی در دانشگاه زندگی می کند . یعنی فرق دانشجو با دانش آموز در این است . دانش آموز در مدرسه باید درس بخواند نه کم و نه زیاد ، ولی دانشجو این فرصت را دارد تا در تمام عرصه ها به فعالیت بپردازد که این عرصه ها علاوه بر فعالیت های علمی پژوهشی شامل فعالیت های سیاسی ، فرهنگی و حتی ورزشی می شود . در ورای سیستم آموزشی دانشگاه یک نظام اجتماعی کوچک وجود دارد که دانشجویان اداره کنندگان آن هستند . البته مهم ترین وظیفه دانشجو درس خواندن است ولی با برنامه ریزی درست زمان کافی برای فعالیت های جانبی که زندگی دانشجویی را تشکیل می دهد وجود دارد .
دانشجو به عنوان قشر فرهیخته جامعه باید توانایی اظهار نظر در تمام زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ، دینی و به ویژه سیاسی را داشته باشد تا نقش حساس خود را در تصمیم گیریهای کلان ملت به درستی ایفا کند . در تاریخ این مرز و بوم با بکار بردن نام دانشجو همواره هوشیار و بیدار بودن در ذهن ها تداعی می شود . امری که موجب ترس و نگرانی نظام های دیکتاتوری می شده و می شود . حال که این فرصت به ما داده شده است نباید مسئولیت خطیر خود را فراموش کنیم و در این چند سال حضور در دانشگاه سطح نگرش خود را به موضوعات مختلف بالا ببریم تا در ابتدا توانایی تشخیص راه را از بیراهه پیدا کرده و سپس  خانواده وجامعه خود را در حد توان هدایت کنیم .
فراموش نکنیم ما انسان های مهمی هستیم تا چشم بر هم بزنیم چند سال حضورمان در دانشگاه می گذرد و ما به عنوان یک فرد تحصیلکرده وارد جامعه می شویم و آینده این کشور در دستان ما قرار می گیرد و باید تاریخ و فرهنگ بسازیم . درمقابل متحجر ها و تحریف کنندگان دین بایستیم و با بینش سیاسی بالا مسائل مهم کشور را حل و فصل کنیم . بالاخره زمانی کارنامه ما در دست نسل های آینده قرار می گیرد باشد که آن زمان سربلند باشیم . شاید بشود دکتر و مهندس را با پول وارد کشور کرد ولی انسانی تحصیلکرده ، با پشتوانه فکری و عقیدتی که نسبت به اوضاع جامعه اش نگران است را چطور ؟
اینک زمانیست که باید سنگینی بار مسئولیت را بر دوشمان حس کنیم .
                                                                         محسن رنجبر ملکشاه
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت 13:4  توسط پستو  | 

صبح امروز از سوی دادگاه ویژه روحانیت

 هادی قابل دستگير شد

آفتاب: هادی قابل عضو شورای مركزی جبهه مشاركت ايران اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) با مراجعه ماموران به منزل شخصی وی و پس از تفتيش و اخذ وسايل شخصي وی توسط دادسرای ويژه روحانيت بازداشت شده است.

به گزارش سایت خبری وابسته به جبهه‌مشارکت، صبح امروز در حوالی ساعت 9 و 30 دقيقه ماموران دادسرای ويژه روحانيت دادگاه ويژه به منزل هادی قابل مراجعه كردند كه ابتدا قابل به هوای سئوال شرعی يكي از همسايگان به دم درب منزل برای پاسخگويی می‌رود كه پس از لحظه‌ای به خانواده خبر مي‌دهد عده‌ای جهت تفتيش منزل به داخل خواهند آمد.

براساس گفته‌هاي خانواده قابل پنج نفر از ماموران به همراه قابل وارد خانه شدند و اقدام به تفتيش همه وسايل خانه و جمع‌آوری برگه‌ها و كاغذها نمودند و همچنين كيس كاميپوتر را نيز به همراه خود بردند.

فرزند قابل دراین‌باره اعلام كرد كه پدرش در ابتداي ورود به همراه ماموران به منزل اعلام كرده بود كه به همراه آنان خواهد رفت و خواسته بود تا وسايل شخصي وی را آماده كنند.

به گفته فرزند قابل، تفتيش منزل حدود يك ساعت به طول انجاميد و تنها از اين نكته متوجه شديم كه ماموران از دادسراي دادگاه ويژه هستند كه صورتجلسه را در برگه‌هايی با آرم دادسرای ويژه دادگاه ويژه روحانيت يادداشت می‌كردند.

در پايان خانواده هادی قابل با توجه به اينكه وی روزه بوده و به تازگي عمل قلب باز نموده بود از وی خواستند كه روزه‌اش را بشكند اما وی از انجام اين كار امتناع كرده بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 18:33  توسط مسعود قربانی نژاد  | 

اول بحث عرض كنم كه من به هيچ عنوان اميد ندارم كه اين مملكت يك شبه درست بشود و يا تا هزار سال آينده امكان برقراري جمهوري (به معناي واقعي ) در ايران امكان پذير باشد.عزيز من! شوخي كه نيست؛ وقتي رئيس جمهور بيست ميليوني خودش رو بيشتر از يك تداركاتچي نمي بيند و هزار جور مانع براي رسيدن حرف تحول خواهان به مردم وجود دارد آيا امكان حركت دفعي و يكباره در ايران وجود دارد؟ كه بدبختانه جواب منفي است. تازه اگر هم بتوان حركتي را بوجود آورد به هيچ عنوان سپاه را نبايد فراموش كنيم چون هنوز 18 تير و نامه ي فرماندهان سپاه (تهديد ضمني به كودتا) را فراموش نكرده ايم. در ضمن شنيده ها حاكي است كه در آن زمان براي يك خيابان حكم تير هم صادر شده بود!!! با اين شرايط فكر مي كنيد اميدي به جز حركت تدريجي و تلاش همراه با صبر براي انجام اصلاحات راهي هم براي ما باقيست؟ صد البته در اين حركت تدريجي بايد عقبگرد ها را  هم تحمل كرد و به عنوان يك واقعيت پذيرفت.(قبول دارم كه اين عقبگرد ها بسياري از اوقات حوصله آدم را بدجور سر مي برد)

حالا اگر به حركت تدريجي و از اين جور مسائل اعتقاد (عذر مي خوام التزام بهتره!) داريد بقيه ي مطلب رو هم بخوانيد. اگر هم نه كه هيچي ديگه. به جهنم!

1-اگر حركت تدريجي را قبول كرده ايم بايد از هر فرصت كوچكي استفاده كرده و هر وسيله اي را كه امكان تغيير شرايط را بوجود مي آورد غنيمت شمرد. حالا  اين كار مي تواند انتشار يك نشريه ي دانشجويي با تيراژ 100 باشد (كه به نظر من تقريبا بيخودترين كار است) يا فعاليت  در سطح كلان مثل تاثيرگذاري در انتخابات(كه لزوما هم شركت در انتخابات نيست؛ اينو گفتم كه از فردا نگين چاووشيان گفته انتخابات ايران مظهر دموكراسي است!). البته كارهاي نيمه خفن مثل تجمعات مسالمت آميز و حركت هاي عمومي مثل كمپين هم توصيه مي شود.

(البته خوبه كه در اين راه الياس رو همراه با خودمون داشته باشيم كه دائم غر بزنه و بگه كه «هدف وسيله را توجيح نمي كند». اين كار باعث ميشه كه خداي نكرده كاري بدي نكينم، تو اين مسير!)

2- با اين وضع مملكت ما بايد به كوچكترين تغييرات هم دلخوش باشيم و اميدوار. به نظر من با اين شرايط تلاش براي ايجاد كوچكترين تغيير در جامعه هم مي تواند قابل ستايش باشد و صد البته مفيد هم خواهد بود. كشور ما از بي تفاوتي مردمش و فقر اطلاعاتي آنها (نمونه اش خود من) رنج مي برد؛ اگر واقعا تنمان براي تغيير وضع موجود خارش دارد، بايد تلاش كنيم تا جامعه را حساس كنيم و در حد توانمان براي بالا بردن آگاهي خودمان در درجه اول و سپس اطرافيانمان تلاش كنيم. انقلاب بي سواد ها و جوگرفته ها نتيجه اي بهتر از گذشته نخواهد داشت چون ... (خودتون كه ماشاا... تاريخ رو خوب مطالعه مي كنيد، من ديگه چي بگم؟!)

3- لطفا بياييد با هم يه زوري بزنيم و از نااميد شدن دوري كنيم. قبول دارم كه اقتضاي سن ما آرمان خواهي است ولي اگر اين ويژگي در مسير كسب نتيجه اصل قرار بگيرد، حاصلي جز سرخوردگي براي ما نخواهد داشت. كاش همه ي بچه ها براي ديدار با مهندسي سحابي آمده بودند. خيلي جالب بود! پيرمرد هفتاد ساله كه تقريبا شصت سال از عمرش را در راه مبارزه سياسي صرف كرده هنوز هم با اطمينان از تغيير صحبت مي كرد و مي گفت: « من ايمان دارم كه وضع اينگونه نخواهد ماند». كسي كه قبل و بعد از انقلاب طعم حبس را چشيده است هنوز هم در عرصه ي سياسي و اجتماعي فعال است و اميدوارانه به آينده نگاه مي كند.

4- به نظر شما حالا که هاشمی رئیس خبرگان شده بهتره یا وقتی که مشکینی رئیس بود؟ به نظر من با وجود اينكه هاشمي هم يكي از خودشان است ولي رياست رقيبش - احمد جنيتي -  بر خبرگان چيزي نزديك به فاجعه بود. به هر حال اين هم ابزاري است براي كنترل اين تندروهايي كه اگر مملكت را كاملا در دست بگيرند احتمال بوجود آمدن هر فاجعه اي براي اين كشور دور از نظر نيست. البته اگر پيش بيني گاردين درست باشد و هاشمي براي بعدها به فكر راه اندازي شوراي رهبري باشد اين اتفاق بسيار هم مبارك خواهد بود چون اون موقع ديگه امكان ساختن بت وجود نخواهد داشت. پس لطفا به اين خاطر كه ما خوشحال هستيم كه جنتي پست جديد پيدا نكرده كتك نزنيد! همينه ديگه ما الان  مجبور هستيم بين بد و بدترين(نه بدتر!) ، بد را ترجيح بدهيم.

حالا بياييد تكليف خودمون را روشن كنيم. به جمهوريت فكر مي كنيم يا مشروط كردن قدرت؟ به نظر من  اگر به مشروطيت فكر مي كنيم، متاسفانه فعلا بايد دلمان را به همين كارهاي كوچك خوش باشد. نظر شما چيه؟ ازتون خواهش مي كنم فكر كنيد ( ميدونم كاري سختيه براتون، ولي شما تلاشتون رو بكنيد!) و نظرتون رو حداقل براي خودتون مشخص كنيد اگر هم خواستيد بنويسيد تا بقيه هم استفاده كنند.

+ نوشته شده در  شنبه 17 شهریور1386ساعت 0:33  توسط سید مهدی چاووشیان  | 

اینم یه زنگ تفریح دیگه (فکر نکنید من علاقه ای به نوشتن داشتم نه!!از طرف تعداد کثیری از خوانندگان پستو با اصرار زیاد!!از من خواسته شد دوباره بنویسم ومنم به خاطر اینکه دلشون نشکنه دوباره می نویسم هر چند این آقای هادیان پور دست به کپی پیستش خوبه ولی زهی خیال باطل آخه هر گردی که گردو نیست)
ولی این زنگ تفریح مجبوریم تکالیف عقب مونده رو انجام بدیم.اولا نمی دونم این سونامی از کجا اومد که خدا باعث و بانیشو به زمین گرم بزنه ولی بهتره که فراموشش کنیم چون هزار تا کار عقب افتاده داریم(مگه شما کار دیگه ندارین که بند کردین به این موضوع بی اهمیت)
آقای فیروزی حالا من عصبانیم ولی دلیلی نداره که شما مشهدی بازی در بیارینو سوغاتی ندین.
اقای چاووشیان تا تنور داغه نونو بچسبون چرا در مورد مجلس خبرگان چیزی نمی نویسید
آقای مدنی انجمن که از صدقه سر بعضیا لنگ در هواست ولی واقعا انجمن واسه سال آینده اصلا برنامه ای داره؟تابستون تموم شد شما که دبیر انجمنید واسه استقبال از ورودیا برنامه ای دارید تا با استفادده از فضای ماه رمضون مخشونو نزنن
اقای قلی زاده سفرهای مارکوپولویی تون تموم شد یا هنوز ادامه داره از مشهد به شاهرود از شاهرود به تهران خدا میدونه الان کجایین
آقای نظری فرد شما که اول تابستون گفتید خانه ی نشریات امسال میترکونه ایا هنوز هم سر حرفتون هستین یا
اقای بجنوردی شما که مکه بودینو به ملت سلام میرسوندین میشه بگین الان کجا میشه پیداتون کرد
خانم بختیاری زاده فکر کردی با جدا شدن یه نفر چی میشه؟(هیچی عزیزمن آب از آب تکون نمی خوره هر چند مهمه اون آدمه کی باشه تو باشی یا...)ولی به هر حال انجمن باید به کارش ادامه بده چون هدفش مقدسه و ما همگی بهش ایمان داریم
آقای غلامی دیدین زنگ تفریح 2 رو نوشتم ولی منتظر بعدیاش نباشین چون همچین پروژه ی عظیمی!!کلی انرژی از آدم می گیره
آقای علی پور به جرات می گم مددکار اجتماعی خوبی میشین
اقای هادیان پور خدا رو شکر که آخرین مطلبتونو نوشتین تا از شر وبلاگتون خلاص شیم
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 21:17  توسط فرخنده بختياري زاده  | 

گروه سياسي ؛ جمعي از اعضاي شوراي مرکزي و عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شاهرود به همراه تعدادي از اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه هنر در ادامه ديدارهاي سياسي خويش با حضور در منزل دکتر ابراهيم يزدي با دبيرکل نهضت آزادي ايران ديدار کردند.

در اين ديدار يزدي علامت صداقت نيروهاي غيرمذهبي را رها کردن انجمن ها دانست. وي خطاب به دانشجويان عضو انجمن هاي اسلامي گفت؛ به محض ورود نيروهاي غيرمذهبي به انجمن هاي اسلامي، بهانه به مخالفان هرگونه فعاليت دانشجويي داده مي شود که به انجمن ها ضربه بزنند و البته مطمئن باشيد در رخنه نيروهاي ضدمذهبي به انجمن ها، نيروهاي خاصي نقش دارند که دانشجويان بايد مراقب نفوذ نيروهاي غيرمذهبي به انجمن هاي اسلامي باشند.وزير امور خارجه دولت موقت ادامه داد؛ شما به عنوان دانشجويان عضو انجمن اسلامي از تبار روشنفکري ديني هستيد. هم انجمن ها و هم دفتر تحکيم وحدت به جنبش روشنفکري ديني تعلق خاطر دارند. شما بايد از حقوق مدني آحاد مردم دفاع کنيد و در عين حفظ فاصله تشکيلاتي با نيروهاي ديگر، بايد از حق تشکيل اجتماعات گروه هاي ديگر دفاع کنيد.

وي در پاسخ به اين اظهارات علي قلي زاده سخنگوي انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود که با حفظ هويت ديني و مذهبي انجمن ها، ديگر تفکرات به عنوان مهمان تا حدي که به انجمن ها ضربه نزنند، در انجمن ها حاضر باشند، اضافه کرد؛ انجمن اسلامي دستگاه تفتيش عقيده نبايد راه بيندازد، در عين حال نبايد افراد غيرديني را به عنوان شوراي مرکزي و پيش نمازي انتخاب کرد. افراد با تفکرات غيرديني خود با مسووليت پذيري وارد شوراي مرکزي نشوند. وي همچنين در پاسخ به پرسش يکي از دانشجويان در مورد لائيک ها اضافه کرد؛ همه لائيک ها که ضد دين نيستند و بايد بين لائيک ها و مارکسيست ها تفاوت قائل شد.

دبيرکل نهضت آزادي ايران با بيان اينکه بين اعتقاد به تکثر سياسي و تشکيل يک تشکل با نگرشي خاص تفاوت است، اضافه کرد؛ تجربه برنامه 16 آذر امسال دفتر تحکيم وحدت نشان مي دهد که نيروهاي موسوم به مارکسيست احترامي براي ديگر عقايد قائل نيستند.

وي با اشاره به اين نکته که در زمان رژيم گذشته ما با يزيدي خواندن شاه از چپ ها که شاه را فاشيست مي خواندند، بهتر با جامعه ارتباط برقرار مي کرديم، زبان مردم ايران را زبان مذهبي دانست.وي در اين مورد ادامه داد؛ زبان توده مردم ايران، زبان مذهبي است. البته جريان چپ در ايران سابقه تاريخي دارد و جريان چپ دانشجويي از سال 1305 در ايران فعاليت رسمي مي کند. اين جريان هرگاه بر شعار عدالت خواهي خود تاکيد کرده، در جامعه نفوذ داشته و هرگاه صحبت از مارکس و لنين کرده به حاشيه رانده شده.

وي در بخش ديگري از سخنانش خطاب به دانشجويان تحکيمي گفت؛ در شرايطي که بيشترين فشار ها و برخورد ها با جامعه و دانشجويان تحت لواي دين صورت مي گيرد، حفظ عنوان ديني بودن بسيار سخت است و مانند نگه داشتن زغال داغ در کف دست است، اما با انگيزه الهي مي توانيد و بايد نام دين را در اين شرايط سخت حفظ کنيد.

وي ادامه داد؛ در شرايط ويژه تاريخي هستيد و کار بسيار سخت است. زماني که ما را در دوره پهلوي به علت نماز خواندن، هو مي کردند، ما فعاليت ديني مي کرديم و موفق هم بوديم. لذا با توکل و اتکال به خدا و سعه صدر با سربلندي فعاليت ديني کنيد.

وي همچنين با مهم خواندن مطالعات ديني و سياسي به دانشجويان انجمني توصيه کرد به اين اصل بيشتر توجه کنيد و در اين شرايط سخت قرآن به ما مي گويد؛ وجعلوا بيوتکم قبله. يعني در منازل تان کار فکري کنيد.در پايان وي اين نويد را به دانشجويان تحکيمي داد که آينده ايران به جريان روشنفکري ديني تعلق دارد و اين شرايط ويژه و سخت گذرا است.

در ابتداي اين مراسم علي قلي زاده سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شاهرود با تشريح وضعيت انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي شاهرود، شرايط فعلي دانشگاه ها را شرايطي سخت براي هرگونه فعاليت مستقل دانشجويي ذکر کرد. وي با سخت و دشوار دانستن شرايط براي دانشجويان مذهبي در دانشگاه ها اضافه کرد؛ برخورد با دانشجويان منتقد، برخورد حذفي است و اين شيوه خلاف گفته مسوولان ارشد دولت است. برخورد با انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود که هميشه مشي قانوني و معتدل خود را حفظ کرده است، نشان دهنده اين نکته است که مسوولان تحمل فعاليت انتقادي و صداي منتقد در دانشگاه را ندارند و البته در اين شرايط است که جنبش دانشجويي از هر زمان ديگري در دهه اخير پويا تر و فعال تر شده است. وي ماهيت انجمن هاي اسلامي و دفتر تحکيم وحدت را ماهيتي انتقادي نسبت به دولت ها دانست و دليل برخورد هاي گسترده را حفظ همين ماهيت در دولت کنوني دانست.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 10:26  توسط پستو  | 

شهرستان شاهرود از جمله شهرستان‌هاي تاريخي و باستاني، در بخش شمال شرقي ايران، در استان سمنان قرار گرفته است. پيشينه‌اي بسيار ديرين دارد و براساس آثار به دست آمده در حفاري‌ها، قدمت آن به يك هزار سال قبل از ميلا‌د مسيح باز مي‌گردد.

براساس بعضي از شواهد و مدارك تاريخي <چخره> به عنوان سرزمين چهاردهم، قديمي‌ترين نام شاهرود است. هسته اوليه شاهرود به دليل دفاع از مهاجمان و برقراري امنيت در محل، روي تپه‌اي كم‌ارتفاع در دامنه كوه رشد و توسعه يافته است. ‌

بازار شاهرود در مركز شهر شاهرود قرار گرفته كه از نظر اقتصادي از جايگاه ويژه‌اي در شاهرود برخوردار است، قدمت اين بازار به دوره قاجاريه مي‌رسد. ‌

شاهرود به علت شرايط ويژه جغرافيايي همواره معبري مطمئن براي كاروان‌هاي تجارتي بوده و در اين مسير كاروانسرا‌هايي نيز بر جاي مانده است.

مجموعه كاروانسراهاي مياندشت شامل سه كاروانسرا است كه يكي از آنها مربوط به دوره صفويه و دو كاروانسراي ديگر به دوره قاجاريه تعلق دارد. هر سه كاروانسرا از ويژگي‌هاي برجسته معماري دوره خود برخوردار هستند.كاروانسراي ميامي كه از نوع چهار ايواني است در 60 كيلومتري شرق شاهرود واقع شده است. اين كاروانسرا در سال 1046 ه.ش و در زمان شاه‌عباس دوم ساخته شده است. كاروانسراي بدشت، به شكل مستطيل و از نوع چهار ايواني مي‌باشد و در زمان صفويه بنا شده و در 8 كيلومتري شاهرود و در روستاي بدشت قرار گرفته است. ‌ وجود مناطق و مراكز پر ارزشي چون بسطام (بارگاه سلطان‌العارفين بايزيد بسطامي) خرقان (آرامگاه شيخ ابوالحسن خرقاني) كلا‌ته‌مير (مرقد شيخ حسن جوري) فرومد (مرقد ابن يمين فرومدي)، قلعه ميامي و قلعه پار‌ت‌ها و مناطق حفاظت‌شده خوارتوران و خوش ييلا‌ق و تپه تاريخي سنگ چخماق و بالا‌خره روستا ـ شهر زيباي مجن هر كدام به تنهايي كافي است تا شاهرود را به عنوان جاذبه‌هاي كوچك به ايرانيان و جهانيان معرفي نمايد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 شهریور1386ساعت 20:34  توسط پستو  | 

شماره جدید(شماره شهریور) نشریه طنز و کاریکاتور بچه مشد -اولین نشریه طنز و کاریکاتور در شرق کشور- منتشر شده و از هم اکنون در کلیه دکه های روزنامه فروشی مشهد  قابل تهیه است.

البته این عکس  به طرح جلد شماره قبلی نشریه طنز و کاریکاتور ((بچه مشد))مربوط میشود.

برای مشاهده طرح جلد جدید و  یکی از مطالب کوتاه چاپ شده در آن نشریه اینجا  کلیک کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 0:0  توسط سامان فيروزي  | 

تاريخ معاصر ايران از زمان نظم امير كبيري نوشته مي شود. هنگاميكه امير كبير با شروع اصلاحات اداري و بازرگاني ساماني را به اركان سنتي و عقب مانده حكومت مي بخشد در واقع دروازه هاي ايران بروي تجدد باز مي شود امير بخوبي مي دانست كه ايجاد تحول و پيشرفت در جامعه مهجور مانده از توسعه و علم ايران تنها در سايه تربيت و آموزش ايرانيان ميسر است از اينرو تاسيس دارالفنون كه بنوعي اولين نهاد علمي و مدرن ايران در دو قرن اخير است براي نهادينه كردن فرآيند تغيير و اصلاح تدريجي كشور توسط امير مد نظر قرار گرفت اگرچه امير كبير به دليل سعايت بدخواهان هرگز نتوانست طرح هاي خود را كاملا به سر انجام برساند و كشتن وي باعث از بين رفتن نظم اميري شد اما مرد اصلاح طلب وطن دوست در زمان قدرتء همتي بالا را بكار گرفته بود كه ماندگاري دست آوردهاي عظيمش را تضمين كرده بود و در راس كاميابي هاي امير اين دارالفنون بود كه به نشانه اي از جهت و تمناي او در گذشته ي ايران و ادامه مسير تجدد طلبي روشنگران تبديل گشت. اگر تاسيس دارالفنون بخاطر مهيا كردن توسعه ي فنون بود گذشت زمان و ميل واشتياق ايرانيان به ادامه ترقي خواهي خود ء باني تاسيس نهاد دانشگاه در ايران شد.اگرچه راه اندازي دانشگاه هاي ايراني با تقليد از غرب تلاشي براي متمدن شدن تلقي مي شد اما نهاد دانشگاه از همان بدو تاسيس داراي خصلتي ويژه در ايران شده بود دانشگاهيان از همان ابتداي كار وظيفه ي ديگري را نيز بعهده گرفتند و آن پيگيري روند دموكراتيزاسيون در حكومت بود اگر در اروپا دانشگاه به تاثير از عصر آزادي و پيدايش و پيشرفت علوم مدرن متولد شد در ايران بعكس براي ايجاد چنين رسانسي نياز به دانشگاه از سوي روشنفكرين غير حكومتي احساس شد. در آن هنگام خيال حاكمان آن بود كه دانشگاه تنها وسيله اي براي ارتقا اقتصاد و صنعت و فنون خواهد بود و دانشگاه سر به آزادي و آزاديخواهي نخواهد داد اما در خود اروپا هم تاسيس دانشگاه با پذيرش دموكراسي و آزادي هاي معرفتي امكان يافت و درست بهمين خاطر بود كه دانشگاه در ايران منادي آزاديخواهي ايرانيان شد در واقع در ايران نهاد دانشگاه دچار يك تناقض اساسي گشته بود از يك سو خواست موسسين آن فقط ايجاد رشد علمي در جامعه بود و از سو ديگر دانشگاه بعلت ماهيت خود تنها در سايه ي آزادي هاي آكادميك مي توانست قدم در راه نوآوري بردارد بنابراين طبيعي بود كه دانشگاه مبدا و مامن حركت هاي آزادي خواهانه در ايران گردد و از همين جا بود كه مشكل حاكمان و دانشگاه به مسئله حكومت و آزادي تبديل گشت و علم پژوهان ايراني در صف مقدم مبارزه عليه استبداد قرار گرفتند. اما گرايش دانشجويان به تحول و اصلاح نهاد حكومت هزينه هاي گزافي را بر دانشگاه تحميل كرد و در نهايت باعث رودرويي زود هنگام حكومت با دانشگاه شد برخوردي كه تا كنون به نبرد استبداد و آزادي تعبير شده است و در اين مبارزه دانشگاه نماد آزادگي را براي خود برگزيد كه بدنامي بدكاران جدا از ساحت پاك دانشگاه باشد. اينكه چرا كاركرد دانشگاهها در ايران داراي رويكرد سياسي شده است خود موضوعي موسع است كه در اين مقال نمي گنجد ولي در واري اين موضوعات بنظر مي رسد كه تضاد بنيادين در فهم و انتظار حكومتگرايان با ماهيت حقيقي اين نهاد علمي سبب شده است كه عده اي را به اين خيال باطل بياندازد كه با مواجهه و سركوب فيزيكي خواهند توانست موج آزادي خواهي را در دانشگاه از بين ببرند در اين نگاه حركت هاي اعتراضي دانشجويي فقط از تحريك و رخنه گروههاي مخالف حكومت منتج مي شود پس مي شود با تصفيه ي دانشگاه از اين عناصر نامطلوب - به زعم حكومت - اين نهاد را در مسير تحقق اميال و برنامه هاي حكومت قرار داد و از همين رو است كه در طول تاريخ دانشگاه در ايران ءاقتدارگرايان سعي كردند كه با تمام قوا در مقابل دانشگاه بايستند و آن را تبديل به بخش متصل به قدرت نمايند اما چه توفيقي از آب را در هاون كوبيدن ء كه دانشگاه در پس هر سركوبي دوباره سر بالا آورده است و به تكرار آزادي را طلب كرده است و خط بطلاني را بر همه ي جاه طلبي ها و كج انديشي مستبدين بي هنر كشيده است و داغ دانشگاه آلت دست را بر دل هايشان نشانده.

مسئله ي مهم اينست كه دانشگاه همانطور كه پيش تر ذكر شد در سايه ي آزادي هاي علمي و معرفتي معنا و مفهوم دارد و اگر در ايران دانشگاه به سنگر آزاديخواهي مبدل گشته از جهت تلاش بخاطر زنده نگه داشتن دانشگاه است كه آزادي سرشت دانشگاه و دانشگاهيان است بنابراين طبيعي است كه دانشگاه در مقابل هر عملي تحديدي از خود واكنش نشان دهد و بخواهد از آزادي تفكر و تعمق دفاع نمايد كه اگر اين كار را نكند مسلما ديگر دانشگاهی نيست؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 شهریور1386ساعت 11:37  توسط اشکان مدنی  | 

 

گروه سياسي؛اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود با سعيد حجاريان ديدار کردند. اين ديدار در حالي صورت گرفت که انجمن اسلامي اين دانشگاه طي ماه هاي اخير تعليق، برگزاري انتخابات و تعليق دوباره را پشت سرگذاشته است. حجاريان در اين ديدار با تاکيد بر لزوم حضور حداکثري دانشجويان در انتخابات مجلس هشتم يادآور شد؛ در حال حاضر به نوعي جامعه غيرسياسي شده است. از اين رو با توجه به نزديکي انتخابات بايد دانشجويان در اين زمينه به خوبي فعاليت کرده، وارد صحنه انتخابات شده و مشارکت حداکثري داشته باشند.وي ادامه داد؛ براي انتخابات بايد با برنامه ريزي جلو رفت چرا که در آن زمان فضاي سياسي بازتر از حال حاضر خواهد شد و مي توان در آن دوران به فعاليت پرداخت.

عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت ادامه داد؛ از آنجا که حضور حداکثري در انتخابات اعتماد مردم را جلب خواهد کرد بايد در جهت مشارکت حداکثري مردم در انتخابات تلاش کرد. به گزارش ايسنا در ابتداي اين ديدار اشکان مدني دبير انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود خطاب به حجاريان گفت؛ همواره افکار شما براي دانشجويان داراي ارزش بوده و حرکات و مواضع شما نشانگر اعتقاد راسخ تان به اصلاحات بوده است.

از اين رو هدف ما از اين ديدار با توجه به طرح مسائل مربوط به دانشگاه ها، برخي برخوردها و برخي احضارها به کميته انضباطي، استفاده از تجربيات شما براي انجام فعاليت سالم سياسي است. سخنگوي اين انجمن نيز احکام صادر شده کميته انضباطي را ظلم به دانشجويان خواند. وي با بيان اينکه ما به بحث ائتلاف و حضور در انتخابات معتقديم و در انتخابات به سمت حرکت انتزاعي نخواهيم رفت، تصريح کرد؛ آزاد بودن و عاقلانه بودن انتخابات يکي از عوامل اصلي در انتخابات است. بر اين اساس پيگيري حقوق شهروندي و مسائل دانشگاه ها يکي از خواسته هاي ما در انتخابات است چرا که بر اين باوريم که حفظ استقلال دانشگاه بايد در اولويت فعاليت هاي انتخاباتي قرار گيرد.

همچنين در اين ديدار برخي از فعالان دانشجويي دانشگاه هنر و دانشگاه دامغان حضور داشتند.

در ديدار اعضاي انجمن هاي اسلامي چند دانشگاه با اصلاح طلبان مطرح شد
تاکيد بر مشترکات اصلاح طلبان و دانشجويان

گروه سياسي؛ اعضاي انجمن هاي اسلامي دانشگاه شاهرود، هنر و دامغان در ادامه ديدارهاي خود، روز گذشته با دو چهره اصلاح طلب ديدار کرده و ديدگاه هاي يکديگر را درخصوص موضوعات روز کشور به بحث گذاردند. مصطفي تاج زاده و هادي قابل دو عضو جبهه مشارکت بودند که در اين ديدارها بر لزوم طرد هرگونه يأس و انفعال از جنبش دانشجويي تاکيد ورزيدند. دانشجويان روز جمعه نيز در نخستين ديدار خود با سعيد حجاريان ديگر عضو شوراي مرکزي مشارکت و از تئوري پردازان اصلاح طلب به گفت وگو نشسته بودند.مصطفي تاج زاده در ديدار خود با دانشجويان دانشگاه را مدني ترين فضايي دانست که مي توان در آن تظاهرات انجام داد و تاکيد کرد که همچنان با تظاهرات خياباني مخالف است. وي با اشاره به ترم نخست سال تحصيلي جاري و انتخاباتي شدن و به تبع آن بازتر شدن فضاي فعاليت در کشور از دانشجويان درخواستي را مطرح کرد؛ « در زمينه انتخابات بهتر است نقاط ضعف انتخاباتي را به قوت تبديل کرده و از حق مسلم برگزاري انتخابات آزاد دفاع کنيم. از اين رو در ترم آينده دانشگاه ها فضاي کشور به فضاي گفت وگو تبديل خواهد شد.» تاج زاده با بيان اينکه برخي محدوديت ها براي فعاليت احزاب و جنبش دانشجويي وجود دارد، با اين تفاوت که اين محدوديت براي احزاب در سطح ملي بوده و براي جنبش دانشجويي در سطح دانشگاه، خاطرنشان کرد؛ اگر ما با هم باشيم مي توانيم حرکت کنيم و در غير اين صورت نمي توانيم کاري را به پيش ببريم. عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت با تاکيد بر اينکه افرادي که در فعاليت شان وجدان و آرامش دارند همواره در تاريخ سربلند خواهند شد، گفت؛ احزاب بايد همچون کشورهاي دموکراتيک داراي شاخه دانشجويي باشند؛ چرا که در شرايط عادي و دموکراتيک اگر فردي قصد فعاليت عادي سياسي را دارد بايد وابسته به احزاب باشد ولي در جامعه ما شرايط به اين گونه نيست و مي توان در اين مرحله گذار تنها نقاط مشترک را پيدا و پررنگ کرد.هادي قابل نيز در ديداري جداگانه درخصوص شرايط جامعه براي حضور اصلاح طلبان يادآور شد؛ در صورتي که بخواهيم در مجلس فعاليتي را انجام دهيم، بايد مشخص شود در انتخابات مجلس مي خواهيم چه نقشي داشته باشيم و براي انتخابات رياست جمهوري چه کارهايي مدنظر داريم؛ چرا که در حال حاضر بدنه جامعه آماده شنيدن است. بنابراين در صورت روي کارآمدن اصلاح طلبان، آنها با تجربه، درايت و خردورزي بيشتر کار را در دست گرفته و مي توانند کشور را در تمام عرصه ها به پيشرفت برسانند. وي ادامه داد؛ همانطور که در گذشته جناح اصولگرا مي گفتند که حکومت يکدست نداريم و نمي توانيم فعاليت کنيم ولي حالا آنها داراي چنين حکومت يکدستي بوده و بايد ديد که براين اساس چه مي کنند و مردم نيز نتيجه کار آنها را خواهند ديد و براين اساس فردا نمي توانند عنوان کنند که داراي يک مجموعه يکدست نبودند. قابل تصريح کرد؛ اين مقطع زماني براي انقلاب ما و حتي براي اصلاح طلبان يک ضرورت بود؛ چرا که در صورت رخ ندادن اين قضيه فاصله و انشعاب بين اصلاح طلبان بيشتر مي شد. قابل با تاکيد بر اينکه آينده کشور ناکجاآباد نيست و جامعه به سمت مدرن شدن در حال حرکت است، افزود؛ تمام شواهد موجود نشان مي دهد که جامعه به سمت مدرن شدن در حال حرکت است و در اين زمينه هيچ کس نمي تواند با آن مقاومت کند. عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت با تاکيد بر اينکه افراد براي ورود به سياست، بايد براساس ايده حرکت کنند، خاطرنشان کرد؛ در جريان تلاش براي حذف جنبش دانشجويي از دانشگاه هستم ولي مطمئن باشيد که نه تنها اين افراد بلکه هيچ مجموعه ديگري از قدرت ها در هيچ کجاي دنيا موفق نشدند که با جنبش دانشجويي برخورد و آن را حذف کنند. اين فعال سياسي با تاکيد بر اينکه در شرايط کنوني بايد از يأس و انفعال دوري کرد، گفت؛ عرصه کار سياسي و رسيدن به دموکراسي عرصه حرکت آهسته و پيوسته است؛ چرا که اگر حرکت شتابان و نفس گير اتفاق افتد، نفس مان خواهد بريد. قابل با اشاره به سخن امام صادق(ع) مبني بر آنکه کسي که آشنا به شرايط زمان خود باشد، هيچ گاه دچار اشتباه در عرصه تصميم گيري نخواهد شد، خاطرنشان کرد؛ در صورتي که اصلاح طلبان روي کار بيايند، بايد شرايط کشور را شناخته و براساس آن سناريويي تعريف کنند. با وجودي که در دوره گذشته توانستيم به نتايج خوبي دست پيدا کنيم ولي به طور کلي نتوانستيم به نتايج مطلوب دست پيدا کرده و بايد به فکر دوره بعدي باشيم.اين فعال سياسي با بيان اينکه دانشجويان بايد با برقراري ارتباط شان با بدنه جامعه دغدغه هايي که در ذهن جنبش دانشجويي وجود دارد به بدنه جامعه منتقل کنند، گفت؛ در انتخابات بعدي حداقلي که ما در نظر گرفتيم آن است اگر تريبون در دست داشته باشيم مي توانيم دغدغه هاي جنبش دانشجويي را از تريبون فرياد زده و تاثيرگذار باشيم و در اين راستا فضا را آرام تر و برخوردها را کمتر کرده و زمينه فعاليت را بيشتر کنيم. وي با اشاره به ديدارهاي اخير برخي از شاخه هاي جوانان و دانشجويان احزاب مختلف گفت؛ امروز جوانان موتلفه در کنار جوانان مشارکت، کارگزاران و... جمع شده و دغدغه مشترک شان را بيان مي کنند، بنابراين اکنون زماني است که عقلاي احزاب و بزرگان دور هم گرد آمده و در زمينه شرايط فعلي کشور صحبت کنند. وي در پايان تاکيد کرد؛ در صورتي که بتوان نيروهاي تاثيرگذار را از انفعال خارج کرده و آگاه سازي را در جامعه ايجاد کنيم مي توان در کشور اثرگذار بود از اين رو در حزب مشارکت روي جنبش دانشجويي باز است. به گزارش ايسنا در اين ديدار ها ابطحي عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشگاه هنر شرايط کشور را ويژه خواند و گفت؛ در اين شرايط احتياج است که از نيروهاي برجسته کشور کسب تجربه کرده و از صحبت هايشان استفاده کنيم.

همچنين سخنگو و عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي شاهرود نيز به بيان نظرات خود پرداختند.

جنبش دانشجويي جنبشي تاثيرگذار

اين دانشجويان باعزت الله سحابي نيز ديدار کردند.وي با بيان اينکه پيشرفت در انديشه و تفکر از نقادي حاصل مي شود، اظهار داشت؛ نقد از خود به جاي نقد از دشمن موجب جهش خواهد شد و مي توان نتايجي بر اساس آن به دست آورد که بتوان به پيشرفت و تعالي دست پيدا کرد.

سحابي با بيان اينکه برخي در شرايط فعلي قصد دارند که وجهه سياسي جنبش دانشجويي را تحت فشار قرار دهند، گفت؛ از آنجا که جنبش دانشجويي همواره جنبش آزاديخواه بوده و در راستاي نقد و پيشرفت کشور حرکت مي کند در مسائل کشور موثر بوده و اين تاثيرگذاري نشان دهنده اهميت جنبش دانشجويي در کشور است.
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 22:7  توسط پستو  | 

تعدادي از دانشجويان عضو انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود موضوع انحلال انجمن اسلامي اين دانشگاه را با كاظم جلالي، نماينده شاهرود در مجلس درميان گذاشتند كه جلالي قول مساعد براي پي گيري موضوع داد.

به گزارش خبرنگارنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در اين نشست گسترش رفتارهاي انتقادي عليه دولت و عمل بر خلاف اساسنامه انجمن آن چيزي بود كه دانشجويان عضو انجمن آنها را از علل انحلال انجمن اسلامي خواندند.

به اعتقاد اين دانشجويان با آنها غيرقانوني وغير حقوقي رفتار شده در حالي كه حكم هيات منصفه اين بود كه تخلف شده ولي مشمول تخفيف هستند.

اين دانشجويان به اعتراضشان به هيات نظارت مركزي ولي صادر نشدن هيچ حكمي تاكنون اشاره كردند.

راه اندازي انجمن موازي به اسم انجمن اسلامي ولي با نيروهاي خودشان هدف از انحلال انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود از سوي اين دانشجويان خوانده شد.

يكي از اين دانشجويان با بيان اين كه مي خواهند با اين اقدامات فضا را براي برخورد بيشتر متشنج كنند؟ پرسيد كه چرا ما دانشجويان بايد قرباني اهداف سياسي شويم.

اين دانشجويان ايجاد فضاي برخورد و امنيتي را پرهزينه دانسته و يادآور شدند كه سال تحصيلي آينده را نيز در اختيار خواهند داشت و دانشجويان آنها را حمايت خواهند كرد.

يكي از اين دانشجويان مدعي شد كه ادله و اساسنامه مي آوريم تا برخوردغيرحقوقي با انجمن اسلامي را ثابت كنيم.

كاظم جلالي نيز پس از شنيدن مسايل اين دانشجويان به پي گيري‌هايي كه در اين رابطه داشته اشاره و تصريح كرد: دانشجويان ممكن است خطا و اشتباهاتي داشته باشند، ولي اشتباهات را به طريقي مي توان جبران كرد.

وي با تاكيد بر اين كه روش‌هاي برخوردي و حذفي را نادرست مي داند قول داد موضوع را با معاون پارلماني وزارت علوم در ميان گذارد و آن را پي گيري كند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 21:51  توسط پستو  | 

جمعي از اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود روز يك‌شنبه با اكبر اعلمي ـ نماينده‌ي مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي ـ ديدار كردند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) «اكبر اعلمي» در اين ديدار پس از اظهارات دانشجويان حاضر در پاسخ به پرسش‌ها و مشكلات اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود گفت: پيگيري‌هاي شما نشان‌دهنده انگيزه راسخ شما براي فعاليت‌هاي سياسي دانشجويي است و مسوولان بايد اين انگيزه را به فال نيك بگيرند و درجهت تقويت آن نيز تلاش كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 21:48  توسط پستو  | 

انجمن اسلا‌مي دانشجويان دانشگاه صنعتي شاهرود با حكم لغو مجوز از طرف مسوولا‌ن دانشگاه صنعتي شاهرود روبه رو شد. در اين خصوص علي قلي‌زاده سخنگوی اين انجمن در گفت‌وگو با خبرنگار ما به مواردي اشاره كرده است كه در ذيل مي‌خوانيد.


نوع فعاليت‌هاي انجمن اسلا‌مي دانشجويان دانشگاه صنعتي شاهرود بر چه محوري بوده است ؟

انجمن در سالي كه گذشت با تكيه بر هويت ديني و دموكراتيك خود به برگزاري برنامه‌هايي در همين زمينه مبادرت ورزيد. در همين راستا سلسله برنامه‌هاي <خداحافظي با دين هرگز>، < آشنايي با حقوق بشر و دموكراسي>، <بررسي تاريخچه جنبش دانشجويي>، <حقوق زنان در قرآن و متون مقدس> و بسياري برنامه‌هاي ديگر توسط انجمن برگزار شد و البته در مقابل، اجراي بسياري از برنامه‌هاي انجمن از قبيل برگزاري مراسم بحث هفتگي پيرامون روشنفكري ديني، مراسم قرائت و توشه‌گيري دعاي‌كميل، برگزاري مراسم 16 آذر وحتي برگزاري كلا‌س‌هاي زبان توسط مسوولا‌ن دانشگاه، بخصوص مسوول نهاد دانشگاه شاهرود سنگ‌اندازي شد.

گويا در مسير قانوني انتخابات ارديبهشت ماه شما خللي به وجود آمده؟

انتخابات امسال در فضايي آرام و قانوني برگزار شد و تمام سعي ما بر اين بود كه با انجام حركاتي قانونمند و پايبندي به اصول اساسنامه خود وآيين‌نامه تشكل‌هاي اسلا‌مي راه را بر هر حرف و حديث احتمالي ببنديم اما علي‌رغم تمامي اينها از جانب ما و تاييد نماينده هيات نظارت دانشگاه و شوراي نظارت انجمن باز هم شاهد عدم تاييد انتخابات از سوي مسوولا‌ن دانشگاه بوديم كه هم‌اكنون نيز سرنوشت پرونده انتخابات انجمن نامشخص است. اين بار و در ادامه پروژه برخورد با انجمن هاي اسلا‌مي، دفتر تحكيم، مطبوعات و خبرگزاري‌هاي منتقد در جامعه نوبت به دانشگاه شاهرود رسيده بود.

علي‌رغم آنكه انجمن تمام آنچه را در اساسنامه آمده بود اجرا كرد و حتي نماينده هيأت نظارت بر سلا‌مت انتخابات صحه گذاشت و همه منتظر شنيدن خبر تاييد انتخابات بودند اما در كمال ناباوري انتخابات در زمان قانوني تاييد نشد و در پيگيري‌هاي مستمر انجمن براي هر چه سريع‌تر روشن شدن اين جريان، تاييد انتخابات به دلا‌يل واهي به تاخير انداخته مي‌شد و در نهايت با پايان امتحانات و پس از برگزاري چندين جلسه، انجمن دانشگاه در28تير از سوي هيأت منحل اعلا‌م شد. ‌

‌ آيا انجمن در جهت حل و فصل مسالمت‌آميز اين قضيه و حفظ فضاي آرام با دانشگاه تعاملي داشته است؟

انجمن هيچگاه به دنبال متشنج كردن فضا نبوده، هر چند هيچگاه از مواضعش هم كوتاه نيامده است؛ علي‌رغم آنكه بسياري از دانشجويان حمايت خود را از انجمن اعلا‌م داشته و حتي با حضور در دفتر انجمن اقدامات جدي‌تر انجمن را در جهت صيانت از آرايشان خواستار شدند ولي اعضاي شوراي مركزي تلا‌ش كردند تا فضا آرام نگه داشته شود و در چارچوب قانون پيگير خواسته‌هاي به‌حق دانشجويان باشند، كه متاسفانه با عكس‌العمل منفي دانشگاه روبه‌رو شد. ‌

عملكرد مسوولا‌ن دانشگاه را در اين مدت چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

متاسفانه برخي از مسوولا‌ن كه رايشان هم در پرونده انجمن تاثيرگذار بوده با سياسي‌كاري و دخالت دادن نيات سياسي‌شان با اين پرونده برخورد كرده‌اند كه جاي بسي تاسف است. مسوولا‌ن با رفتارهاي خود به قانون و فعاليت‌هاي قانوني ضربه مي‌زنند و البته از طرف ديگر دانشجو وقتي مي‌بيند فرد مسوولي اينگونه بي‌اخلا‌قي مي‌كند، ممكن است دين گريز بشود.

آينده انجمن را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

شوراي مركزي منتخب دانشجويان كه رايش را از صاحبان اصلي دانشگاه گرفته و به وسيله آنها تاييد شده، حال بايد به آنچه به دانشجويان وعده داده بود عمل كند. شوراي مركزي منتخب مي‌كوشد براي نيل به خواسته‌هايمان از هيچ كوششي فروگذار نكنيم. انجمن اسلا‌مي حتما به خواسته‌هاي دانشجويان عمل خواهد كرد، نه به خواسته‌هاي مسوولا‌ن دانشگاه.

ارزيابي شما از رفتارهاي آتي مسوولا‌ن دانشگاه چيست ؟ ‌

رفتار مسوولا‌ن دانشگاه تابع رفتار مسوولا‌ن ارشد دولت مي‌باشد. سناريو انحلا‌ل انجمن اسلا‌مي دانشگاه شاهرود كاملا‌ در راستاي برخوردهاي اخير با دانشجويان مي‌باشد. مسوولا‌ن دانشگاه شاهرود به دنبال اجراي سناريو تشكيل انجمن موازي مي‌باشند. انجمن اسلا‌مي واقعي دانشجويان بدون شك با تمام قدرت و با تكيه بر پشتوانه دانشجويي خود در مقابل اين برخوردها خواهد ايستاد

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 21:44  توسط پستو  | 

بسياري  از مردم اگزوپری را با" شازده کوچولو" مي شناسند اما شايد همه ندانند كه او خلبان جنگي بود و با نازيها جنگيد وكشته شد . قبل از شروع جنگ جهاني دوم اگزوپري در اسپانيا با ديكتاتوري فرانكو مي جنگيد .   او  تجربه هاي حيرت آور  خود را در مجموعه ا ي به نام لبخند گرد آوري كرده است.وی در يكي از خاطراتش مي نويسد كه او را اسير كردند و به زندان انداختند او كه از روي رفتارهاي خشونت آميز نگهبانها حدس زده بود كه روز بعد   اعدامش خواهند كرد مينويسد :

  مطمئن بودم كه مرا اعدام خواهند كرد به همين دليل بشدت نگران بودم . جيبهايم را گشتم تا شايد سيگاري پيدا كنم كه از زير دست آنها كه حسابي لباسهايم را گشته بودند  در رفته باشد يكي پيدا كردم وبا دست هاي لرزان آن را به لبهايم گذاشتم ولي كبريت نداشتم . از ميان نرده ها به زندانبانم نگاه كردم . او حتي نگاهي هم به من نينداخت درست مانند يك مجسمه آنجا  ايستاده بود .   فرياد زدم "هي رفيق  كبريت داري؟ "  به من نگاه كرد شانه هايش را بالا انداخت وبه طرفم آمد .   نزديك تر كه آمد  و كبريتش را روشن كرد  بي اختيار نگاهش به نگاه من دوخته شد .لبخند زدم ونمي دانم چرا؟ شايد از شدت اضطراب،   شايد به خاطر اين كه خيلي به او نزديك بودم و نمي توانستم  لبخند نزنم . در هر حال لبخند زدم وانگار نوري فاصله بين دلهاي ما را پر كرد ميدانستم كه او به هيچ وجه چنين چيزي را نميخواهد ....ولي گرماي لبخند من از ميله ها گذشت وبه او رسيد و روي لبهاي او هم لبخند شكفت . سيگارم را روشن كرد ولي نرفت و همانجا ايستاد   مستقيم در چشمهايم نگاه كرد و لبخند زد  من حالا با علم به اينكه او نه يك    نگهبان زندان كه يك انسان است به او لبخند زدم نگاه او حال و هواي ديگري پيدا كرده بود. پرسيد: " بچه داري؟ " با دستهاي لرزان كيف پولم را بيرون آوردم وعكس اعضاي خانواده ام را   به او نشان دادم وگفتم :" اره ايناهاش " او هم عكس بچه هايش را به من نشان داد ودرباره نقشه ها و آرزوهايي كه براي آنها داشت برايم صحبت كرد. اشك به چشمهايم هجوم آورد . گفتم كه مي ترسم ديگر هرگز خانواده ام را نبينم.. ديگر نبينم كه بچه هايم چطور بزرگ مي شوند . چشم هاي او هم پر از اشك شدند. ناگهان بي آنكه كه حرفي بزند . قفل در سلول مرا باز كرد ومرا بيرون برد. بعد هم مرا بيرون زندان و جاده پشتي آن كه به شهر منتهي مي شد   هدايت كرد نزديك شهر كه رسيديم تنهايم گذاشت و برگشت بي آنكه كلمه اي حرف بزند.

یک لبخند زندگی مرا نجات داد.          

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 شهریور1386ساعت 21:37  توسط سامان فيروزي  | 

 

اردوي سياسي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شاهرود در روزهاي سوم و چهارم شهريور ماه در تهران برگزار خواهد شد در اين برنامه قرار است با گروهها و احزاب سياسي و همچنين چهره هاي برجسته سياسي و فعالين حقوق بشري در رابطه با مسائل روز كشور ديدار و گفتگو شود.   

+ نوشته شده در  جمعه 2 شهریور1386ساعت 17:17  توسط پستو  |