تبليغاتX
پستو

پستو

انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود سر انجام پس از حدود يك سال بلا تكليفي با حكم هيات منصفه اين دانشگاه منحل شد.اين انحلال در پي حكم "لغو مجوز"اين تشكل دانشجويي رخ داد.

از زمان آغاز فعاليت دولت نهم فشارهاي بسياري بر انجمن هاي اسلامي و تشكل هاي دانشجويي وارد آمده است و اكنون تقريبا تمام انجمن هاي اسلامي دانشگاههاي ايران يا لغو مجوز شده و يا در مسير فعاليت با مشكل مواجه هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 20:20  توسط پستو  | 

انجمن اسلامي دانشگاه صنعتی شاهرود كه طي چند ماه گذشته با برگزاري انتخابات جديدي تشكيل يافته بود، با حضور در آخرين نشست اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشگاه هاي سراسر كشور دفتر تحكيم وحدت مجددا حضور خود را در اين اتحاديه منتقد دانشجويي اعلام كرد لغو مجوز شد. این انجمن چندي پيش نيز به مدت يك ماه محكوم به تعليق يكماه شده بود.

در همين زمينه دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شاهرود نيز به ايسنا گفته است: بعدازظهر روز چهارشنبه حكم كتبي هيات نظارت مبني بر اينكه تشكل از سوي هيات نظارت لغو مجوز شده است، صادر شد.

در همین زمینه انجمن اسلامي دانشگاه صنعتی شاهرود بیانیه ای صادر کرد:

سناریوی انحلال انجمن كه توسط برخی نهادها در دانشگاه شاهرود تنظیم و با همکاری نهادهای امنیتی موازی تکمیل شده بود، توسط رئيس انتصابي دانشگاه و نماينده رهبري در دانشگاه صنعتي شاهرود اجرايي شد. بدون شك این اقدام در راستای تحدید فضای سیاسی دانشگاهها و در ادامه دستگیری اعضای شورای مرکزی و عمومی دفتر تحکیم وحدت در هجدهم تیر ماه، توقیف خبرگذاری ایلنا و پلمپ دفتر ادوار تحکیم می باشد.

گفتنی است طبق ماده ی نوزده آیین نامه تشکلهای اسلامی این حکم غیر قطعی می باشد و انجمن اسلامی دانشجویان از راههای مختلف این موضوع را پیگیری خواهد كرد.

نکته ی جالب آنکه هیات نظارت دانشگاه علی رغم نظر شورای نظارت انجمن اسلامی این انجمن را به خاطر حضور در نشست اسفند ماه اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) محکوم به تخلف از اساسنامه ی انجمن کرده است. که این موضوع در صلاحیت هیات نظارت دانشگاه نبوده و فقط در محدوده ی اختیارات شورای نظارت انجمن و مجمع عمومی آن است. اين اقدامات نابخردانه ناشي از آن است كه برخی حاکمان عقلانیت سیاسی خویش از دست داده اند و دیوانه وار بر دانشجویان مظلوم می تازند، غافل از آن که جنبش دانشجویی ایران، انجمن های اسلامی سراسر كشور و دفتر تحکیم وحدت همچنان زنده است و پویا تر از گذشته به نقد استبداد و تحجر خواهند پرداخت.

به حاکمان جمهوری اسلامی هشدار می دهیم نسل ما آخرین نسل از دانشجویان خواهد بود که با مشی انتقادی و با تکیه بر وجوه دموكراتيك قانون اساسی با شما سخن می گوید و به يقين دیگران پس از ما راههای دیگری را بر خواهند گزید که بدون شك دود آن اول به چشم خود شما خواهد رفت. برادرانه شما را به پايان دادن به اين رفتارهاي ظالمانه نصيحت مي كنيم. بدانيد كه: ‹ملك و حكومت با كفر باقي مي ماند اما با ظلم هرگز.›

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود پویا تر از گذشته به فعالیت خود ادامه خواهد داد و به ساده لوحان اعلام می کند که هویت انجمن اسلامی به پشتوانه ی هفتاد ساله ی آن و مشروعیت آن به رای دانشجویان است نه حکم و امضاي حاکمان.

دانشگاه شاهرود پلي تكنيكي ديگر خواهد شد و همچنان پتكي خواهد ماند بر سر استبداد وتحجر.

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 19:6  توسط پستو  | 

با عنایت به انحلال انجمن ‌‌٬ همانگونه که پیش بینی می شد  فعالین این تشکل و نیز سایر فعالین دانشجویی٬ نه تنها دست از فعالیت نکشیدند٬ بلکه فعالیتشان صد چندان شده است !  گزارشها حاکی است که مانند دورانهای مختلف رکود سیاسی٬ این فعالان به سوی کارهای تئوریک٬  صوفیگری و شاعری ٬و سایر فعالیتهای فرهنگی کشیده شده اند :

۱) کتاب خاطرات سیاسی اشکان مدنی : سید اشکان مدنی در این کتاب به بیان مسایل پشت پرده دوران دبیری خود در انجمن اسلامی پرداخته است . این کتاب  در ۲۰۰صفحه به طبع رسیده است و ۱۹۹ صفحه آن به زندگی دکتر مصدق اختصاص دارد.

۲) رساله سید مهدی چاوشیان : این فعال دانشجویی در دفاع از یکی از بیانیه های واحد سیاسی انجمن٬ رساله ای در باب ((نقش خبرگان در تحکیم دموکراسی)) نوشته و در پایان آن چنین نتیجه گیری کرده که  ((ولایت فقیه  همان دموکراسی است و دموکراسی همان ولایت فقیه)) !

۳)دیوان اشعار محمد امین شاکری به همراه نوار : همچنین دیوان اشعار این شاعر  ناسخنور  در ۴۰۰ صفحه به چاپ رسید . هر ۴۰۰ صفحه این کتاب کاملا سفید است !   همراه این کتاب یک نوار خام (حاوی صدای ایشان) هم اکنون در سراسر جهان قابل دسترسی است !

۴)قسمت دوم فیلم ۳۰۰ به کارگردانی الیاس علیپور : در این فیلم تخیلی ٬ الیاس پس از ادعای اینکه میتواند در یک تحصن٬ ۳۰۰ نفر را جمع کند(در شب معارفه کاندیداها!)  این کار را انجام میدهد و سپاه ملیونی و یکدست آبی پوش دشمن را شکست میدهد!

۵)میزگرد محسن هادیانپور : وی تنها در یک مصاحبه شرکت کرد و با ضزص قاطع اعلام نمود که:(( من انجمنی...نیستم.....هستم....نیستم....هستم..... !؟!؟)) 

۷)علی قلی زاده : صدور ۷۰مین بیانیه خطاب به آزادگان جهان  از زندان اوین و مصاحبه با صدای امریکا از داخل همان زندان.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 18:19  توسط سامان فيروزي  | 

سلام!

بازم یادم رفت! چه سلامی؟ برنامه رو دیدی؟ نماز جمعه تهران رو چطور؟ حال کردی چطور پته همتون رو ریختیم رو آب! ما که از مهندس ضرغامی و بر و بچه های پشت پرده این برنامه خیلی ممنونیم! این برادرهای مخلص، فی سبیل ا... دهن همتون رو .... کردن! ما بعد از پخش این برنامه با برادرای دیگه نشستیم و برنامه رو بررسی کردیم و به نتایج درخشانی رسیدیم. من این نتایج رو بهتون میگم تا ببینید که ما چطوری می تونیم انقلاب ها ی رنگ رنگی و کودتاهای نرم رو تشخیص بدیم:

1-      هیچ کشوری به جز اسرائیل، آمریکا و یک کمی هم انگلیس(البته خیلی کم) قصد کودتا و براندازی در کشور های دیگر رو ندارند.

2-      هر جنبش و حرکتی تحت عناوین دفاع از حقوق بشر، جامعه مدنی، دفاع از حقوق زنان، دموکراسی خواهی و چیزهایی از این قبیل، مطمئنا وابسته به آمریکاییها و اسرائیلی ها ست.

3-      روشنفکرها آدمهای خطرناکی هستند حسن.

4-      تمام روزنامه ها به جز کیهان، اطلاعات، رسالت، یالثارات و کلا روزنامه های خودمون، جزو جاسوس ها و کودتا چیها هستند.

5-      همه موسسات مطالعاتی در زمینه حقوق بشر، جامعه مدنی، حقوق زنان، دموکراسی و این جور چیزها از آمریکاییها و اسرائیلیها پول می گیرند.

6-      دانشجوها خطرات بالقوه هستند خصوصا اونهایی که تیشرت های یک دست و یک رنگ می پوشند.

7-      دانشجوهایی که با هم ورزش می کنند دارای خطرات بیشتری هستند خصوصا اونهایی که در کنار ساحل ورزش می کنند.

8-      قیمت کودتای نرم کمتر از کودتای سفت است(مقایسه کنید هزینه های کودتای 28 مرداد رو با هزینه جمع آوری و تهیه روشنفکر ها در آفریقا)

9-      ایرانی های مقیم خارج از کشور یا معتاد به اکس هستند یا جاسوس.

10-  یهودی ها آدمهای بدی هستند( یعنی اصلا آدم نیستند).

11-  دانشگاه ها باید تعطیل بشن.

12-  اصلان شما تو این مملکت چیکار می کنید؟ آره با شما هستم! بیاین جلوتر ببینم! به به ! تیشرت رنگی و یک دست! دانشجو هم که هستید! دم از آزادی هم که میزنید! کجا در میرید؟ وایسید ببینم! آی مردم بگیرید این................

+ نوشته شده در  شنبه 30 تیر1386ساعت 19:16  توسط پوپك  | 

اشكان مدني با ابراز اين عقيده كه اين حكم مبناي حقوقي ندارد، خاطرنشان كرد: در اساس‌نامه‌ي انجمن اسلامي به صراحت وظايف شوراي مركزي برشمرده و در آن مساله‌ي حضور در دفتر تحكيم جز حيطه‌ي مركزي نامبرده شده است.

اين فعال دانشجويي ادامه داد: اين انجمن در طول فعاليت‌هاي خود به اساسنامه و آئين‌نامه تشكل‌هاي اسلامي پايبندي كامل داشته و آنرا مبناي فعاليت خود قرار داده است و در اين راستا شوراي نظارت انجمن كه مرجع نظارت برعملكرد انجمن است نيز اين موضوع را تاييد كرده و بر اين مبناست كه حضور در نشست سالانه اتحاديه انجمن هاي اسلامي سراسر كشور هيچ مغايرتي با اساسنامه ندارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 29 تیر1386ساعت 22:25  توسط پستو  | 

سلام!

 البته چه سلامی؟ آخه من بچه مسلمونو چه به شما آمریکایی های خائن . به شماهایی که می خواین تو این مملکت گل و بلبل انقلاب مخملی راه بندازین؟! آخه جوجه برو بشین سر درست و واحداتو پاس کن، تورو چه به دموکراسی؟ تورو چه به جامعه مدنی؟ آخه خدانشناس افلقی تو چه میدونی که مملکت داری یعنی چه؟ آخه بچه فکلی دونگوز صفت، زمانی که ما انقلاب کردیم تو کجا بودی؟ زمانی که با یک دنیا جنگیدیم تو چیکار        می کردی؟ چیه، تا پشت لبت سبز یواش شده، فکر کردی که بزرگ شدی و می خوای جنبش به راه بندازی؟ آخه بچه تورو چه به این ادا و اطوارا؟ فکر کردی چی؟ فکر کردی ما نمی دونیم به رادیوهای بیگانه گوش میدی؟ تازه، بعضی هاتونم با اونا مصاحبه می کنید؟( ای .......، ........ شده ها) فکر کردی تو هم شدی ......... که تا تقی به توقی خورد میره انگلیس و حق اون بی ادبارو می ذاره کف دستشون؟ (شیش تا بدند) اون از خودمون، اگه شماها از این حوسا به سرتون بزنه، می دونیم باهاتون چیکار کنیم!( کنفرانس ....... یادتون نرفته که) پس دیدی با بیگانه ها ارتباط داری؟

بعضیاتونم که روزه سیاسی می گیرید و تحصن و راه پیمایی راه میندازید؟! چه غلطا؟!!! ( اون روزه تو کمرتون بخوره) ما رو که می بینی دم به دقیقه راه می افتیم تو خیابون و دهن آمریکا، اسرائیل، انگلیس، دانمارک، فرانسه و ...... رو ........ می کنیم فرق داره. آخه شما با این شلوغ کاری هاتون باعث می شید خیابونا شلوغ بشه و این مردم شریف به کاراشون نرسن! پس دیدی باعث اخلال در نظم عمومی می شین! تازگی ها هم شنیدیم که به فکر هاله افتادین وسعی در حفظ کیان دارید! بچه قرتی ما اگه از هاله تو سازمان ملل حرف می زنیم با این هاله فرق داره!  اون کیانی هم که باید حفظ شه یه چیز دیگس! پس دیدی به فکر انقلاب مخملی نقرابی هستی!

خب حالا که مثل یه بچه خوب به جرم خودت معترفی، یه آمار بهت می دم تا ببینی با اونایی که اعتراف نکردن چیکار کردیم( البته پیش خودمون بمونه):

تير ماه 1384 تا خرداد ماه 1385

1. بازجوئی توسط نهادهای امنيتی: 24 مورد
2. دانشجویان بازداشت شده: 49 مورد
3. احضار به دادگاه های عمومی و انقلاب: 45 مورد
4. محاکمات انجام شده توسط دادگاه های عمومی و انقلاب: 36 مورد
5. احکام صادر شده توسط دادگاه های عمومی و انقلاب: 34 مورد
6. احضار به کميته های انضباطی دانشگاه ها: 90 مورد
7. احکام صادر شده توسط کميته های انضباطی دانشگاه ها: 54 مورد
8. نهادهای دانشجویی منحل شده: 22 مورد
9. نشريات دانشجوئی توقيف شده: 39 مورد
10. جلوگيری
از برگزاری مراسم توسط دانشجويان: 28 مورد
11. اخراج از دانشگاه: 4 مورد

تير 1385 تا خرداد 1386
1. بازجویی توسط نهادهای امنيتی: 46 مورد

2. . دانشجویان بازداشت شده : 70 مورد
3. احضار به دادگاه های عمومی و انقلاب: 33 مورد
4. محاکمات انجام شده توسط دادگاه های عمومی و انقلاب: 21 مورد
5. احکام صادر شده توسط دادگاهها های عمومی و انقلاب: 26 مورد
6. احضار به کمیته های انضباطی دانشگاه ها: 217 مورد
7. احکام صادر شده توسط کمیته های انضباطی دانشگاه ها: 202 مورد 
8. نهاد های دانشجویی منحل شده: 34 مورد
9. نشریات دانشجویی توقیف شده: 44 مورد
10. جلو گیری از برگزاری مراسم توسط دانشجويان: 15 مورد
11. . اخراج از دانشگاه: 344 مورد

  خب! حالا فهمیدی یه من ماست تو بقالی های نارمک چند من سهام کره داره؟

پس هر چه زود تر توبه کن تا ..................

+ نوشته شده در  جمعه 29 تیر1386ساعت 2:29  توسط پوپك  | 

نمی دونم چرا وقتی به سوم تیر فکر می کنم، ناخودآگاه به یاد این شعر از مهدی اخوان ثالث می افتم:

 

سیاهی از درون کاهدود پشت دریاها

درآمد با نگاهی حیله گر، با اشکی آویزان

به دنبالش سیاهی های دیگر آمدند از راه،

بگستردند بر صحرای عطشان قیرگون دامان.

 

سیاهی گفت:

               - «اینک من، بهین فرزند دریاها،

شما را ای گروه تشنگان، سیراب خواهم کرد.

چه لذت بخش و مطبوع ست مهتاب پس از باران،

پس از باران جهان را غرقه در مهتاب خواهم کرد.

بپوشد هر درختی میوه اش را در پناه من،

ز خورشیدی که دایم می مکد خون و طراوت را.

نبینم...وای!.. این شاخک چه بی جانست و پژمرده...»

سیاهی با چنین افسون مسلط گشت بر صحرا.

 

زبردستی که دایم می مکد خون و طراوت را،

نهان در پشت این ابر دروغین بود و می خندید.

مه از قعر محاقش پوزخندی زد بر این تزویر،

نگه می کرد غار تیره با خمیازه جاوید.

 

گروه تشنگان در پچ پچ افتادند:

                                      - « دیگر این

همان ابرست کاندر پی هزاران روشنی دارد»

ولی پیر دروگر گفت با لبخندی افسرده:

- « فضا را تیره می دارد، ولی هرگز نمی بارد.»

 

خروش رعد غوغا کرد، با فریاد غول آسا.

غریو از تشنگان برخاست:

                                 - « بارانست...هی!..باران!

پس از هرگز..خدا را شکر..چندان بد نشد آخر...»

زشادی گرم شد خون در عروق سرد بیماران.

 

به زیر ناودانها تشنگان، با چهره های مات،

فشرده بین کفها کاسه های بی قراری را.

- « تحمل کن پدر..باید تحمل کرد..»

                                        - « می دانم

تحمل می کنم این حسرت و چشم انتظاری را...»

 

ولی باران نیامد...

                        - « پس چرا باران نمی آید؟ »

- « نمی دانم، ولی این ابر بارانی ست، می دانم.»

- « ببار ای ابر بارانی! ببار ای ابر بارانی!

شکایت می کنند از من لبان خشک عطشانم.»

 

- « شما را ای گروه تشنگان! سیراب خواهم کرد»

صدای رعد آمد باز، با فریاد غول آسا.

ولی باران نیامد...

-          « پس چرا باران نمی آید؟ »

سرآمد روزها با تشنگی بر مردم صحرا.

گروه تشنگان در پچ پچ افتادند:

                                      - آیا این

همان ابرست کاندر پی هزاران روشنی دارد؟ »

و آن پیر دروگر گفت با لبخند زهرآگین:

- « فضا را تیره می دارد، ولی هرگز نمی بارد.»

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 تیر1386ساعت 0:44  توسط پوپك  | 

سرانجام و پس از کش و قوس فراوان و با سو استفاده از تعطیلی دانشگاه و نبودن دانشجویان مدیریت دانشگاه آخرین مرحله از سناریوی خود برای برخورد با انجمن اسلامی را به اجرا گذاشت طبق خبر رسیده هیئت نظارت دانشگاه در ابلاغیه ای به دبیر انجمن اعلام کرده است که مجوز انجمن لغو گردیده است نکته ی جالب آنست که هیئت نظارت هدف از این کار خود را ایجاد بستر مناسب برای فعالیت تشکل ها ذکر است!! هیئت نظارت در نامه خود با اشاره به متخلف شناختن انجمن توسط هیئت منصفه  انجمن را مشمول ماده ۱۸ آیین نامه تشکل ها کرده و حکم به انحلال انجمن داده است این امر پیش بینی می شد که دانشگاه بخواهد با فرافکنی و با هدف سرکوبی هر صدای منتقدی انجمن را غیر قانونی اعلام کند اما تا این زمان رئیس دانشگاه با گرفتن ژست افراد مستقل سعی می کرد که نظر دانشجویان را بخود جلب کند امری که با برخورد کاملا سیاسی با انجمن دیگر امکان پذیر نیست همچنین در رابطه با هیئت منصفه و ترکیبش باید گفت که دو عضو دانشجویی آن در جلسه اخیر شورای فرهنگی دانشگاه انتخاب شدند که یکی از اعضای انتخاب شده از دانشجویان دکتر مرادزاده و با معرفی وی بوده است و نفر دوم از سوی نهاد رهبری معرفی گشته بود و هیچ کدام از دانشجویان پیشنهادی انجمن رای نیاوردند اما در جلسه هیئت منصفه بازهم ترکیب تغییر کرده بود و بجای دکتر شریعتی مهندس بادپا در هیئت منصفه حضور یافت بدین ترتیب کاملا واضح بود که هیچ دفاع و توضیحی نمی تواند رای این هیئت را تغییر دهد! اتفاق دیگری که در جلسه هیئت منصفه قابل توجه است عدم اطلاع دکتر جلالی نماینده مردم شاهرود و عضو هیئت نظارت از زمان تشکیل جلسه بود!! دکتر جلالی در چند ماه اخیر با اتخاذ مواضعی مثبت سعی به حل و فصل قضیه داشت حضور کاظم جلالی تنها با اطلاع دادن زمان جلسه از سوی انجمن و با تاخیر زیاد و در اواخر جلسه میسر شد بنابراین بنظر میرسد که اقدامات هدف داری برای جهت دادن به جلسه تدارک دیده شده بود تا در جلسه هیچ احتمال دیگری به غیر از محکوم کردن انجمن رخ ندهد!                                               
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 تیر1386ساعت 16:0  توسط پستو  | 

سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شاهرود با بيان اينكه انجمن اسلامي سعي دارد رفتار قانوني انجام دهد، اظهار داشت: جلوگيري از ايجاد هر تنشي در دانشگاه از محورهاي اساسي فعاليت اين انجمن است .

علي قلي زاده درگفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اين‌كه انجمن اسلامي اين دانشگاه به دليل داشتن خط مشي تعامل با مسوولان دانشگاه ، حتي مورد انتقاد از سوي بدنه‌ي اين انجمن نيز بوده است، گفت: تعامل با مسوولان دانشگاه به گونه‌اي بوده كه آنها از نحوه‌ي تعامل و رفتار قانوني انجمن تشكر كردند و اذعان داشتند كه انجمن تا كنون كارغيرقانوني انجام نداده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 تیر1386ساعت 15:7  توسط پستو  | 

 

 

خبر فوری:

انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود بنا به

حکم هیئت نظارت دانشگاه منحل اعلام

شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 تیر1386ساعت 13:59  توسط پستو  | 

بعد از پیروزی به اصطلاح آبادگران(!) در شورای شهر باید پیروزی آن ها در مجلس هفتم و سپس              ریاست جمهوری پیش بینی می شد.(چیزی که خیلی ها دوست نداشتند پیش بینی شود.)

در هر صورت با فراهم شدن  فرصتی استثنایی یعنی یک دست شدن همه ی ارگان های اجرایی و...  آبادگران و مهر ورزان و رایحه خوش خدمت و...!!! ؟؟؟) تصمیم به عملی ساختن رویاهای محیر العقول در جامعه گرفته شد. یعنی جامعه تبدیل  شد به آزمایشگاه و محیط به دست آوردن تجربه های نو برای کسانی که برای اولین بار در چنین وضعیت یک رنگی (!) به مسئولیت رسیده بودند. در حالی که در برخی مواقع طرح های امتحان پس داده هم با شکست روبه رو می شوند، دست به امتحان و آزمایشات بدیع وبعضاً دور از عقل در سطوح مختلف زدند. یک روز ساعت مملکت را عقب و جلو می کشند، روز دیگر ساعت کار بانک ها را بالا و پایین می کنند. ناگهان نرخ سود و تسهیلات را جا به جا می کنند. یک بار در مجلس به عنوان هدیه ی نوروزی به مردم طرح تثبیت قیمت ها و تثبیت قیمت بنزین را تصویب می کنند ( قبل از انتخابات ریاست جمهوری) و بار دیگرطرح افزایش قیمت و  سهمیه بندی را لازم الاجرا  می دانند  (بعد از انتخابات ریاست جمهوری) و دولت نیز که خود را ملزم به اجرای قوانین منتخبین مردم و احترام به دموکراسی می داند( البته نه در همه موارد در بعضی موارد دیگر آدم از شنیدن نام دموکراسی تهوع می گیرد.) خود را موظف به اجرای این  طرح کرده است. در جدیدترین آزمایشات سازمان برنامه و بودجه با 60 سال قدمت را منحل اعلام کرده و امور مربوط به بودجه مستقیما به نهاد ریاست جمهوری واگذار میشود.

در هر صورت تمامی این موارد و موارد دیگر از این دست اصلا به ما ربطی ندارد چون ما دانشجوییم و باید فقط درس هایمان را بخوانیم (رجوع شود به اطلاعیه ی هیات نظارت در شروع امتحانات). اما مگر می شود فقط درس خواند، دامنه ی آزمایشات جدید به دانشگاه ها هم کشیده شده است.                                            می توانیم تمامی مواردی را که از سال گذشته بارها  تکرارشده مرور کنیم، طرح کلی برای تغییر ساختار انجمن های اسلامی وتشکل های منتقد دولت در سال گذشته  با باطل کردن انتخابات، تعلیق و با ورود افراد معلوم الحال به انتخابات در سراسر دانشگاه ها به اجرا گذاشته شد. در بدیع ترین شکل آزمایش دانشجویان با عنولن ستاره دارها  از حق ادامه ی تحصیل محروم شدند. برخی از اساتیدهم بازنشانده شدند (نمیدونم فعلش درسته یا نه) یا ممنوع التدریس که شاخص ترین آنها دکتر محسن کدیور، روحانی روشن فکر است.         استقبال با شکوه و بی سابقه ی دانشجویان پلی تکنیک ا ز رییس  جمهور هم نه تنها از شدت آزمایشات نکاست بلکه به آن شدت بیشتری داد. نشریات دانشجویی در مقیاسی وسیع توقیف شدند و فعالان دانشگاهی به طورگسترده به کمیته های انضباطی احضار شدند. اما گویا این آزمایش ها هنوز جوابگو نبود که صورت جدیدی ازآن با ماجرای دستگیری دانشجویان مازندران آغاز شد وسپس دستگیری دانشجویان امیر کبیردر پی انتشار مطالب توهین آمیز در نشریات که قویاً از جانب مدیران مسئول تکذیب شد.

 اصولاً رسم بر این بود که قبل از هر انتخاباتی تا اندازه ای فضای سیاسی و مدنی جامعه باز تر می شد تا به اصطلاح شاهد حضور چشمگیر  مردم در صندوق های رای برای تعیین سرنوشت خودشان (!)باشیم. اما این بار هم درجدید ترین آزمایشات قبل از انتخابات مجلس هشتم فضای بسته ترآزمایش می شود. که از مهمترین نشانه های آن محدود کردن مطبوعات به عنوان یکی از ارکان دموکراسی ( این از آن مواردی است که گفتم شنیدن نام دموکراسی تهوع آور می شود.) است که نخستین قدم آن توقیف روزنامه هم میهن ( که کم کم به پر خواننده ترین روزنامه اصلاح طلبان تبدیل می شد) بود. از دیگر مصادیق های آن برخورد شدید با فعالان دانشجویی نظیردست گیری  دانشجویان امیرکبیر یا دستگیری اعضای دفتر تحکیم وحدت  در هفته های اخیر است. ادامه طرح خاموش کردن صدای منتقد درون دانشگاه ها با ایجاد اختلال در کار انجمن های اسلامی و سایر تشکل های دانشجویی هم شدت بیشتری یافته است. درآخر باید به دو سوال جواب داد:

1- آیا دانشگا ه ها اصولاً مکان مناسبی برای انجام آزمایشات جدید و دور از ذهن هستند یا ذاتاً محیط خطرناکی برای انجام آزمایشند؟ (از آزمایش کردن در مجاورت مواد قابل اشتعال باید پرهیز کرد.)

2- جای انجمن ما در این آزمایشات کجاست؟

در پایان توصیه می کنم  اون شعری را که دوست خوبم مهدی چاوشیان گفته بود هر روز صبح                  تکرار کنید،یادتان نرود، اگر هم وقت کردید شب ها هنگام خواب این جمله را نیز با خود زمزمه کنید:    { آن قدر باد می کارند تا طوفان درو کنند. }

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 تیر1386ساعت 14:37  توسط مهدی بامدادیان  | 

قبل از هر چیز باید بگم که خیلی دوست داشتم که زودتر از اینا مطلبی در رابطه با مسائل انجمن بنویسم اما خب کاهلی و همچنین قضایای انجمن باعث شد که نتوانم مطلبم را تا به امروز آماده کنم ضمن اینکه جلسه اخیر هیئت منصفه و گفتگو ها و رایزنی ها مزید بر علت شد. بهرحال مشکلات انجمن جدی شده و به نقطه حساس خودش رسیده در جلسه هیئت منصفه و نظارت جو مثبتی حاکم نبود و فکر نمی کنم که نتیجه ای بنفع انجمن صادر بشود از طرفی روند پی گرفته شده در طی این دو ماه اخیر نشان می دهد که اتفاقات انجمن بطور برنامه ریزی شده و با اهداف مشخص رخ داده است مسئله انتخابات و خوداری هیئت نظارت از تایید آن بدون هیچ دلیل موجه ، عدم مجوز فعالیت در این مدت به انجمن ، ممانعت از برگزاری مجمع عمومی انجمن علی رغم چندین بار تقاضا بی هیچ علتی ، طرح شکایات متعدد و بی اساس از انجمن و حالا علم کردن موضوع شرکت در نشست دفتر تحکیم وحدت همگی در جهت تصدیق برخورد هدف دار سیاسی با انجمن است و اگر با کمی دقت سیر تحولات اخیر در جامعه و برخورد شدید با نهادهای مدنی و فعالین آن را هم مدنظر بگیریم آنوقت باید مشکلات انجمن را هم در این راستا و در قالب پروسه تضعیف نهادهای مستقل و مدنی بررسی کرد. اگرچه هیچ حدس و گمانی در ارتباط با سرنوشت انجمن قبل از صدور حکم از سوی هیئت نظارت نمی تواند همراه با جزمیت باشد ولی مجموعه شرایط فعلی در کشور و مواضعی که مدیریت دانشگاه اتخاذ کرده من را به پایان خوش مسئله بدبین کرده است وقتی مجموعه ی دولت در سطح کلان سیاست مواجهه با نهادهای مستقل عمومی را در پیش گرفته و در عمل به آن دانشگاه وتشکل های منتقد دانشجویی را زیر بیشترین فشار ممکن قرار داده ، پیش بینی تلاش دانشگاه بقصد حذف و از بین بردن انجمن اسلامی بصورت اقدامی هماهنگ با سیاست در پیش گرفته شده ، امکان پذیر است انجمن در یکسال گذشته با همت نیروهای فعال خود توانست تا حدودی جو یکسوی حاکم بر دانشگاه را تغییر دهد سخنرانی ها هفته نامه و کار نشریاتی و طرح موضوعات چالش برانگیز در کارگاه ها ( که اتفاقا یکی از ایرادات وارده به انجمن بود ) سبب گشت که جریانات اقتدارگرا در دانشگاه با حمایت و پشتیبانی برخی قسمت ها هجمه ای وسیع را علیه انجمن یرنامه ریزی کنند مضافا اینکه بیانیه های انجمن که عکس العملی اعتراضی به سرکوبگری جریان افراطی حکومت بود ، از دید اقتدارگریان پنهان نماند بنابراین نباید انتظار داشت که در سال آینده هم می توانیم به همین منوال فعالیت کنیم حتی اگر انجمن از این مهلکه جان سالم ببرد و متقابلا ذره ای عقلانیت در تصمیم گیران وجود داشته باشد و انجمن بتواند در همان چارچوب گذشته فعالیت کند بازهم گمان نمی کنم که از موج فشار ها و محدودیت ها کاسته شود بلکه بعکس با نزدیکی به انتخابات کوشش خواهد شد که هرچه بیشتر نهادهای مستقل دانشجویی را کنترل و غیر فعال نمایند اما حرکت اخیر در عین ماهیت حذفی خود دارای یکسری از اهداف مهم دیگر هم است که نباید از آن غافل شد از برایند صحبت های جلسه هیئت منصفه و همچنین اقدام سوال برانگیز شورای فرهنگی دانشگاه در افزایش بیکباره و چندین برابر کردن بودجه سالانه انجمن ، آنچه به ذهن خطور میکند تلاش و زمینه چینی عده ای برای درست کردن یک انجمن اسلامی است که هیچ کدام از جریانات فعلی در انجمن نخواهند توانست در آن حضور یابند در واقع دانشگاه که می داند برخورد با خود انجمن هزینه های زیادی را دارد و به آشکار شدن حقایق در اذهان عمومی منجر خواهد شد ، می کوشد هدف اصلی خود را که مقابله با جریانات منتقد و حقوق بشری است مخفی نماید و با ایجاد یک مغالطه بزرگ در موضوع انجمن افکار عمومی را از آگاهی وقایع پشت پرده قضیه عاجز نماید. مطرح نمودن اتهام عدم پایبندی به اساسنامه نشان می دهد که طراحان آن درصدد هستند که با متهم کردن شورای مرکزی ، رفتار سیاسی خود را پنهان نمایند در دو سال اخیر این پروژه در چندین دانشگاه اجرا شده است و در همه ی آنها طرح در کلیات یکی بوده است یعنی درست کردن یک گیر و بهانه برای انجمن با نیت مقابله با آن و در نهایت انجمن سازی توسط همان جریانی که مقابل انجمن ایستاده بود آنچه مسلم است حاکمیت می داند که بستن انجمن ها بصورت برخورد مستقیم با این نهاد ریشه دار عواقب نامطلوبی را بهمراه خواهد داشت چرا که انجمن های اسلامی از همان ابتدای انقلاب به وضوح نماینده فکری و بازوی دانشجویی حکومت در دانشگاه تلقی می شدند و از اینرو مخالفت با انجمن ها به مفهوم جدایی قدیمی ترین تشکل دانشجویی بعد از انقلاب از بخش رادیکال انقلابی است( فراموش نکنیم که انجمن ها در اوایل بخش تندروی انقلابیون را نمایندگی می کردند) بنابراین موازی سازی در انجمن های اسلامی و تصفیه و جایگزینی نیروهایی که به زعم جریان تندرو خصوصیت های دلخواه آنان را ندارند با گروهی که این خصیصه را دارا می باشند می تواند بهترین راه برای مقابله با انجمن ها و با کمترین هزینه باشد

مسئله انجمن اسلامی شاهرود ارتباط وثیقی با وضع موجود کشور و مقابله گروه های تمامیت خواه با نهادهای مستقل دارد از اینرو نمی توان و نباید علل وضعیت فعلی را تنها با در نظر گرفتن مشکلات داخل دانشگاه بررسی و تحلیل کرد آنچه بدیهی است ناصواب بودن اقداماتی از این قبیل برای خاموشی انتقادات و اعتراضات است تجربه نشان داده که در مواقعی که تهدید حادی علیه نیروهای آزادی خواه پدیدار گشته نهایتا و در بلند مدت سبب رشد و گسترش این نیروها در جامعه شده است و به اجتماعی تر شدن این گروه ها منجر شده است اما در عین حال این وظیفه ما است که به حفظ ماهیت حقیقی انجمن به مثابه نهادی مستقل و دانشجویی بپردازیم و این خود مستلزم بکار بردن عقلانیت و دوری گزینی از هر عمل احساسی است بنظر من اگر بتوانیم منطقی با این معضل برخورد کنیم آنگاه امکان کسب موقعیتی حتی بهتر از سال گذشته دور از ذهن نیست این مهم نیست که سال آینده انجمن برای فعالیت بودجه و امکانات دانشگاه را در اختیار نداشته باشد بلکه بیش از این انجمن نیازمند درک درست نیروهایش از شرایط و اتحاد و مسئولیت پذیری اعضایش می باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 تیر1386ساعت 21:10  توسط اشکان مدنی  | 

خبر نامه امیرکبیر:انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود در طی مدت فعالیت خود با رویکرد انتقادی نسبت به سیاست های وزارت علوم دولت نهم و در چاچوب های قانونی سعی در پاسداری و احقاق حقوق دانشجویان را دارد. اما متاسفانه با مسائل پیش آمده در خصوص انتخابات این تشکل دانشجویی که به اعتقاد بسیاری از فعالین این مجموعه سناریو ای از پیش طراحی شده جهت حذف صدای منتقد در دانشگاه می باشد ادامه فعالیت این تشکل به مشکل مواجه شده است.

با وجود گذشت بیش از ۲ ماه از برگزاری انتخابات این انجمن هنوز نتیجه آن مشخص نشده است. در طی مصاحبه ای با اشکان مدنی دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود جزئیات آن را جویا شده ایم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 23 تیر1386ساعت 21:51  توسط پستو  | 

دو عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شاهرود با حضور در خبرگزاري دانشجويان ايران به بيان ديدگاه‌ها و مواضع خود دررابطه با ضرورت تعريف الگوي رفتاري مناسب براي جنبش دانشجويي، وضعيت فعلي اين انجمن،وقايع اخير دانشگاه ها و... پرداختند.

دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شاهرود، دررابطه با اتفاقات اخير انجمن اسلامي اين دانشگاه نيز گفت: بعد از انتخابات خرداد ماه سال گذشته كه از سوي دانشگاه باطل اعلام شد قرار بر اين شد در يك فضاي منطقي تعاملي مثبت با دانشگاه داشته و گروه جديدي كه قصد ايجاد تحول در كارهاي انجمن اسلامي را دارد بر طبق قانون و آيين‌نامه به طور مسالمت‌آميز به فعاليت بپردازد. بنابراين در دور دوم انتخابات در 15 آذر سال گذشته اعضاي شوراي مركزي فعلي انتخاب شدند و با وجود مشكلاتي در اخذ مجوز به فعاليت‌هاي خود ادامه دادند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 22 تیر1386ساعت 12:19  توسط پستو  | 

با اينكه بيش از هفتاد روز از برگزاري انتخابات انجمن اسلامي مي گذرد اما هنوز نتيجه آن مشخص نشده است و هيئت نظارت هم نظر نهايي را اعلام نمي كند. از شواهد امر كاملا مشخص است كه سرنوشت انتخابات به يكسري اعمال و موضع گيري هاي شوراي مركزي قبلي گره خورده است. البته از مدت ها قبل خبر مي رسيد كه فشارهاي خارج دانشگاه براي برخورد با انجمن افزايش يافته و مسئولان دانشگاه مثل خيلي ديگر از دانشگاه هاي ديگر تحت فشار هستند. حالا شما به اين فشارها و فضاي بسته ي سياسي كنوني جامعه تحركات يكي از نهادهاي داخل دانشگاه را هم اضافه كنيد تا متوجه شويد انجمن اسلامي چه مسير سختي را در پيش رو دارد. با توجه به مسائل پيش آمده پيرامون انجمن اسلامي لازم مي دانم نكاتي را خدمت دوستان عرض كنم:

1-اينكه ما بخواهيم اين دولت با جنبش دانشجويي و جريان منتقد آن برخورد نكند انتظار بسيار بيجايي است. وقتي قدرتمند ترين وزير دولت نهم جنبش دانشجويي را برانداز نرم مي داند و در راس وزارت علوم فردي مثل زاهدي قرار دارد ، برخورد با فعالان دانشجويي كه هميشه صداي منتقدشان را حفظ مي كنند ، اصلا دور از انتظار نخواهد بود. در واقع ما از روز اول روي كار آمدن احمدي نژاد و يك لشكر پشت سرش بايد خودمان را براي مواجهه با اين برخوردها آماده مي كرديم.

2- مشكلات اخير به ما ثابت كرد كه اتكا به آيين نامه تشكل ها براي دفاع از كيان انجمن اسلامي هم اشتباه محض است. در حالي كه ما هيچ گاه خلاف اساسنامه انجمن و آيين نامه تشكل ها عمل نكرده ايم اما اين اسناد آنقدر مبهم و تفسيرپذير هستند كه راه را براي هرگونه سواستفاده اي باز مي گذارند. در واقع آيين نامه تشكل هاي اسلامي به گونه اي تنظيم شده است كه راه هاي فراوان و متعدد را براي برخورد با تشكل ها را باز گذاشته است. واقعا دست تنظيم كنندگان اين آيين نامه بويژه آقاي معين درد نكند!

3- يك مشكلي كه اكنون انجمن هاي اسلامي با آن دست به گريبان هستند ، نفهم بودن طرف مقابلشان است. در واقع اين طرف مقابل يا واقعا كمبود ضريب هوشي دارد يا خودش را به آن راه مي زند. محدود دانستن انجام اسلامي به يك دفتر و يك بودجه كه آن هم بايد به تاييد وزارت علوم برسد ، اشتباه محض و كج فهمي خطرناكي است. انجمن اسلامي در بدو تاسيس از حكومت وقت اجازه نگرفت و در دانشگاه هم دفتر و بودجه نداشت ولي يكي از مهمترين اركان انقلاب بود. بانيان انجمن اسلامي براي راه اندازي اين نهاد مقدس فقط پشتوانه مردمي و دانشجويي اين تشكل را مدنظر داشتند و ا زكسي هم درخواست مجوز نكردند كه حالا عده اي ديگر بخواهند اين مجوز را لغو كنند. اعتبار انجمن اسلامي به خون شهيدان دانشجو و نام مهندس بازرگان و آيت ا... طالقاني است و نه به تاييد حكومت. افرادي كه فكر مي كنند هر تحركي از دانشجويان بايد با اجازه آنان باشد بهتر است امضايشان را براي تشكل هاي متملق حكومت در دانشگاه نگه دارند. زيرا انجمن اسلامي يك تشكل بي ريشه نيست كه نياز به دستور يا اجازه ديگران و فرماندهان داشته باشد. انجمن اسلامي صرفا وامدار دانشجو و آرمان هاي جنبش دانشجويي است و در مسير آزادي خواهي و نقد حكومت هم از دادن هيچ هزينه اي ابا ندارد زيرا ماهيت وجودي ما همين اهداف است؛ اهدافي بس مقدس و شايسته ي پرداختن هزينه.

متاسفانه هنوز اين تفكر وجود دارد كه با نابود كردن دفتر انجمن و غيرقانوني اعلام كردن آن مي توانند صداي دانشجويان منتقد را خاموش كنند ؛ در حاليكه دانشگاه  پلي تكنيك مثال بسيار خوبي براي رد اين مدعاست.پس از آنكه انجمن اسلامي پلي تكنيك توسط رئيس معلوم الحال و فاشيست آن غيرقانوني اعلام شد و نيروهاي امنيتي ساختمان انجمن اسلامي را خراب كردند نه تنها نام انجمن اسلامي در پلي تكنيك فراموش نشد بلكه بچه هاي پلي تكنيك پوياتر شدند و مسببان ويراني دفترشان را به روز سياه نشاندند. در واقع پلي تكنيكي ها ثابت كردند كه انجمن اسلامي محدود به يك چهارديواري و اجازه ديگران نيست.در آخر كار به جايي رسيد كه براي خاموش كردن دانشجويان پلي تكنيك دست به دامان نيروهاي امنيتي شدند و بسياري از دانشجويان آزادي خواه را بازداشت كردند اما هنوز هم صداي جنبش دانشجويي مثل گذشته از دانشگاه پلي تكنيك به گوش مي رسد. واي به روزي عقلانيت را از انسان بگيرند آن موقع است كه انسان از اشتباهات خودش هم درس نمي گيرد.(البته در اين مورد فكر نمي كنم از اول هم عقلانيتي موجود بوده باشد)

4-از دوستان عزيز مي خواهم كه با اين فشارها سرخورده نشوند و از هيچ تلاشي براي دفاع از كيان انجام فروگذار نكنند. در بدترين حالت برمي گرديم به سال گذشته! پارسال امكان داشت بسيجي ها از طريق انتخابات انجمن را تصرف كنند ولي حالا هيچ گاه فكر اين كار را هم نمي كنند. در ضمن من فكر مي كنم اين برخوردها خيلي هم به نفع ماست و اين باعث پويايي ما مي شود و ما را مجبور خواهدكه كار تشكيلاتي بكنيم و دانشجويان بيشتري را جذب انجمن اسلامي و تفكر آن كنيم. اين كار حداقل از شركت در جلسات صد تا يك غاز كه توي آن فرم تصويب مي كنند ، براي جنبش دانشجويي مفيدتر خواهد بود. شايد اگر انجمن را منحل كنند ، ما به جاي اعتراض آرام به كاري مثل تابلوهاي پوشش در شوراي فرهنگي همان روز اول تابلو را از بيخ كنديم.(گفتم شاید!) اين مدني بيچاره هم مجبور نيست به خاطر يك اعتراض ساده توي شوراي فرهنگي هزار جور حرف بي مورد بشنود.

تازه آن موقع ما به اصل مان برمي گرديم؛ يك جريان دانشجويي كاملا مستقل بدون هيچ نيازي براي سر و كله زدن با غير دانشجو؛ در حالي كه هويت مان را هم حفظ خواهيم كرد.فكر كن!!!

تازه فكر كنيد بخواهند مثل بعضي از دانشگاه ها انجمن به اصطلاح مستقل هم براي ما بتراشند كه آن زمان اوج دوران خوشبختي ماست. چون جريان خودفروخته دانشگاه خودش را رو خواهد كرد ، بعد ما پوست آنها رو مي كنيم.ايول! از بيخ هم مي كنيم!

حالا ديديد چه انجمن منحل بشود چه نشود به نفع ماست. پس پيش به سوي سال تحصيلي آينده!

اين بيت شعر را هم از من داشته باشيد و آن را هر روز صبح با خودتان دكلمه كنيد:

در مملكت چو غرش شيران گذشت و رفت                 اين عوعوي سگان شما نيز بگذرد

+ نوشته شده در  جمعه 22 تیر1386ساعت 2:7  توسط سید مهدی چاووشیان  | 

آسمان آبی ، چشم ها منتظر ، خنده ها بلند / اما دل من و تو آهنگ دیگری دارد / حالا که دیوانه ها آزادند و دوستان خنجرها را بر کمر بسته اند ، دست مهربانی آلوده از فریب / حالا که حقیقت زهری است در کام ریئس قبیله / حال به کدامین پیمان باید دلهامان را خوش کنیم / در این سالهای فراموشی که آیینه دلهامان را غبار فرا گرفته / در این سالها که کبوتران آزادی در میان میله های قفس جان می دهند / در این سالها که پرده های ترس چشمانمان را پوشانده / دراین سالها که سگان گله دشت گوسفندان را فراموش کرده اند / و گرگان در جشن فراموشی ، شکم ها را پر کرده اند / در این سالها که هر جوانه را از کین زیر پاهایمان له می کنیم / دراین سالها که زبان سرخ سر سبز را می دهد بر باد / در این سالها که هر کلام محبت خنجریست بر دلهای خسته مان / در این سالها که دستانمان را در مه گم کرده ایم / شاید فردایی نباشد اما بدان ، بدان که ما هستیم / بدان که خاک هنوز آغوش گرم مادریست که در آن متولد می شویم / بدان که آب شیره تولد ماست و تا باران چشمانمان هست رشد خواهیم کرد / بدان که آب هست ، خاک هست ، جوانه خواهیم زد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 تیر1386ساعت 23:15  توسط آزاده موسايي نژاد  | 

یکسال دیگر هم گذشت سالی که برای انجمن اسلامی پر از فرازونشیب بود بعد از شمارش شدن آرا در خرداد ۸۵و پس از تلاشهای بسیار( استفاده از تریبون نشریات دانشجویی مختلف) انتخابات در آبان ۸۵برگزار شد و سیر تحولات امسال از آن روز رقم خورد انجمن تمام تلاشش را کرد تا رکود و رخوتی که سراسر دانشگاه را فراگرفته بود بشکند تمام تلاشهای انجمن در برگزاری چندین سخنرانی ، برگزاری نمایشگاه کتاب ، دیدار با احزاب و شخصیت های سیاسی ، برگزاری جشن شب یلدا و چندین نشریه از جمله پستو که هرهفته منتشر می شد خلاصه شد هر چند که بسیاری دیگر از برنامه هایش هم مجوز داده نشده در این میان برخوردهای متفاوتی را با انجمن شاهد بودیم بسیاری از دوستان انجمن آن را به محافظه کاری متهم می کردند و انجمن اسلامی شاهرود را زنگ تفریحی می دانستند که فقط وجودش را مهم می داند و هرگز نمی خواهد دست به عملی قاطعانه بزند و اعلام مواضع انجمن را در برخی مواقع با مواضع رقیبش یکی می دانستند از سوی دیگر انجمن را رادیکال و شورای مرکزی اش را به مارکسیست بودن متهم می کنند انجمن اسلامی با ناملایمات بسیاری روبه رو بود دوستانی که در نیمه راه تنهایش گذاشتند و دشمنانی که وجودش را تحمل نمی کردند حتماً می گویند باز هم سناریوی دشمن سازی !!! ولی آیا به راستی چنین چیزی صحت ندارد ؟ آنهایی که انجمن را رها کردند و آن را ارث عده ای خاص می دانند باید آگاه با شند هر کدام ازما یک روز وارد دانشگاه می شویم و یک روز هم می رویم ولی انجمن همیشه می ماند و هر کس به راستی توانایی اش را در خود احساس می کند بیاید و فضا را تغییر دهد چرا همیشه شعار دموکراسی می دهیم ولی کسی به آن پایبند نیست چرا وقتی نظرمان رأی نمی آورد به انجمن پشت می کنیم همگان باید بدانند که انجمن خانه ی دانشجو است و صاحبان اصلی اش هرگز در اصل وجودی اش تردید نخواهند کرد هر چند ممکن است ما در مواردی خاص با هم اتفاق نظر نداشته باشیم که موضوعی بدیهی است همچنان که دربسیاری از نهادها دیگر همین گونه است و تفاوت آرا نشان دهندۀ زنده بودن و پویایی است ولی در مورد کیان انجمن همه با هم اتفاق نظر داشته و برای حفظش تا آخرین توان ایستاده ایم ما انتخابات را اردیبهشت 86 با پایبندی به اصول و قوانین انجام دادیم و آنها که حضور انجمن را خاری در چشمانشان احساس می کردند با ساختن معترضان ، این انتخابات را به چالش کشاندند و بازی را شروع کردند و پایان خوبی را به دنبال نخواهد داشت عده ای خاص که برخورد شان با انجمن از سر غرض ورزی است و رسیدگی به پروندۀ انجمن را با نیات سیاسی شان مختلط کرده اند باید بدانند بازی که برنده اش معلوم نیست ، ما با حسن نیت درتمام برنامه ها با دانشگاه همراهی داشته ایم ولی اگر قرار باشد یکی از طرفین این تعامل را بهم بزنند آن دیگری هم ساکت نخواهد ماند آنها که کیان انجمن را زیر سوال برده اند مطمئن باشند فضا این گونه نخواهد ماند هر تصمیمی تبعاتی دارد شاید سال آینده انجمن که حتی یک تحصن برگزار نکرد وبه خاطر آن متهم شد تحصن هایی برگزار کند که آرامش را از فضای دانشگاه بگیرد و دوستان باید بدانند که این آرامش قبل از طوفان است . ما حاضریم برای رسیدن به خواسته هایمان هزینه اش را هم بپردازیم ولی این هزینۀ دو جانبه خواهد بود آیا دانشگاه و مسئولانش هم علاقه ای به پرداخت هزینه دارند. حال باید ماند و نتیجۀ جلسۀ روز شنبه و تبعات این تصمیم را دید .
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 تیر1386ساعت 23:5  توسط فرخنده بختياري زاده  | 

۱- دوستان عزیز سلام

۲-من به خودم فحش ( فحش بدی نبوده!) داده بودم که دیگه هیچ وقت توی وبلاگ گروهی مطلب ننویسم ولی چه کنیم که کار انجمن به تابستون کشید(گویا کار هم به جاهای باریک کشیده! ) و تکلیف انتخابات هنوز معلوم نیست. به همین خاطر جناب مدنی در ادامه ی حمالی هایی که از خودش، من و سایرین میکشه ، از من خواسته (راستش منو مجبور كرده) كه يك مطلب در مورد انجمن و دفاع از آن بنويسم( كاري كه حداقل هر كدام از ما هزار بار انجام داديم). دليلي هم كه آورده خيلي بامزه است اگه خواستين از خودش بپرسين.

۳- به هر حال دليل اشكان باعث شد كه من در كمال بي شرمي حرفم رو زير پا بذارم و فحش (همون فحشي كه زياد بد نبوده!) رو به جان بخرم تا يكسري حرف ها توي يك مطلب روي اين وبلاگ پست كنم. كدوم حرف ها رو صبر كنيد تا مطلب پست بشه. به هر حال من بدون اجازه گرفتن از مديريت وبلاگ ( كه اخترام خاصي هم براش قائل نيستم ) براي خودم يك user هوا كردم و باقي قضايا.

4-به هر حال اگر بي صبرانه منتظر خواندن مطالب من هستيد( مطمئنم كه هستيد!) تا آخر امشب صبر كنيد تا يكي ديگر از مطالب آتشين من رو بخوونيد. و اگر هم عاشق نگارش من و نوع بيان من در دفاع از انجمن ( اون روز يادتونه كه ۶۰ نفري جمع شديم توي انجمن) هستيد ،( شك ندارم كه هستيد!) باز هم چاره اي ندارين كه تا امشب صبر كنيد. coming soon

۵-اين رو هم بگم كه امروز من و محسن هاديان پور يك نشست خبري توپ! توي ايسنا داشتيم. گزارش و شرح ماوقع امروز رو هم به زودي خدمت تان عرض(عمرا!!!) خواهم كرد. ( البته اگر صلاح بدانم)

۶-ملالی نیست جز دوری شما ، جز زنداني بودن خيلي از دانشجو ها ، جز توقيف هم ميهن و ايلنا ، جز سنگسار كردن مردم ، جز ...........................(متاسفانه اين قصه سر دراز دارد). البته كارت سوخت هم معضلي شده براي خودش!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 تیر1386ساعت 20:19  توسط سید مهدی چاووشیان  | 

 

   دلم به اندازه دوری ماه گرفت 

                                                                                                                              وقتی خبر دستگیری اعضای تحکیم، خبرسنگسار وحکم زندان آن خانوم(دلارام علی بنا) را خواندم

در دلم می ماند یک احساس خفقان و یک حس غریب که اگر واژه ها یاریم نکنند نمی دانم چه کنم؟      و واژه ها مگر چه می توانند بکنند جز آرامشی دروغین!؟

مثل همیشه نمی دانم این رفتارهای زشت غیر انسانی یا بهتر بگویم حیوانی در کجای جهان زیبای عرفان قرار می گیرند؟ کاملتر از دایره بی شکلی است اما مگر می شود از بی عدالتی دایره رنجور نشد؟                                                                                                                               نمی دانم چرا یاد آن روز خرداد۸۴ می افتم که مردم از خوشحالی برد فوتبال ایران زده بودند به        خیابان ها  همان روزهای قبل انتخابات بود و من نمی دونستم خوشحالم یا ناراحت!                   نگاهم مثلثی بود از پوستر های تبلیغاتی که دروغ می گفتند  بچه های وزنه به دست زابلی که در شب اتحاد قرمز و آبی هنوز تنها بودندو در غم نانشان  و مردم که غرق شادی بودند،مردمی که آن قدر قدرت داشتند که اثری از چراغهای آبی قرمز بنزهانباشد!  و همین مردم چند روز بعد به یکی از آن پوسترها رای دادند که می گفت حامی آن بچه های فقیر است. مردم نمی دانستند روزه دارانی هستند که سحر خون می آشامند و آه ازین ندانستن و جهل.

وتو                                                                                                                                      تو که قرار است به انصاف رای دهی:                                                                                  فراموش نکن                                                                                                                            روزی خواهد آمد  و در آن پرسیده می شود:                                                                      از روح خود دمیدم و تو راانسان خلق کردم                                                                                                                            اکنون چه هستی؟انسان؟مشتی خاک؟و یا پست تر از خاک؟  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 16:59  توسط زینب ولیان  | 

بسمه تعالی

جناب آقای دکتر مرادزاده ؛

ریاست محترم دانشگاه شاهرود ؛

 

همان طور که مستحضرید بیش از هفتاد روز از انتخابات دوره ی جدید شورای مرکزی انجمن اسلامی می گذرد و علی رغم تمام تلاش های صورت گرفته ،سرنوشت این انتخابات قانونی همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد .

لازم است جهت تعیین مواضع قاطع منتخبین و بیان اعتراض نسبت به روند در پیش گرفته شده در قبال انتخابات انجمن اسلامی چند نکته را متذکر شده ، که مطمئنا پیش از این نیز از آن آگاه بوده اید :

 

1_ انجمن اسلامی دانشجویان در روالی قانونی و با پایبندی به تمام اصول اساس نامه انتخابات را برگزار کرده است.

 

2_ بسیاری از نهاد های قانونی از جمله نماینده ی هیئت نظارت ، کمیته ی اجرایی و شورای نظارت  انتخابات بر سالم و قانونی بودن انتخایات برگزار شده صحه گذاشته اند.

 

3_ انجمن اسلامی همواره کوشیده است در فضایی آرام و به دور از تنش پیگیر خواسته های به حق دانشجویان باشد و لذا حفظ تعامل از سوی مسئولین دانشگاه و پاسخ به حسن نیت در پیش گرفته شده از سوی انجمن امری بدیهی به نظر می رسد.

 

4_  بیش از هفتاد روز از برگزاری انتخابات انجمن اسلامی در اردیبهشت ماه 86 می گذرد و علل تاخیر در تایید انتخابات به دلایلی خاص بر اذهان عمومی دانشجویان پوشیده شده ، که این موضوع شائبه ی برخورد سیاسی با انتخابات انجمن را قوت می بخشد.

 

5_ آقای دکتر مراد زاده اجازه ندهید که دانشگاه به عنوان نهادی مستقل و پویا تحت اعمال فشار های نهاد های خارج از دانشگاه و تفکرات اقتدارگرا ی داخل دانشگاه استقلال خویش را از دست رفته ببیند.

 

حال که سرنوشت انجمن اسلامی پس از رای زنی های بسیار به جلسه ی 23 تیر سپرده شده، تقاضا داریم که با در نظر گرفتن جمیع جوانب و برای حفظ فضای آرام دانشگاه با دیدی بازتر به قضاوتی عادلانه بپردازید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 15:37  توسط پستو  | 

سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شاهرود ازمخالفت هيات نظارت با درخواست اين انجمن مبني بربرگزاري جلسه هيات منصفه درترم آينده، خبر داد.

علي قلي‌زاده درگفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) با اشاره به اين‌كه گفته شده جلسات كميته انضباطي و هيات منصفه نبايد درزمان تعطيلي دانشگاه برگزارشود، گفت: با توجه به زمان تعطيلي دانشگاه درخواستي به هيات نظارت مبني بربرگزاري جلسه هيات منصفه در ترم آينده ارايه كرديم، اما هيات نظارت در ابلاغيه كتبي با اين درخواست مخالفت كرد

+ نوشته شده در  چهارشن